تبليغاتX
... پارس بانو
 

در آرشیو مطالب مهر ۸۶ (درست دوسال پیش) ،  نوشته ای  دارم با عنوان "تاریخ تکرار می شود؟"

آن روزها اجلاس کشورهای حاشیه خزر در تهران برگزار شده بود تا مدعیان حاشیه نشین با گفتگویی دوستانه به نتیجه ای عادلانه! در باب کاسپین ، این آب شور ناصر الدین شاه خودمان ، برسند . اما پس از آن درباره نتیجه ی اجلاس ( گرچه به قطعیت نرسید ) اخبار غیر موثقی (؟!) به گوش رسید که کسی روی بازگویی اش نداشت!

اخبار درباره سهم ایران از خزر و گمانه زنی های مربوط به آن بود ..

آن روزها دلسوزانی که اخبار را دنبال می کردند تاکید فراوان داشتند بر اینکه مبادا ایران در حین این نشست ها و گفتگوهای دوستانه، از حق ۵۰ درصدی خود ( که مدتی بعد شد ۲۰ و چند درصدی!) پایین بیاید و به پیشنهاد روس ها مبنی بر حق ۱۱ یا ۱۳ درصدی راضی شوند!        

                                                

 

برخی معتقد بودند ایران شاید به واسطه جریانات هسته ای و شرایطی که در عرصه بین الملل دارد،

در پشت میز مذاکره مطالبات روس های مکار را

با لبخندی برادرانه پاسخ دهد

و اینگونه کشورهای حاشیه خزر به مقصود خود

 که همان سهم ۱۱ درصدی ایران از خزر است دست پیدا کنند.

 

 

اما امسال با گذشت زمانی نزدیک به دوسال از آن روزها، دیگر دغدغه ای نداریم که مبادا به خواسته ی روس ها و مطیعان آنان در پشت میز مذاکره تن در دهیم ..

چون دیگر میز مذاکره ای وجود نداشت!

طبق پیش بینی ها احتمالن امسال روی صندلی ایران در پشت میز مذاکره درباره وضعیت خزر، جای ایران یک گلدان گل گذاشته اند ..به رسم یادبود !

......

" ایران به اجلاس ۴جانبه کشورهای حاشیه خزر در آکتاو دعوت نشد! "

به همین سادگی !

گرچه وزیر امور خارجه به دعوت نشدن ایران اعتراض کرد . اما پاسخ روسیه هم در جای خود شنیدنی بود:

"... علت اعتراض ایران چیست؟در این مورد بحث دیدار میان کشورهای مشترک المنافع در میان است،

چنین دیدارهایی بارها در اشکال مختلف برگزار شده است (!)

همچنین مسئله دریای خزر تنها موضوع این دیدار نیست...."

 

 

 

 

 

گرچه کسانی همچون دکتر فلاحت پیشه  ( عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس) این اقدامات را ناشی از مشترک المنافع بودن این کشورها می دانند و تاکید دارند که ایران باید به تصمیمات این اجلاس غیر قانونی بی اعتنا باشد..و حتی می تواند به مراجع بین المللی شکایت کند .

اما آیا این برای مردم مارگزیده ایران که از وقتی تاریخ نوشته شد ! از روسیه و...... دیدند و کشیدند ، کافی ست؟؟؟

 

 

.......

 

 

*پ . ن:

شوق آمدن پاییز ، سالهاست یک پی نوشت نارنجی را نصیب پستهای آخر شهریورم کرده..

امسال هم به رسم هر سال :

 

... آسمانش را گرفته تنگ در آغوش..
                                                  ابر .. با آن پوستین سرد نمناکش..

                                                         


 باغ بی برگی
                    روز و شب تنهاست
                                                     با سکوت پاک غمناکش

     
                              "   ساز او باران ... سرودش باد ..."



باغبان او را رهگذاری نیست ..
                                                 باغ نومیدان ،
                                                 چشم در راه بهاری نیست ..

 
گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد ،
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید ،


باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟

 

خنده اش خونی ست اشک آمیز
                             جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن

                                                پادشاه فصلها ، پاییز ...

 


                                                                                      

                                                                               "باغ من : م.اخوان ثالث"

 

 

نگاشته شده در پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت 1:16 توسط سمیرا فرخ منش| |
 

 

 "... روزنامه فریاد حیات و زندگی ست.. صوتی ست که از پیکر جانداری بلند می شود.. نبضی ست که می زند و حرکت می کند.. گواهی ست که هنوز قلبها کار می کنند .. و در پیکر کشور روح و رمقی باقی ست.. اینان پلیس اجتماعند .. جلوی انجام وظیفه ی پلیس را نباید گرفت ... "

                                                                                            ( امیل زولا )

 

 

 

این روزها فقط زمزمه ی دلتنگی ست..

زمزمه ی دلتنگی همکارانی که امروز در تقویم به نامشان است اما ،

جای خودشان چقدر خالی ... !

 

 

 

نگاشته شده در شنبه 17 مرداد1388ساعت 0:41 توسط سمیرا فرخ منش| |
...

اختلافات ایران با غرب باعث شده که غیر از هواپیماهای روسی انتخاب دیگری نداشته باشد:

 

توپولف یک شرکت روسی است که در ۱۹۲۲ آغاز به کار کرد..و در صنایع دفاعی و هوافضایی فعالیت دارد. تولیدات توپولف شامل ۴مدل توپولف است: توپولف تی-یو ۱۴۴  / توپولف تی-یو ۱۵۴ / توپولف تی یو ۱۶۰ / توپولف تی یو ۲۰۴.. این هواپیما برای نخستین بار در چهارم اکتبر 1968 به پرواز درآمد.

 

مشخصات حقیقی توپولف:

توپولوف یکی از ناامن ترین هواپیمای جهان :

* اما هواپیمای توپولوف با نام اختصاریTU- 154 Mبه عنوان نا امن ترین هواپیمای مسافربری جهان شناخته می شود.

* و این هواپیما از نظر فنی در دنیا تحریم و مجوز پرواز بین المللی به اتحادیه اروپا و آمریکا را ندارد.

* شرکت هواپیمایی توپولوف به دلیل زیان ده بودن در سال 2002 اعلام ورشکستگی و در 5 شرکت هواپیما سازی روسی ادغام شد. اما ایران فرشته نجات توپولف و ورشکستگی آن شد !

* توپولوف 154 هواپیمای مناسب مسافربری برای مسیرهای هوایی که در پروازهای داخلی روسیه و سایر کشورهای آسیای میانه و تا اندازه ای در اروپای شرقی و ایران به کار خود ادامه می دهد.

نزدیک به 900 هواپیمای توپولوف در مدلهای گوناگون تاکنون در جهان ساخته شده و در ایران اغلب شرکتهای هواپیمایی ایران از مدل TU- 154m این هواپیما استفاده می کنند.

هواپیمایی که امروز در استان قزوین سقوط کرد چهارمین هواپیمای توپولفی است که طی سالهای اخیر در ایران سقوط کرد...

...

* ایران باهدف تجهیز ناوگان هواپیمایی مسافربری، از چند سال پیش مذاکرات با مقامات روسیه و شرکت "توپولف" بزرگترین مجموعه هواپیماسازی مسافربری روسیه برای خرید انواع پیشرفته این هواپیمارا آغاز کرد.

* توافق کلی همکاری دو کشور در این خصوص در جریان دیدار رییس جمهوری اسلامی ایران از روسیه در مارس۲۰۰۱میلادی حاصل شده بود.

 "حسن حاج علی فرد" (رییس وقت سازمان هواپیمایی کشوری) در آبانماه۱۳۸۲ در راس هیاتی مرکب از چهار کمیته مدیریت و برنامه ریزی، فنی ،عملیاتی و طراحی داخلی به بررسی دقیق و علمی تواناییها، ظرفیتها و امکانات هواپیمای مسافربری توپولف ۲۰۴و ‪ ۲۱۴پرداختند.

 * "احمد خرم" وزیر راه و ترابری ایران در سال ۸۲با اعلام تصمیم خرید تعدادی از هواپیماهای "توپولف" روسیه : قیمت توپولف ۲۰۴ بین۲۲تا ۲۷ میلیون دلار است درحالی که قیمت هواپیمای ایرباس مشابه حدود ‪ ۸۰میلیون دلار می‌باشد.

* یک روزنامه روسی به دنبال سخنان خرم  : علت اصلی خرید هواپیماهای روسی توسط ایران ارزان بودن آنهانیست بلکه اختلافات ایران با غرب باعث شده که غیر از هواپیماهای روسی انتخاب دیگری نداشته باشد.

* یک کارشناس دفتر طراحی توپولف  : مسلما هواپیماهای ما را کشورهایی که به دنبال صرفه‌جویی هستند، خریداری می‌کنند.

 "ماکسیم پیادوشکین" معاون مرکز تحلیل راهبردی و فناوری روسیه  : ما در مورد فروش هواپیمای توپولف ۲۰۴به ایران با آمریکاییها هیچگونه مشکلی نخواهیم داشت زیرا درمورد این هواپیماها مجازاتهای بین‌المللی وضع نشده است.

 "آندری اوسیپف" معاون اداره کل برنامه‌های پیشرفت فناوری سازمان هواپیمایی و فضانوردی روسیه گفته بود: هواپیمای توپولف ۲۰۴مشابه بویینگ ۷۵۷و ایرباس آ-۳۲۰ است ولی قیمت و هزینه خدمات بهره‌برداری آن از این نوع هواپیماها ارزانتر است.

 رییس سازمان هواپیمایی کشوری پس از امضای یاداشت تفاهم تایید گواهی پروازبا طرف روسی در مسکو گفت: بر اساس برنامه کاری موجود دولت ایران قصد خرید پنج فروند هواپیمااز نوع توپولف۲۰۴ -۱۰۰ از روسیه را دارد.

 ...

 نمونه های مشابه :

۱۰ شهریور ۸۵ : سقوط هواپیمای توپولف تی یو-۱۵۴ شرکت ایران ایر تور در فرودگاه مشهد. این هواپیما در مسیر بندر عباس مشهد در حال حرکت بود. این هواپیما حامل ۱۴۸ مسافر بود. در این حادثه ۲۸ نفر کشته و ۵۰ نفر زخمی شدند.

۲۳ بهمن ۸۰: هواپیمای توپولف تی یو-۱۵۴ شرکت ایران ایر تور در نزدیکی خرم آباد با کوه برخورد کرد و ۱۱۹ کشته داد.

۱۹ بهمن ۷۱: هواپیمای توپولف تی یو-۱۵۴ شرکت ایران ایر تور با یک هواپیمای سوخو-۲۴ متعلق به سپاه پاسداران در نزدیکی تهران تصادف کرد.  این حادثه ۱۳۴ کشته داد.

 چهارشنبه ۸۸/۴/۲۴ :یک فروند هواپیمای مسافربری از نوع توپولف تی یو-۱۵۴ متعلق به شرکت هواپیمایی کاسپین که عازم ارمنستان بود دقایقی پس از بلند شدن از فرودگاه امام تهران در در ۱۲ کیلومتری جنوب قزوین بین منطقه فارسیان و جنت آباد در بخش مرکزی قزوین سقوط کرد که منجر به کشته شدن تمامی ۱۶۹ سرنشین (مسافر و خدمه)این هواپیما شد.

...

مشخصات فنی توپولف:

توپولف ۱۵۴ هواپیمای مسافربری مناسب برای مسیرهای متوسط هوایی که در پروازهای داخلی روسیه و سایر کشورهای شوروی سابق ، همچنین تا اندازه ای در اروپای شرقی و ایران به کار خود ادامه می دهد . توپولف ۱۵۴ مدل توسعه یافته ای از هواپیماهای توپولف ۱۰۴ (۱۰۴-Tu) ، آنتونف ۱۰ (۱۰-An) و ایلوشین ۱۸ (۱۸-ll) می باشد . معیار طراحی در توسعه این سه هواپیما تا اندازه ای متفاوت بود که شامل،قابلیت پرواز در فرودگاههای کوچک و پرواز در ارتفاع بالا می باشد.

* در ایران شرکت های هواپیمائی ایران ایرتور، ماهان، تابان، آریا، کیش ایر و کاسپین از مدل M ۱۵۴-Tu این هواپیما استفاده می‌کنند.

...

* در سقوط توپولف امروز در حوالی قزوین، شدت انفجار و آتش سوزی به حدی بوده است که نیروهای امدادی به دلیل سوختگی شدید پیکر کشته شدگان هیچگونه کمکی از دست شان برنمی آید و تنها در صدد جمع آوری و انتقال پیکرهای قربانیان حادثه به سردخانه هستند...!

این آمار جالب درباره میزان سقوط هواپیماها در ایران را نیز  اینجا بخوانید...!!!

 


 پی نوشت ۱ : درخواست احمدی نژاد از وزیر محترم راه و مسوولان ذیربط : به وزير محترم راه و ساير مسوولان ذيربط ماموريت داده مي شود در اسرع وقت علل وقوع اين حادثه را دقيقا بررسي و گزارش لازم را به اينجانب و ملت شريف ايران اعلام نمايند.

 پی نوشت ۲: یاد گزارش C-130 افتادم و پرونده ی تکمیل و به نتیجه رسیده اش !

پی نوشت ۳: ارمنستان پنج شنبه را عزای عمومی اعلام کرد ... !  اما ما فعلن وقت نداریم.. ما مشغول مدیریت جهان هستیم... ابراز همدردی با هم میهنان انشااله باشد برای وقتی دیگر ...

...

 

نگاشته شده در پنجشنبه 25 تیر1388ساعت 2:16 توسط سمیرا فرخ منش| |
 

انسان پوک

انسان پوکِ پر از اعتماد

 

نگاه کن که دندانهایش

چگونه وقت جویدن سرود می خوانند

و چشمهایش

چگونه وقت خیره شدن .. می درند

 

 

در کوچه باد می آید

این

ابتدای ویرانیست...

 

 

نگاشته شده در شنبه 23 خرداد1388ساعت 14:38 توسط سمیرا فرخ منش| |
فقط برای اطلاعات عمومی!

 

گوبلز،  وزیر  مشهور تبلیغات دولت هیتلر بود..در زمان رایش سوم

 او دانشجوی بسیار موفقی بود               

و در دانشگاه های مونیخ و هایدلبرگ، فلسفه، تاریخ و ادبیات خواند .

او در یك خانواده كاتولیك مذهب بزرگ شد و چون از معلولیت در ناحیه پا رنج می برد نتوانست در جنگ اول جهانی شركت كند.

روایت است ژوزف گوبلز پس از تشكیل

حزب ناسیونال سوسیالیست صمیمی ترین دوست هیتلر شد.

اما گوبلز به واسطه اینها و یا سخنرانی های آتشین و کوبنده اش نبود که مشهور شد!

 

بلکه توانایی گوبلز در ایده های تبلیغاتی اش بود

چون او در دوران وزارت خود یک تکنیک پروپاگاندایی مشهور داشت:

به نام نظریه "دروغ بزرگ "

گوبلز تا هنگام مرگ یعنی تا سال ۱۹۴۵در مقام وزارت ماند.

اما همه اینها به کنار..او برای تحقق نظریه مشهور خود چند تکنیک ترسیم کرده بود.از جمله:

۱- مخاطب قرار دادن کودکان و نوجوانان

۲- برای قبولاندن یک کل قسمتی از آن کل را اثبات می کنیم و به تمام آن تعمیم می دهیم

۳- به پیش زمینه های فکری مخاطب توجه کنیم    

۴- به منافع مخاطب توجه کنیم

۵- از پیامهای ساده و قابل درک استفاده کنیم

۶- سرایت روانی خیلی مهم است

۷- اغراق کنیم

۸- تکرار کنیم

که خلاصه این تکنیک ها در یک جمله میشد:

اگر می خواهید دروغ بگویید، بزرگش را بگویید..باورش ساده تر است..

                                                                         

 

 

 

 

 

 

گوبلز تا آخرین لحظات عمر به هیتلر وفادار ماند ..

و نهایتاً پس از ورود ارتش سرخ به برلین در ۴۸ سالگی

 ابتدا ۶ فرزند خود را با سم كشت و سپس با شلیك گلوله ای به مغز خود، به زندگی خود پایان داد...

 ...

 

 

نگاشته شده در یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 2:58 توسط سمیرا فرخ منش| |

 

سينمايي براي شعور خواب زده ي ما...

 

 

اخراجي هاي 2 چه خوب فروش كرد ..

۶ ميليارد و 7ميليارد رقمي بود كه روزنامه ها درجش كردند در ستون اخبارشان..

چه صف هاي طولاني داشت گيشه ي پر فروش فيلم اخراجي های2 .. به خوبي تلافي اخراجی های 1   را كه سي دي هاي غيرمجازش دست پير و جوان بود درآورد ..

مسعود ده نمكي هم سرمست از اين پيروزي ، ساعت به ساعت روز به روز خبر بالا رفتن فروش

گيشه هاي اخراجي ها را گزارش مي دهد . و مصاحبه مي كند و امتياز مي گيرد و ...

البته امتياز كه نه .. حق هر كارگرداني ست كه در ازاي كشاندن ملتي به قيمت 7 ميليارد تومان پای گیشه، در لحظه سال تحويل با عوامل فيلمش روبروي دوربين صدا و سيما بنشيند و لبخند بزند!

یا سينماهايي با فاصله 15 متر از يكديگر در خيابان را به فيلم خود اختصاص دهد ! *

یا بهترين ايام سال را كه همان عيد نوروز سبز ايران ست، انتخاب كند براي اكران فيلمش ...

بخيلان چشم ببندند و نگاه نكنند اگر مشكلي دارند !

جاي دوري كه نمي رود.. يك هم ميهن خوش فكر كه به زيبايي فهميده گيشه چيست

و به چه كار می آيد، فكرش را به كار انداخته و زندگيش را سرو سامان داده ..

اينكه ديگر سر و صدا ندارد .. نقد و بررسي ندارد .. فحش و ناسزا ندارد ...

اما خودمانيم.. زندگي چه بازيهايي كه ندارد .. چه بالا و پايين هايي كه ندارد !

ديروز چگونه به سردر سينما نگاه مي كردند و با چه ابزاري ! به سويش مي شتافتند..

امروز صف گيشه همان سينماها چه مشتاقانه با تو همراهند..و نام تو را بالاي شيشه خود نوشته اند..

همراه با سانس اضافه!

 

پس ده نمكي هاي مملكت ما خيالشان راحت كه اندازه 7 ميليارد پشتوانه دارند .. مردمي كه با اشتياق در سالن هاي سينما مي نشينند به اين اميد كه ساعتي را بخندند ..  در همان سينماهايي كه گویا تنها نامي از آن باقي مانده (1)..چون همه مي دانيم مردم محروم نيازمند لبخند و شادماني اند(2)

گويي كارگردانان هنر دوست ما به خوبي دريافته اند كه :

حق داري تغيير بدي وقتي انتخاب بهتري داري!

و كي تشخيص ميده بهتر كدومه (3)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعارف نداريم .. همه دچار شده ايم .. شايد دچار همان تبصره 6 بند 2 قانون.. شايد هم همه خواهان آن شده ايم كه چكي به مبلغ روز داشته باشيم براي ارتقاي فرهنگ ملت عزيزمان (4)

اصلن هم قصد نداريم باور كنيم مردم ما خدايناكرده سينما را فراموش كرده اند

و هنرپروران ما احترام به شعور بينده را..

همان چيزي كه در آغاز "خون بازي" ديديم و شايد نفهميديم يعني چه:

" فيلمي براي حضور و شعور شما "

اما اكنون چه كنيم ؟

اكنون كه ديگر حرمتي براي شعور بيننده در سالن هاي سينمايي كه تنها سردري به نام سينما ازآن مي سازند چه كنيم؟

اكنون كه مي آييم و مي نشينيم  و لطيفه هاي دست به دست شده در مسيج هاي موبايلمان را در روي پرده بزرگ سينما مي بينيم بايد بخنديم ؟

مي خنديم.. اما نه به طنز گويي هايي كه ساعتي را خوش باشيم..( كه اي كاش لااقل طنز بود..با همان تلخي پيام آوري كه در بطن طنز نهفته)

تا حالا مي خواستيم از حقوقمان حرف بزنيم .. حالا حرف بر سر موجوديت ماست (5)

موجوديت سينماي ما.. موجوديت هنر با ارزش ما .. كه زماني سالاران بي ادعا و دوست داشتني داشت.. که یادشان به نیکی..

اما امروز .. اما اين روزها.. چه بر سرش‌ آمده ...؟

...

وقتي اخراجيها را مي بينيم ،مي خنديم ..بلند بلند .. اما غافل از اين كه اين قهقه ها پيش در آمدي ست براي يك خواب آرام ..اما سنگين ..كه بيدار شدنش هزينه هاي بسيار مي تراشد براي ما..براي اين مردم هنر دوست !

كه اين روز ها هنر را نمي يابند و در عوضش به گيشه پناه برده اند..

مي گويند : كشاندن مردم به پاي گيشه هم آسان نيست ..

اما مي گويم : پس تكليف اين خوابي كه چشمانمان را ربوده چه مي شود ؟ خوابي كه لالايي اش در پاي گيشه هاي 7 ميليارد توماني و به مدد ديالوگ هاي ضعيف اما توده پسند ميسر شده..

اين روزها بدجور خوابمان گرفته..و درست مصيبت هميشه از آن لحظه اي آغاز مي گردد كه همه خوابيم.

تمامي سرقت ها هم در ساعاتي از شب آسان مي شود كه همه اهل خانه در خوابند !

اما اهل خانه سينماي ما چه ؟ نگران به سرقت رفتن سينماي ما نيستند ؟

آنها هم در خوابند ؟!

مردم ما كه گويي سالهاست نخوابيده اند و امروز فرصت مغتنم است براي خوابي كه هفت پادشاه را در ‌آن ببينند

اما بزرگان ما در چه حالند ؟ نمي ترسند از زماني كه مردم ما ، مردمي كه حاتمي ها و مهرجويي ها و مخملباف ها و عیاری ها و پناهی ها و ..... را دارند ، عادت كنند به اخراجي ها ‌؟!

عادتی كنند كه تركش موجب مرضشان شود؟

عادتي كه در آن له شدن ارزش هاي سينما را ببينند و دم بر نياورند ؟

بزرگان ما در چه حالند ؟

در انتظار چكي به تاريخ روز ؟!  (6)

در انتظار غرق شدن در حاشيه ها؟  پنهان شدن در زير تنها نام سينما ؟

مدفون شدن در لابه لاي ديالوگ هاي بي محتوا؟ فيلمهاي بي تدوين ؟

صحنه هايي كه همچون غذايي بي طعم و بو تنها تن به خوردنش ميدهي كه از گرسنگي نميري؟

بزرگان سينماي ما در انتظار چه چيز به سر مي برند ؟

كه تنها گيشه ها رونق 7 ميلياردي پيدا كند  و ما نيز دل خوش كنيم كه سينما داريم ؟!!!

خانمها ! آقايان !

باور كنيد ما نه "میليونر زاغه نشين"مي خواهيم كه از آغاز، كه نامش باشد، تا پايان دچار پارادوكسي شيرين و جذاب سينمايي باشيم..

نه " ريدر" را كه با مدد گرفتن از حرفه اي ترين تكنيك هاي سينمايي تاثيرگذارترين صحنه هاي ايدئولوژيكي فاشيستي و ضد فاشيستي را ببينيم ..

و نه "ميلك" را كه حكايت همجنس بازان امريكايي را طوري به تصوير مي كشد كه گويي خود در ميان آناني!

باور كنيد ما نه اسكار مي خواهيم و نه شاهكار..  نه جايزه براي فيلمهايمان ..

باور كنيد ما فقط مي خواهيم كه خوابمان نبرد !

ما فقط مي خواهيم يك هنر شناس پشت دريچه دوربين نگاهمان كند.. ارزش هايمان را و منزلت هنري را كه در پله هفتم تاريخ ايستاده ..

ما فقط مي خواهيم كه اگر هم قرار است هشت سال رشادت هم میهنانمان روي پرده سينما باشد.. حاصلش قهقه هاي بي امان و سوت و كف هاي پي در پي نباشد ..

انگيزه ديدنش جملات هجو كوچه و بازار نباشد ..

سوژه هاي بي محتوا كه آدم را ياد سينماي قبل از انقلاب مي اندازد نباشد..

ما فقط مي خواهيم از فيلم فارسي فاصله گرفته باشيم .. همين!

ما مي خواهيم پتانسيل قدرتمنداني همچون عبدي ها و ...... صرف نشود ..همينجوري !

اگر هم حقايقي در آن 8 سال رخ داده كه شايد تصورش براي همگان امكان پذير نباشد، شيوه ي نماياندنش كوچك و بزرگ را به خنده وا ندارد ..

...

شايد ايراد ما اين است كه بهترين ها را داشته ايم و ديده ايم .. از آغاز انقلاب تا مدتها سير صعودي را در روي پرده سينما ديده بوديم ..جايزه ها گرفتيم .. گوشه و كنار دنيا ديده شديم ..

هنوز يادمان نرفته ما روي صندلي هاي سينما نشسته ايم و ديالوگهاي مادر را شنيده ايم..كلوزاپ هاي كيارستمي را ديده ايم ..

ما همان مردمي هستيم كه هامون را داشته ايم ..

آژانس شيشه‌اي/ باشو / پرده آخر/ خانه دوست كجاست/ ناصرالدين‌شاه آكتور سينما / سفر قندهار/ ديوانه از قفس پريد/ دو زن/ خانه اي روي آب  و  و  و  را تماشا كرده ايم..

پس  امروز چه بر سر ما ‌آمده ؟؟؟

                                                                          

 

 

 شايد هم آن روزها هنوز خوابمان نگرفته بود و هوشيار بوديم ...

ما همان مردميم ..

اما سينماي ما همان سينما نيست..

واقعن درد ما چيه ؟ نميدونم! (7)

 

...

 

تلخ است ..

اما بپذیریم زماني كه عادت كنيم به ديدن اخراجي هاي 1 2 3 و..... ! همان زمانيست كه ديگر بيدار شدني در كار نيست ...

 

ديگر اگر جلوه اي از هنر را هم روبروي خود ببينيم روي پرده ، اعتراض خواهيم كرد كه اين ديگر چيست .. تعطيلش كنيد ..ما مي خواهيم بخنديم !

ما سوژه مي خواهيم چه كنيم .. ما فيلمبرداري به چه كارمان مي آيد .. ما ديالوگ نمي خواهيم ...

آن زمان، همان زماني ست كه بايد سقوط روند فرهنگ سينمايمان را نظاره گر باشيم و خجالت بكشيم

آن زمان چیزی از منزلت گذشتگان سینمایمان هم باقی نخواهد ماند..مطمین باشید!

و  افسوسمان مي آيد كه نگفتيم : افتخار نمي كنم كه وايسادم و ديدم و ساكت موندم (8)

 

 ...

 

 

پي نوشت:

 1،2،3،4،5،6،7،8 : بخشي از دیالوگهای فيلم " وقتي همه خوابيم"

* سینماهای استقلال و آفریقا در خیابان ولیعصر تهران

درد نداشتن هارو  در بیست ببینید ..

 

 

 

نگاشته شده در جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 2:38 توسط سمیرا فرخ منش| |
 

این چندروز اخیر پشت سر هم خبرهایی می شنیدیم که

هم انگشت حیرتمان را به نزدیک دهان می برد ..

هم آه افسوسمان را از زبان خارج می کرد ..

معلوم نبود چرا ؟ چگونه ؟ به کدام جرم ؟ با کدام انگیزه ؟ به پشتوانه کدام وعده ؟!

...

فراوان شنیده بودیم یک شبه و ناگهانی دکان نشریات تخته شود ..

عادت هم کرده بودیم ..

این اواخر هم وقتی خبر را می شنیدیم اندکی غصه می خوردیم ..

می گویم اندکی ، چون اندکی عادت کرده بودیم..

شاید ! در کنار آن کمی هم ارشاد را یا با صدای بلند یا زمزمه وار نوازش می دادیم..

اما این اخبار اخیر دیگر چاره اش غصه خوردن  نبود ..

اعتراف می کنم عادت نکرده بودیم که رنجنامه روزنامه نگاران از خود روزنامه نگاران باشد..

 

بخوانید:

* کودتای نارنجی در اعتماد ملی 

[...بار ديگر بيكاري گريبان فعالان عرصه مطبوعات را گرفت. اما اين بار اين بيكاري نه به دليل توقيف و مشكلات مالي كه به دليل تماميت‌خواهي و سوءمديريت و عدم اعتقاد به اصل كرامت انساني برخي از مسوولان روزنامه اعتماد ملي به وجود آمده است. اين بدعت شوم را اين بار افرادي چون مهدي كروبي كانديداي رياست‌جمهوري، حسين كروبي فرزند ايشان كه حقيقتا نقش مديرمسوول را در روزنامه دارد! و چهره نام‌آشناي مطبوعات محمد قوچاني بنا نهاده‌اند! ...]

 

* آقای مترسک و روزنامه ی فرهنگ آشتی

[... رضا رشيدپور كه تماس گرفت و اصرار كرد براي ديدار و جلسه گذاشت و از اهداف چنين و چنانش گفت، شوق يك كار تازه، با گروهي تازه بار ديگر زنده شد.
همان موقع خيلي‌ها اشاره كردند به سوابق خراب آقاي رشيدپور در مجله «رويش » و برخورد غيراصولي و غيرحرفه‌اي‌اش با تيم آن نشريه، همان موقع خيلي‌ها گفتند و نوشتند كه ايشان شخصيت انجام كار بزرگي مثل انتشار يك روزنامه را ندارد و بعضي‌ها برحذرمان داشتند كه سابقه و اعتبار حرفه‌اي‌مان را براي «سردبير» شدن يك «شومن» تلويزيوني هزينه نكنيم ... ]

* مصایب روزنامه نگاری در آشتی

 

* خبرگزرای فارس برای خبرنگاران خودش هم پرونده سازی کرد!

* اخراج بیش از 50 خبرنگار در خبرگزاری حامی دولت

* دلایل اخراج از فارس(گفته های خبرنگار مجلس فارس دراینباره)

 

* شش نشریه در آستانه تعطیلی قرار گرفتند

* روزنامه خورشید متوقف شد

...

 

مطبوعاتمان را بلا گرفته ؟ جادو شده ؟ نفرینمان کرده اند ؟ طلسم شده ایم ؟!

هرچه که هست ، شواهد نشان می دهد که گویا نسل مطبوعات 

همان شقایقی ست که با داغ زاده است ... !

چه ازخودی چه بیگانه ...

 

 

نگاشته شده در سه شنبه 18 فروردین1388ساعت 1:16 توسط سمیرا فرخ منش| |
...

كنفرانس خبري APA  ديروز به دبير كلي محمد هادي ن‍ژاد حسينيان به تشريح اهداف آتي اجلاس شوراي اجرايي و تشريح عملكرد دبيرخانه مجمع مجالس آسيايي پرداخت.


 APA يا همان Asian parliamentary assembly با هدف ايجاد يكپارچگي در آسيا تشكيل شده و در حال حاضر 39 كشور آسیایی عضو این مجمع هستند و 18 کشور نیز به عنوان ناظر در مجمع حضور دارند که خواستار تشکیل پارلمان آسیا می باشند
اين مجمع سازماني منطقه اي است كه مختص حل مشكلات كشورهاي آسياسي از طريق مجالس پارلماني اين كشورهاست
( چيزي در مايه هاي اتحاديه اروپا ! اما بسيار ضعيف تر و ناقص تر از آن )


جالب اينجاست كه هند و ژاپن كه از مهمترين كسورهاي آسياسي به شمار مي روند جزو اعضاي ناظر اين مجمع هستند.

به گفته نژاد حسينيان درهفتمين اجلاس مجمع عمومي مجالس آسيايي براي صلح كه در آبان ماه ‪ ۱۳۸۵‬در تهران برگزار شده بود بنا به پيشنهاد ايران مجمع مجالس آسيايي به تصويب رسيد و نخستين جلسه خود را تشكيل داد.

دومين نشست مجمع مجالس آسيايي نيز سال بعد در آبان ماه ‪ ۱۳۸۶‬در تهران برگزار شد و سندهاي پيشنهادي شوراي اجرايي مجمع عمومي آسيايي كه شامل مبارزه با فساد، فقرزدايي، صندوق پول آسيايي ، بازار يكپارچه انرژي، معاهده دوستي، جهاني سازي، تنوع فرهنگي و بيانيه تهران درباره حقوق زنان در دستور كار آن قرار داشت.


وي گفت: از ابتدا مجمع سالانه مجالس آسيايي هشت موضوع را تعيين كرد تا بررسي شود و برنامه عمل آن به مجمع سال بعد تحويل داده شود. اين مرحله اول كار بود كه موضوعات تعيين شده براي آن به تصويب كشورهاي عضو رسيد.

در كنفرانس خبري ديروز دبيركل مجمع مجالس آسيايي كارنامه مجمع را اينگونه تشريح كرد كه : براي سال ‪ ۲۰۰۸‬وظيفه دبيرخانه اين مجمع اين است كه براي هريك از موضوعات تعيين شده يك كميته فني تشكيل دهد تا اين كميته‌ها بهترين راه را براي پياده كرده برنامه‌هاي عمل تصويب شده مشخص كرده و به مجمع عمومي در سال جاري تقديم كند كه اين كار خوشبختانه انجام شده است.

نژاد حسينيان گفت كه قرار شده است اگر كشوري ميزبان برگزاري اين كميته ها شود اولويت با آن كشور باشدو اگر هم كشوري براي ميزباني اعلام امادگي نكرد،اين جلسات در تهران برگزار شود.

وي افزود: خوشبختانه با وجود اينكه مجمع مجالس آسيايي در اولين سال خود قرار داد و يك سازمان نوپا است اما براي ميزباني برگزاري ‪ ۵‬مورد از كميته‌ها ‪ ۵‬كشور اعلام آمادگي كردند .

به گفته نژاد حسينيان، روسيه ميزباني كميته انرژي، اندونزي ميزباني كميته كاهش فقر، بحرين ميزباني كميته معاهده دوستي !!! ، سوريه كميته محيط زيست و كره جنوبي كميته تنوع فرهنگي را پذيرفتند و اين كميته‌ها تشكيل شد.
دبيرخانه مجمع نيز با توافق آرا به طور دايم در ايران مستقر شده است


به گفته نژاد حسينيان  مهم ترين مشكلات پيش روي مجمع مجالس آسيايي  اين است كه  اعضاي اين مجمع از نمايندگان مجالس و پارلمان‌هاي كشورهاي عضو هستند كه در هر دوره ممكن است عوض شوند، وافراد عضو اين مجمع به دليل انتخابات مجلس و انتخابات پارلماني تغيير مي‌كنند كه اين براي ادامه كار مجمع مشكل ساز خواهد بود. ( درهنگام تاسيس گويا به چنين مشكلي فكر نكرده بودند!)


"لازم به ذكر است كشور بحرين 2 عضو، ايران 5 عضو، چين 7 عضو در مجمع مجالس آسيايي دارند."

اجلاس شوراي اجرايي مجمع مجالس آسيايي ‪۱۷‬مهرماه با حضور علي لاريجاني رييس مجلس شوراي اسلامي، در تهران برگزار مي‌شود.
در اين اجلاس مباحث مهمي مطرح و قطعنامه‌ها و دستور كار مجمع عمومي كه آبان ماه در اندونزي برگزار مي‌شود، تدوين و تصويب خواهد شد.


كنفرانس بدي نبود .. از نكات مثبت اين گفتگوي خبري دو نكته بود :
دعوت زير 20 نفر از خبرنگاران . مختصر و مفيد
از معدود جاهايي كه براي ارتباط با خبرنگار درخواست دريافت ايميل وي را داشتند !

 

......

عكس هاي زيباي من رو از شكوه ايران زمين ، و جلوه هاي قدرت و هنرنمايي ايرانيان در شيراز ، دياري كه همه  اصالت پيشينه ي ايران زمين را در خود جاي داده،  اینجا ببينيد...

......

 

 

به شادي آغاز هزارباره ي فصل نارنجي سال :

 

... پاییز جان ! چه شوم ، چه وحشتناک
 رفتند مرغکان طلایی بال
از سردی و سکوت سیاه خسته اند
وز بید و کاج و سرو نظر بستند


رفتند سوی نخل ، سوی گرمی
            و آن نغمه های پاک و بلورین رفت

 

پاییز جان ! چه شوم ، چه وحشتناک
 اینک ، بر این کناره ی دشت ، اینک
 این کوره راه ساکت بی رهرو
 آنک ، بر آن کمرکش کوه ، آنک


 آن کوچه باغ خلوت و خاموشت
از یاد روزگار فراموشت

 

 پاییز جان ! چه سرد ،‌ چه درد آلود


 چون من تو نیز تنها ماندستی

 


 ای فصل فصلهای نگارینم
                                   سرد سکوت خود را بسراییم


                                     پاییزم ! ای قناری غمگینم    ...   

   

                                                                                     (خزانی: م.اخوان ثالث)

 

...

 

* : اگر در آينده براي ورود به سايت مشكلي بود به دليل تغييرات فني در قالب وبلاگ است . نگران نباشید!

 

نگاشته شده در سه شنبه 9 مهر1387ساعت 2:58 توسط سمیرا فرخ منش| |

به بهانه۲۸ اوت سالروز انتشار 198۴

آينده ي بشريت به كجا مي رود؟

 ...

 

می فهمم چگونه .. اما نمی فهمم چرا...

برخي كتاب ها را بايد خواند..برخي ديگر را بايد خورد .. 1984 را بايد خوب جويد .. خورد .. و هضم كرد .. گرچه همه اينها روي هم زحمت چنداني نمي برد


در بين شاهكارهاي خواندني ادبيات جهان انتخاب كردن دشوار است . اما با قاطعيت مي توان 1984 را ميان اين مجموعه قرار داد. و روي آن فكر كرد.

 ...

1984 يك رمان است يا روايت يا پيشگويي فرقي نمي كند ..
اما آنچه آشكار است نگراني هاي انسان امروز است براي فرداي بشريت. فردايي مبهم كه گرچه نيامده ، اما مي توان آمدنش را با دستاني پر از ترس به استقبال رفت..

ترس از دست رفتن ارزشهاي انساني .. ترس مسخ شدگي هاي ماشيني ..
ترس از نا آگاهي هايي كه گريبان انسان جاهل را مي گيرد..

جهلي كه دچارش نبودي..اما تو را دچارش كردند..

ترس از فراموش كردن ها .. ترس از ندانستن ها


1984 را اورول در سال 1948 به روي كاغذ آورد و يك سال بعد هم منتشر شد..
به همين خاطر نام آن را معكوس 1948 انتخاب كرد تا آينده انسان را در سالهاي دور به روي كاغذ آورد .

و چه با ظرافت و دقت هم پيش بيني كرد !

بسياري مي گويند "اریک آرتور بلر" يا همان جرج اورول  1984 را به واسطه هشداري براي گسترش كمونيسم نوشت .. و صد البته كه كل محتواي هر دو اثر جاودانه اورول در رد حكومتهاي كمونيستي نگارش شد..

همچنين تكفير جامعه كارگر در هر دو اثر  ( مزرعه حيوانات و 1984 ) به خوبي هويداست .
و اين مي تواند دليلي بر همين ادعا باشد ..


اين نويسنده  و روزنامه نگار انگليسي  به شكلي 1984 را آغاز مي كند و اوج مي دهد كه تو شايد تا ميانه هاي راه تصور كني كه كتابي تخيلي در دست گرفته اي ..
در حالي كه با رسيدن به نيمه هاي راه و آشكار شدن حقايق تلخ ترس آلود ماجرا ، آرام آرام مي پذيري كه نه تنها 1984 روايتي خيالي نيست ..
بلكه زاييده ذهني ست كه مي تواند به زيبايي ،خطر سيستم هاي سياسي ديكتاتوري را با حضور تنها چند قهرمان داستان و تفكرات آنها ، به تصوير كشاند.

می فهمم چگونه .. اما نمی فهمم چرا...

"وينيستون اسميت" در 1984 نماد انسان پريشان بي آينده اي ست كه حتي در ذهن خود اجازه ي عاشق شدن ندارد.. وقتي در كنج اتاقش به چيزي مي انديشد بايد مراقب حالات چهره اش باشد تا  دستگاه صفحه های سخن گو (telescreen)  متوجه افكارش نشوند !

روزگاري پر از ابهام و وحشت از ديده شدن .. دقايقي كه حضورت را گزارش مي دهند ..

رفتارهاي روزمره جامعه تحت كنترل چشمهاي ديگران است . اجازه تمامي اعمال از خوردن و پوشيدن و خوابيدن و نوشتن همه تحت نظر بزرگان جامعه ..
و انسان در 1984 اينگونه در جاده ي انحطاط مي تازد.

 "جوليا"  نيمه ديگر شخصیت اسميت اما از نوع زنانه اش است .. او نيز در ظاهر وفادار به منافع حزب و داراي كمربند "انجمن جوانان ضد ص.ک.ص " است ..
اما در باطن دل به عشق اسمیت دارد و با او راه پرخطری را آغاز می کند.. راهی که به نابودی هویت فکری هر دو تن می انجامد ...

و "ابراين" ، اين شخصيت دوست داشتني ، كه با خونسردي هرچه تمامتر خيانت مي كند و دروغ مي گويد ! و سرانجام داستان مي فهميم كه او چه خوب دروغ مي گفته و چه زيبا خيانت مي كرده!



در 1984 كودكان از دوران طفوليت مي آموزند كه  گزارش سخنان والدين خود را به وزارتخانه هاي كنترل كننده ارايه دهند ..
حريم شخصي هر انساني حتي در تختخواب شبانه اش كنترل مي شود ..

اينگونه ، تنها پسمانده اي از ارزشهاي انساني باقي مي ماند كه آن هم به دست فراموش سپرده شده..

 در 1984 به رفيقان بايد خنجر زد به دشمنان اعتماد كرد!

و همين نشان زوال جامعه انساني است كه همه چيز

جاي خود را .. منزلت خود را .. هويت خود را ..از دست داده است

و مسوول تمامي اينها كسي نيست جز حزب سياسي قدرتمند و برادر بزرگ كه رييس اين حزب است.

 .تو بايد عاشق باردر بزرگ باشي و از دشمنان نفرت داشته باشي ..

"برادر بزرگ هميشه مراقب توست"

اين نوشته اي ست در كوچه و خيابان و خانه و ... رو به توست ..

چشماني نافذ و وحشت آور كه تمامي وجود تو را در هم مي كاود. و ميفهمي كه نبايد خطا كني

اگر خطا كني تو را به اتاق شكنجه مي برند .

و مي آموزند كه اگر برادر بزرگ بگويد جمع ۲ با 2 مي شود 5 تو نيز بايد بپذيري

 

 

"مقاومت" در 198۴مفهومي مسخره است                         

"ايستادگي" معنا ندارد ..

"عقيده" واژه اي پوچ مي نمايد.. 

تمام آنچه از آدمي باقي مانده حزب است

و منافع برادر بزرگ

 

 

1984 به زيبايي يك تابلوي نقاشي،

ديكتاتوري ريشه دار نهفته در سيستمهاي به ظاهر دموكراتيك را

به تو نشان مي دهد . كه خصوصيت بارز بسياري از سيستمهاي توتاليتر است..

سيستمهايي كه  با نرمشی خاص در ظاهر ،تو را به سوی تباهی اندیشه ، تباهی آزادی عمل ،تباهی استقلال فکری سوق می دهد..

 هر آنچه از 1984 به دست مي آيد ، ترس است..

دلهره از زندگي بي اختيار است .. نداشتن امید به آینده است ..

 
در 1984 مي آموزيم كه توتاليتاريسم چگونه بر هويت آدمي اثر مي گذارد و او را به هر سو كه مي خواهد مي كشاند. ..
بي آنكه آدمي بداند و بفهمد كه به سوي انحطاط پيش مي رود..


در اين رمان با مفاهيم جالبي برخورد مي كنيم .. كه نه تنها در طول داستان نقش عمده اي در جهت دهي فكري خواننده دارند .. بلكه پس ازخواندن در طول زندگي نيز بارها به آن بر مي خوريم..
 
مهمترين اين مفاهيم  دوگانه باوری است يا همان  Doublethink  كه عبارت است از قبول کردن همزمان دو مفهوم متضاد!

كلمه اي كه دو معني دارد و تو بايد در يك زمان هردو را بپذيري..
صريح ترين نمونه ي اين دوگانه باوري در رمان اسامي بود كه بر روي 4 وزارتخانه كنترل كننده مردم گذاشته شده بود.

وزارت عشق ( محلي كه مخصوص شکنجه خاطيان بود)
وزارت فراوانی (  مكاني كه دلیل قحطی هاي جامعه بود)
وزارت صلح ( كه مسوول رسیدگی به  امور مربوط به جنگ بود)
و وزارت حقیقت ( كه محل تغییر اسناد تاریخی و آماده سازی دروغ ها وتبلیغات سیاسی بود !)

يا 3 شعار اصلي حزب كه دوگانه باوري را ميان ملت تلقين مي كرد:
جنگ صلح است،

                 آزادی بردگی است

                                            ناداني توانايي است.

مفهومي ديگر كه در ميان جملات كتاب زياد ديده مي شود newspeak  يا همان " زبان جديد " است..
حزب قدرتمند زبانی جدیدي را ابداع كرده است که در آن کلمه ای برای بیان مطالبی که با آرمانهای حزب در تضاد هستند وجود ندارد.
مثلن كسي به درستي مفهوم واقعي آزادي را نمي داند و از آن تعابير متضادي مي شود! 
البته حزب اجازه صحبت كردن آزادانه به مردم را درباره اين مفاهيم مي دهد .. اما نيت اصليش اَشفته تر كردن اذهان و متعاقب آن ايمان آوردن مردم به آرمانهاي حزب است.

حزب فرمانروا به شيوه ي اینگسوس (English Socialism) يا همان سوسياليسم انگليسي اداره مي شود و از نظر جغرافيايي به اوشنیا (ایالات متحده يا به قول برخي ديگر اقيانوسيه امروزي)، اوراسیا (شوروی) و ایستاسیا (چین) تقسیم می شود..


 آنچه درباره 1984 در تمامي تحليل ها مشترك است  اين است كه اين رمان به  معناي واقعي كلمه يك مانیفست ضد توتالیتاریانسم است
كه در كنار آن طبقه ي كارگر را نيز طبقه اي ناتوان و بي انگيزه و به عبارتي ساده تر بي عرضه مي داند... در مزرعه حيوانات نيز تمامي اميدها به كارگران بسته بود.
 اما سرانجام آنان كه خيانت كردند و كاري از پيش نبردند و خود به دست خود به پيش طبقه سرمايه دار پيش رفتند ،كارگران بودند..

پس بي اعتمادي به پرولتاريا در كل انديشه اورول نهادينه است..
كه اگر با دقتي بيشتر هردو اثر را مطالعه كنيم نمي توانيم دليلي بر رد اين مدعا بياوريم..


كارگران در 1984 طبقه اي بودند كه يا فراموش كرده بودند هويت خود را ..

يا آنان نيز كه چيزي به ياد داشتند دليلي براي اهميت دادن به آن نمي يافتند
و به سهميه ناچيز شكلات و مشروب خود قانع بودند و سپاسگذار..!

1984 با دو ترجمه در بازار موجود است .. يكي به ترجمه صالح حسيني و ديگر به ترجمه حميدرضا بلوچ كه در آن اريك فروم مقدمه اي آورده است و پيام 1984 را يك اتوپياي منفي نام مي نهد و مي گويد:


[...نگرش مهم اورول در 1984 به ماهيت حقيقت است. كساني كه رمان اورول را رديه اي ديگر بر استالينيسم مي بيند، عنصر اساسي تحليل وي را ناديده گرفته اند.
اورول در واقع درباره تحولي صحبت مي كند كه همانند روسيه و چين در كشور هاي صنعتي غرب نيز در حال وقوع است، منتها با گام هايي آهسته تر.
پرسش اساسي اورول اين است كه آيا اصولن چيزي به نام حقيقت وجود دارد يا نه ؟ "واقعيت" آنگونه كه حزب حاكم به آن اعتقاد دارد بيروني نيست.
"واقعيت فقط در ذهن انسان است نه هيچ جاي ديگر..هر چه كه حزب آن را حقيقت بداند،حقيقت است..." ]

 ...


اسميت در 1984 به آگاهي مي رسد.. بر خلاف ديگران حرف مي زند .. كارگران را كه چهار پنجم جمعيت كشور را تشكيل مي دهند تنها ناجي اوضاع موجود ميداند ...


جوليا را در آغوش مي فشارد..بر خلاف منافع حزب كار مي كند.. ميداند كه سرانجامش مرگ است.. پذيرفته اما شيريني مبارزه به دهانش مزه كرده..


او اميدوار است.. پنهاني عليه حزب فعاليت مي كند..

مي داند و يقين دارد كه چيزي عقيده اش را عوض نخواهد كرد .
مطمين است كه هميشه از برادر بزرگ متنفر باقي خواهد ماند. به خاطر ناكامي هايش..
عشق را دوست دارد ..  و مصرانه بر سر عقيده اش مي ماند ...

...                                                                                      

 اما سرانجام در 1984 اين وينيستون اسميت است كه در حاليكه در طول خياباني قدم ميزند جوليا را مي بيند و نمي شناسد ..
و شايد مي شناسد و آنقدر عشق برادر بزرگ در وجودش شعله مي زند كه ديگر نيازي به عشق جوليا نيست ... !
او در سرانجام 1984 مي داند كه اگر شرايط اقتضا كند 2 به علاوه  2 مي شود 5

 ...

چند جمله از نوشته هاي كتاب :

* «وینستون نوشت: اگر امیدی وجود داشته باشد، به طبقه کارگر است. اگر امیدی وجود داشت باید در طبقه کارگر جستجو می‌شد.
زیرا فقط آن جا، در میان خیل عظیم توده‌هایی که مورد بی‌توجهی قرار گرفته بودند و هشتاد و پنج درصد جمعیت «اوشنیا» را تشکیل می‌دادند، امکان داشت نیرویی برای نابودی حزب ظهور کند.
حزب از درون نمی‌توانست متلاشی شود، اگر دشمنی هم داشت، دشمنانش راهی برای گردآمدن و یا حتی شناخت یکدیگر نداشتند.»


* این گفته ورای آن چیزی بود که وینستون می‌خواست بشنود. نه فقط عشق و رابطه عاطفی بین افراد، بلکه غریزهٔ حیوانی، آن نیرویی بود که می‌توانست حزب را درهم بشکند.»

 * «حقایق طبیعی را نمی‌توان نادیده گرفت. در فلسفه، مذهب و سیاست ممکن است جمع دو با دو بشود پنج، ولی هنگامی‌که کسی در حال طراحی اسلحه یا هواپیما است،
جمع آن باید چهار شود. همیشه ملت‌های نالایق دیر یا زود مغلوب می‌شوند و مبارزه برای رسیدن به حداکثر توانایی، مغایر با داشتن تصورات واهی است.»


* «منظور آن‌ها نه فقط این بود که غریزهٔ جنسی دنیای دیگری برای خود پدید می‌آورد که حزب قادر به کنترل آن نیست و تا حد ممکن باید آن را تأیید کند،
 بلکه نکته مهم‌تر آن بود که محرومیت جنسی باعث افزایش شور و جنون می‌شود که بسیار مطلوب است، زیرا می‌توان آن را به اشکال دیگری نظیر علاقه به جنگ و پرستش رهبر تغییر داد.»

 * اُبراین گفت: منظور ما فقط این نیست که از شما اعتراف بگیریم یا شما را مجازات کنیم. می‌خوای دلیل واقعی آوردنت را به این‌جا برایت بگویم؟
دلیلش معالجه تست! برای این که تو را سر عقل بیاوریم! هرکسی را که ما می‌آوریم این‌جا تا وقتی معالجه نشده باشد، رها نمی‌کنیم. می‌فهمی، وینستون؟
ما به جرایم احمقانه‌ای که تو مرتکب شده‌ای، علاقه‌ای نداریم. حزب به کارهایی که علنأ انجام می‌شود علاقه ندارد. فقط افکار برای ما مهم هستند. ما به نابودی دشمنان خودمان اکتفا نمی‌کنیم؛
ما آن‌ها را عوض می‌کنیم.»

 

مرتبط:

«اورول» وبلاگ‌نويس مي‌شود

گاردین: 1984 بهترین نماد قرن بیستم

 

 پ.ن :

1- اگر هيچ كدام از آثار اورول را نخوانده ايد پيشنهاد مي كنم ابتدا به مطالعه مزرعه حيوانات بپردازيد و سپس 1984

2- اين يك واقعيت تلخ است كه با خواندن 1984 شايد كمي وحشت كنيم ...

3- متاسفانه با وجود شاهكار بودن اين اثر ، كمتر كسي 1984 را خوانده است

4- دردم نهفته به ز طبيبان مدعي  ...  باشد كه از خزانه غيبم دوا كنند ...

 

نگاشته شده در پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت 2:58 توسط سمیرا فرخ منش| |
علی اشتری / جاسوس موساد / محکوم به اعدام :

 

...

 

خنده ی ناشی از صدور حکم اعدام ؟!؟!؟!

                                                                                

 

تصاویر بیشتر  اینجا و اینجا

 

 

نگاشته شده در دوشنبه 10 تیر1387ساعت 18:2 توسط سمیرا فرخ منش| |
سامویل هانتیگتون در سال 1968 در کتابش از بی اعتمادی که یکی از بارزترین تفاوتهای سیستمهای توسعه یافته و توسعه نیافته است مثالهایی از جوامع مختلف به میان می آورد..

وی اینگونه می نویسد:

 

"بی اعتمدای در میان اعراب از همان کودکی در نظام ارزشی شان عجین شده است.. همبستگی و انسجام در کشورهای عربی ضعیف است و روح تعلق همگانی میان اعراب پرورش پیدا نمی کند و وجدان اجتماعی شان سست است..بیعت اعراب شکننده است و بی اعتمادی به حکوت کنندگان عمومیت دارد.."

...

"در امریکای لاتین سنت فرد گرایی خودمحورانه و بی اعتمادی به گروهای اجتماعی امری شایع است .. سیمون بولیوار نیز در این زمینه می گوید: در اینجا چه انسان ها و چه ملت ها ایمان درستی به آمریکا ندارند.. و پیمان ها جز کاغذ پاره هایی بیش نیست.."

...

"یک روزنامه ی اکوادری یک سده بعد نوشت: ما جز سیاست بی اعتمادی و کمین علیه یکدیگر کار دیگری نمی توانیم انجام دهیم.."

...

"در اتیوپی بی اعتمادی متقابل و فقدان روحیه ی همکاری فضای کشور را پر کرده است و این فکر که روزی اعتماد به همدیگر نگرانی میان مردم را از بین ببرد امکانپذیر نیست! "

...

"در برمه کودکان را به گونه ای آموزش می دهند که تنها در میان خانواده اش احساس امنیت کند و بیگانگان را کانون خطر بداند.."

...

"سیاست ایرانیان با برچسب بی اعتمادی شناخته می شود .. و برای ایرانیان بسیار دشوار است مدت زمان طولانی با همدیگر کارکنند.."

و ...

...                                

 

 

 

 

 

کتاب مذکور" سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی" در 1968به رشته تحریر درآمد..

 

فکر میکردم اگرامروز جناب سامویل هانتیگتون قصد نوشتن کتابی را در زمینه بی اعتمادی انسان ها در ۲۰۰۸ داشت،

چه بر روی کاغذ می آورد... ؟!

 

 

 

 

.......

 

 

 

اکتاویو پاز را شاعر "عشق و دوستی" هم لقب داده اند .. به همین خاطر وقتی جایزه نوبل سال 1990 به این شاعر مکزیکی تعلق گرفت کسی متعجب نشد...

دو قطعه شعربسیار خواندنی ازگلچینی که در مجموعه ای به نام آزادی گرد آمده ... (لطفن با دقت هر چه تمامتر خوانده شود):

 

 

 

* خیابان... :

 

 

خیابانی ساکت و دراز

در تاریکی گام بر میدارم..

میلغزم و به زمین در می غلتم

برمی خیزم و کورمال کورمال قدم بر میدارم

پاهایم را روی سنگ های خاموش و برگ های خشک می گذارم

کسی از پشت سرم نیز

روی سنگها و برگها گام بر میدارد...

 

اگر آهسته گام بردارم..

او نیز قدم آهسته می کند

اگر به دویدن پردازم

او نیز می دود

 

روی باز میگردانم:

هیچ کس

 

همه چیز تاریک است و مسدود

میان این پیچ هایی که پیوسته به خیابان

منتهی می شود

می چرخم و می پیچم

 

در خیابانی که نه کسی انتظارم را می کشد

نه کسی دنبالم می کند

 

آنجا که من عابری را دنبال می کنم

او نیز به زمین میخورد

 

بر میخیزد و چون مرا می بیند ، می گوید : هیچ کس!

 

 

 ...

 

 

**نوشتن... :

 

 

کیست آنکه به پیش می راند

قلمی را که بر کاغذ می گذارم

در لحظه ی تنهایی؟

 

برای که می نویسد

آنکه به جای من قلم بر کاغذ می گذارد؟

...

کسی که در اندرونم می نویسد..

                          دستم را به حرکت در می آورد..

                                                   سخنی می شنود درنگ می کند..

 

ایستاده میان کوهستان سرسبز و در دریای فیروزه گون

با اشتیاقی سرد

به آنچه من بر کاغذ می آورم .. می اندیشد

 

در این آتش داد

همه چیز می سوزد

اما با این همه این داور

خود قربانی ست

و با محکوم کردن من

خود را محکوم می کند

به همه کس می نویسد

هیچ کس را فرا نمی خواند

برای خود می نویسد

خود را به فراموشی می سپارد

 

و چون از نوشتن رهایی می یابد..

 دیگر باره به هیبت من در می آید...!

 

 

......

 

 

پ . ن بی ربط:

بازداشت نماینده مجلس به اتهام روابط نامشروع؟

پايين‏ترين سرعت اينترنت خاورميانه،در ايران

استدلال جالب علی آبادی برای عدم استفاده از نام پرسپولیس!

کويت تحريم‌هاي عليه ايران را به اجرا گذاشت

سرپرست وزارت کشور:مسئول تبصره 13 می‌مانم!

تصاویر آتش سوزی در کارخانه مینو

مارادونا: پله فساد اخلاقی دارد!

روزنامه بذرپاش اول مهر بر روي دكه مي‌آيد(تبریک به جامعه رسانه ای کشور!)

 

نگاشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 2:3 توسط سمیرا فرخ منش| |

 

حاشیه های مصاحبه های مطبوعاتی رییس جمهور همیشه برای من جالب تر بوده تا اصل جریان..

چون مطالب عنوان شده توسط رییس جمهور در بسیاری از سخنرانی ها و همایش ها و گفتگوها شنیده میشه..

امروز هم مثل همیشه کنفرانس محمود  احمدی نژاد نکات جالبی داشت:

 

* در ابتدای کار برخلاف دوره های پیشین توسط حراست مطرح شده بود که هر خبرنگار باید با یک نیروی همراه و محافظ وارد سالن بشه تا نیروی مورد نظر خبرنگار مذکور رو به مسوولین معرفی کنه و بی خطر بودنش رو تضمین کنه ! اما هرچه گشتند برای من نیروی همراهی نیافتند( به علت دیرکردن همیشگی)

 

* با وجود اینکه از ابتدای راه تا انتها تمام تاکیدات بر این است که کسی موبایل با خودش نباشه و ما به همین خاطر از ده مدل گیت رد میشیم و از 3 مرحله بازرسی بدنی عبور می کنیم باز در میان کنفرانس تقریبن 5 درصد حاضرین مشغول مکالمه با تلفن نیستند!

 

 همیشه در چنین کنفرانس های خبری که از سوی مقام های بالای اجرایی برگزار میشه حرکات کوچک و ذره بینی فیزیکی مقام مورد نظر سوژه ی نابی برای دوستان عکاس به حساب میاد..

معروف ترین این حرکات لیوان آب برداشتن وزیر کشور ست ( که در آستانه ی خداحافظی ست)..

اما در کنفرانس های دیگران مانند احمدی نژاد که از لیوان آبی استفاده نشد هر حرکت کوچکی مثل خاراندن یک صدم ثانیه ای گونه ی راست رییس جمهور باعث میشد فضا از نور فلاش ها روشن بشه..

 

* شکایتی نیست که چرا عین آمار در هر 8 کنفرانس رییس جمهور خبرنگاران خارجی ( چین . العالم . واشنگتن پست.. رویترز..نیویورک تایمز.. ایتارتاس و ...) در ارجحیت پرسش قرار دارند.. چراکه ما داخلی ها شاید پس از این هم رییس جمهور را یافتیم..اما آنها نه .. ولیکن اگر مدت زمان برنامه بیشتر بود بی شک این مشکل هم حل میشد ...

 

 جمله ی آغازین خبرنگار ایتارتاس( خبرگزاری رسمی روسیه) به دلمان نشست..خیلی..

وی در ابتدای صحبتش از رییس جمهور عذرخواهی کرد که قادر نیست به زبان پارسی سوالش رو مطرح کنه.

اما تاکید کرد که به واسطه ی آشنایی با زبان شیرین پارسی آن را در حد ستایش کردن می دونه..

 * احمدی نژاد در طول سخنان خود به ذکر موردی پرداخت که شنیدنش برای حاضرین جالب بود. وی در پاسخ به خبرنگاری که از موضع ایران در برابر سخنان ضد ایرانی فیصل پرسید گفت:

 امیدواریم این حرف ها اشتباه باشد؛ حرف های سعوالفیصل لابد از روی عصبانیت است و ما صبر می کنیم که عصبانیت ایشان بخوابد؛ ما به احترام ملک عبدالله پاسخ ایشان را نخواهیم داد.

 

وی ادامه داد مدتی پیش در جلسه ای که با پادشاه محترم عربستان برگزار شد، مقرر گردید که گروهی برای حل مشکلات لبنان تعیین کنیم؛ ملک عبدالله،  سعودالفیصل را به عنوان نماینده خود  تعیین کرد و من آقای متکی را؛

 وقتی آن ها آمدند و موضوع را مطرح کردیم، سعودالفیصل گفت نیازی نیست! ما خودمان مشکل را حل می کنیم! ما نیازی به دخالت ایران نداریم! و عصبانی شد و حرف خودش را میزد!

احمدی نژاد افزود: به نظرم می آید که سعود الفیصل خیلی دستورات پادشاه عربستان را اجرا نمی کند، فکر می کنم راه حل موضوع این باشد که ما همه پشتیبان ملت لبنان باشیم.

 

 و این موضوع همین که در یک کنفرانس خبری زنده عنوان شد جالب بود..

 

 

* نکات مهمی که محمود احمدی نژاد در هشتمین کنفرانس خبری خود به آنها اشاره کرد:

 

انتقاد از مواضع سعود الفیصل

 

شخصا در بخش مسكن وارد مي‌شوم

 

 وضعيت معيشت سرجمع بهتر از قبل است

 

 مانعي در روابط ايران و روسيه وجود ندارد

 

 با ریس جمهور امریکا مذاکره می کنم

 

پيگيري‌هاي دولت درباره بيش از ‌١٧٠٠ هكتار زمين تصرف شده تاكنون نتيجه نداده است

 

 

 

 

.......

 

 

دو قطعه شعر از پابلو نرودا که مجموعه ی زیبای"هوا را از من بگیر.. خنده ات را نه" کار اوست...

نرودا در این مجموعه آنقدر از عشق گفت که هر کس جای او بود خسته میشد...

(این دو قطعه شعر جملاتی از مجموعه ی نا آرام در آرامش است..)

 

 

"کلمه"  :

 

خواهم مچاله کنم این کلمه را

پیچ و تاب دهم آن را

آری

چنان لیز است

انگر سگ بزرگ یا رودخانه

با زبانش لیسیده آن را

یا آب، در گذر سالیان ساییده آن را

خواهم ریگی نشان دهد در کلمه

نمک آهنی را

قدرت دندانی شکاف خاک را

آن جا باید خون

برای با حرف و بی حرف یکسان باشد

 

خواهم تشنگی را در هجاها ببینم

آتش را

در صداها لمس کنم

فریاد را

میان تاریکی حس کنم

 

بگذار کلماتم تند باشد

چون سنگ باکره

 

 

...

 

 

چیزی جز...  :

 

با حقیقت پیمان بستم:

نور را به زمین باز گردانم

 

آرزو کردم چون نان باشم:

هرگز از مبارزه گریزان نبودم

 

اکنون اینجا منم با آنچه دوست داشتم

 

با انزوایی که از دست دادم

 

در سایه ی آن سنگ نمی آسایم

 

دریا نا آرام است .. نا آرام درآرامش من

 

 ...

 

پ . ن :

 

طالبان تماشای تلویزیون را ممنوع اعلام کرد!

 

رفتار غیرعرفی دولتی ها باامضا کنندگان استیضاح

 

سفير عربستان از راه دريا فرار کرد!

 

نمایشگاه نقاشی های همسر کره ای افشین قطبی

 

اوباما: تردیدی در حمایت از اسراییل ندارم

 

نخستین بخشدار زن در استان مرکزی

 

نشست بذرپاش با دايي 

 

 عکسی از زلزله ی دلخراش چین

 

نگاشته شده در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 1:42 توسط سمیرا فرخ منش| |

دروغ 13 رسانه ها 

 یا دروغ 17 آقای سخنگو؟

 

روند تایید و تکذیب هادر دولت نهم به اندازه ای رشد صعودی داشته که ملت به راحتی دیگر پذیرای این ضد و نقیض گویی های کوتاه مدت شده اند..

اما حتی اگر مردم هم گله ای از این جریان نداشته باشند و تنها مطبوعات و رسانه ها، ستونی کوچک را به این قضیه اختصاص دهند، ادامه این روند شایسته دولتی نیست که خود را وقف خدمت به ملت می داند و اندیشه ای جز ارتقای سطح ملی در سر نمی پروراند..

 هر فردی می تواند به راحتی اذعان دارد که تکذیب وقایعی که اجرای آن عملی است، شان هر سازمان و نهاد و دولتی را پایین می آورد. آنچنان که به چوپان دروغگو در قصه ها پس از مدتی دیگر وقعی ننهادند و تایید و تکذیب هایش را شایسته توجه کردن ندانستند..

 

تلخی ماجرا آنجاست که بسیاری از امور نه تنها تکذیب

می شود، بلکه تقصیر رواج شایعه ی دورغ آن نیز بر گردن رسانه ها و مطبوعات آویخته می شود..

گرچه برای رسانه ها این دیواری که کوتاهتر از آن ساخته نشده است، عادی گشته..

 اما تکذیب آخر آقای سخنگو دیگر جای هیچ توجیهی را باقی نمی گذارد..

 

دروغ 13 رسانه ها علتی بود که آقای سخنگو روز 17 فروردین آن را ریشه طرح شایعه برکناری چند تن از وزیران دولت نهم عنوان کرد و گله کرد که چرا مطبوعات و خبرگزاری ها پس از پایان تعطیلات به درج موضوعاتی می پردازند که حتی یک بار هم در هیات دولت عنوان نشد!

در حالیکه وزیر اقتصاد نه تنها برکناری خود را تکذیب نکرد، بلکه  رییس جمهور روز گذشته در تارنمای شخصی خود، سخن از تحولات کابینه به میان آورد و آن را در راستای ارتقای شرایط کشور موثر دانست تحولاتی که به گفته الهام شایعه ای بیش نیست و همگان از آن بی خبرند. بگذریم از تغییراتی که اگر در جایگاه مناسب خود انجام شود، امری واجب تلقی می گردد.

 

اما پنهان کاری سخنگوی دولت از اصحاب رسانه جدا از عدم اجرای وظایف دولت در راستای امر خطیر "اطلاع رسانی به ملت" بی تردید باعث ایجاد شبهه ای جدی در اذهان عمومی می گردد که چرا دولت و سخنگوی آن وظیفه بازگویی تصمیمات هیات دولت را بر عهده دارد، از بازگویی اقدامی که نه خلاف شرع است و نه عرف و نه قانون، امتناع می ورزد؟!

مگر جابه جایی وزیران یا برکناری فردی به علت عدم تعهد به وظایف امر ناپسندی است که سخنگوی دولت آن را تکذیب می کند و تاکید می ورزد در هیات دولت هیچ گاه سخن از این امر به میان نیامده؟...

 آیا سخنگوی دولت در هنگام این تایید و تکذیب های چند ساعته و چند روزه به این مهم نمی اندیشد که این نگفتن ها باعث سلب اعتماد عمومی به کار کرد دولت می گردد؟ خلاصه کلام، علت پنهان کاری آقای سخنگو در روز 17 فروردین از کجا ناشی می شود؟

مگر برکناری وزیران به دلیل ناشایستی در معرض انجام است که افکار عمومی نباید اطلاعی از آن حاصل کنند؟ و یا اگر هم هنوز هیات دولت به نتیجه ای قاطع نرسیده و صلاح می داند اطلاع رسانی در این باره صورت نگیرد، چه اصراری به انتساب این گونه اخبار به رسانه هایی است که به قول آقای سخنگو به دنبال سوژه های خلاف واقع هستند؟

پس از شنیدن سخنان غلام حسین الهام در 17 فروردین بسیاری مایل بودیم که براستی این جریان شایعه ای بیش نباشد..

اما با عدم تکذیب وزیر اقتصاد و دست نوشته های شخصی رییس جمهور پی بردیم که نه تنها خبر رسانه ها در  13 فروردین دروغ ..نبوده بلکه بیشتر می توان گفته ی آقای سخنگو را پنهان کاری 17 فروردین دانست...

 

...

 

 

 چند جمله ی از دل برآمده از بانو شهرزاد خشایار :

 

سهراب

در آرزوی یافتن خانه ی دوست

سرانجام رفت از این عالم ..

گرچه سهراب خوب می دانست .. خانه ی دوست کجاست..

اما

آن دوست که خانه اش ساخته بود ..

سالها بود که نشانی ها را عوض کرده بود ..

کوچه باغ و سنگفرش ها .. همه سهل و ساده .. گم شدند در نفس باد

و سهراب که هرگز نفهمید چرا..

عُمری ازخود پرسید: خانه ی دوست کجاست؟

 

...

 

پ . ن :

*بوی خاکی که از نخستین باران بهاری مارا دربرگرفت،امشب، بد جوری بر دلمان نشست.. مثل همیشه..

** هر مشکلی چاره ای دارد و آن معضلی که راه گریزی بر آن نیست ، شکیبایی تنها چاره ی آن و بس .. پس فعلن تا اطلاع ثانوی شکیبایی پیشه می کنیم ...

 

نگاشته شده در چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 1:49 توسط سمیرا فرخ منش| |

هیات دولت پاسخ دهد:

 

صندوق ذخیره ارزی ایران در خدمت آمریکای لاتین؟!

 

 

 

گرچه اخباری همانند برداشت 150 میلیون یورویی دولت برای کمک به ساخت سد در نیکاراگوئه (!) تاکنون زیاد به گوش رسیده بود. اما خبر اخیر بسیاری را آنچنان غرق حیرت کرد که بی درنگ به دنبال صحت و سقم آن به جستجو پرداختند که آیا براستی چنین امری واقعیت دارد و یا شایعه ای ست به منظور تخریب دولت نهم؟!

چرا که اگر چنین اقدامی به مرحله اجرا برسد به دهها دلیل می تواند با توجه به شرایط کنونی امتیازی منفی برای عملکرد دولت به شمار رود.

از مدتها پیش تعاملات اقتصادی سنگین ایران با کشورهای واقع در آمریکای لاتین علامت سوال بزرگی را در اذهان ایجاد کرده است..

برای مثال اینکه با توجه به سفرهای متعدد دولتمردان ونزوئلا تکلیف بدهی های مالی این کشور چه می شود؟

یا اینکه ایران با چه انگیزه ای قصد تاسیس شبکه تلویزیونی را در بولیوی و تجهیز پلیس و امنیت آن کشور را با استفاده از خودروهای ایرانی دارد؟

اما خبر تصویب اخیر دولت سوالی به حجم همان 150 میلیون یورو را در رسانه ها و افکار عمومی ایجاد کرد!

در حالیکه خبر به همین چند جمله اکتفا کرد که هیات دولت مبلغ 150 میلیون یورو را جهت ساخت سد در نیکاراگوئه از صندوق ذخیره ارزی کشور برداشت کرد. بدون هیج توضیح اضافی..

توضیحی که پاسخ سوالات ایجاد شده را بدهد و کلام قانع کننده ای که تشریح کند با توجه به شرایط موجود دولت با کدامین هدف دست به چنین اقدامی زده است؟

                                                        

 

 

 

 

 آیا اخبار و رسانه ها، تحلیل ها و آمارها کافی نیست برای اینکه دولت تمامی تلاش اقتصادی خود را در راستای یاری رساندن به ملت خودش به کار گیرد؟

 

 

 آیا تصویب کنندگان این مبلغ کلان، در جریان وضعیت نابهنجار معیشتی ملت نیستند؟

 

 

 آیا بازگویی آمارها یا گفته های ریاست بانک مرکزی یا هشدار صاحبنظران اقتصادی به گوش دولتمردان ما نمی رسد؟

 

 و اگر می رسد چرا اهداف حاصله از چنین جریانی به روشنی تشریح نمی شود؟

 

 

 چرا سود و زیان بدست آمده مورد تحلیل و ارزیابی قرار نمی گیرد؟

 

 

 

 

 

 

 

 

آیا از نگاه هیات دولت نهم مصرفی شایسته تر از نیکاراگوئه برای خالی کردن صندوق ذخیره ارزی وجود ندارد؟

 

 


ادامه مطلب
نگاشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 18:13 توسط سمیرا فرخ منش| |

 

...

 

مشاور رییس جمهور: مردم به مشکلات گذرایی مانند تورم توجه نداشته باشند

 

                                      

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

...

 

مشاور مطبوعاتی رییس جمهور روز گذشته در جمع خبرنگاران با اشاره به شرایط کنونی، تورم چشمگیر حاصل از سیاستهای اقتصادی دولت را امری گذرا خواند و اظهار امیدواری کرد که ملت، اینگونه مشکلات گذرا با سرنوشت سیاسی خود گره نزنند.

 اما علی اکبر جوانفکر که در جمع خبرنگاران خراسان رضوی سخن می گفت، هیچ اشاره ای به این مهم نکرد که بر چه اساسی تورم 5/17 درصدی دولت نهم را امری گذرا وسطحی قلمداد کرده و سطح معضلی را که مدتهاست به طور جدید گریبان قشر عظیمی از مردم را گرفته، تا این حد پایین می آورد.

 

گویا مشاور احمدی نژاد در شرایط کنونی و در زمان اوج گرفتن سیر صعودی این امر گذرا (!)، روزگار را در این کشور به سر نبرده است و نا آگاه از تاثیرات منفی این تورم افسارگیخته، آن را موضوعی قابل حل دانسته و حتی ملت را تشویق به بی توجهی به آن می کند...

 


ادامه مطلب
نگاشته شده در شنبه 4 اسفند1386ساعت 11:50 توسط سمیرا فرخ منش| |
موافق یامخالف؟                            

موضع ایران در برابر استقلال کوزوو چیست؟

کوزوو که این روزها تبدیل به جدید ترین کشور جهان گشته است، سرانجام به آرزوی چندین ساله خود دست پیدا کرد..                                                            

جماعت ساکن در کوزوو در پی اعلام این استقلال ساعتها به جشن و پایکوبی پرداختند و با نشان دادن پرچم جدید کشور خود در کنار پرچم آمریکا، مراتب تشکر خود را از کشورهای غربی و ایالات متحده ابراز کردند.

 اما در کنار این همه شادی و رضایت، مواضع منفی کشورها مربوطه به این قضیه، جریان استقلال کوزوو را جریانی صددرصد خلاف مقررات بین المللی دانسته و همین امر بهانه تنش های فراوان و آشفتگی های جدید میان کوزوو و دیگر کشورها از جمله روسیه و صربستان گشته است.

 این دو کشور از نخستین دقایق اعلام استقلال کوزوو در پارلمان این کشور، این بیانه را باطل نامیده و در میان نابسامانی های پیش آمده، دست به دامن شورای امنیت سازمان ملل گشته اند تا با تدابیر ویژه خود این اقدام را به جهانیان غیر قانونی اعلام کند.    

دلایل صربستان و روسیه نیز در جای خود علل موجهی است که از نگاه دیپلماتیک نگرانی جدی را برای ممالک مذکور ایجاد می کند.

 روسیه که از آغاز جریان و حتی پیش از اعلام آن، نگرانی سرایت این ادعا به دیگر استان ها را مانند آبخازیا و اوسیتای جنوبی در سر داشت و صربستان نیز که دلیلی روشن برای بیان مخالفت خود داشت.

استقلال کوزوو در این میان واکنش های جهانی متعددی به دنبال داشت. برخی کشورها مانند اکثر اعضای اتحادیه اروپا (فرانسه، انگلیس، آلمان و ...) حمایت صریح خود را با این اقدام اعلام کردند و برخی دیگر نیز ...

 

...  اما در این میان نکته ای که قابل توجه است موقعیت کشورهای تایید کننده اقدام مذکور است که تاثیر مستقیمی را بر روند تحولات منطقه بر جای خواهد گذاشت.

 ایران نیز در این بین به جهت موقعیت ژئوپولتیک خود و نوع رابطه با روسیه از این شرایط تاثیر می پذیرد. اما چگونگی این تاثیرات بستگی به موضع موافق یا مخالف ایران دارد...

 


ادامه مطلب
نگاشته شده در چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 12:5 توسط سمیرا فرخ منش| |
 در سفر به روسیه: 

"سعود الفیصل" وزیر امور خارجه عربستان سعودی در سفر خود به مسکو تلاش کرد که "ولادیمیر پوتین" رئیس جمهور روسیه را متقاعد کند که تلاش ایران می تواند منجر به بی ثباتی جدی اوضاع در خاور نزدیک شود. ..

...

 در سفر به واشنگتن:

منابع اطلاع رسانی کاخ سفید با اعلام خبر دیدار جرج بوش و سعود الفیصل در پشت درهای بسته کاخ سفید به محور این مذاکرات هیچ اشاره ای نکردند." اسکات استانزل " سخنگوی کاخ سفید دراین باره گفت : بوش ساعت 10/10 صبح به وقت محلی(شب به وقت ایران) را برای دیدار با سعود الفیصل دردفترش در کاخ سفید برنامه ریزی کرد...

...

 در سفر به لندن:

به گزارش روزنامه الشرق الاوسط، سعود الفیصل و گوردون براون دردیدار خود درباره روند صلح خاورمیانه و لبنان با یکدیگر بحث و تبادل نظر کردند. ایران نیزاز دیگر موضوعاتی بود که دو طرف درباره آن رایزنی کردند.

 ***

علت سکوت دولتمردان چیست؟                   

گویا بحث "منافع منطقه" به تازگی بهانه جذابی برای همسایگان ما گشته که به واسطه آن

هر روز بیش از دیروز ترکش اهانتهای دیپلماتیک این همسایگان به پیکر وجهه بین المللی ایران اصابت می کند.

 منافع منطقه ای که هر یک از کشورهای موجود در آن خود را صاحب حقی انکار ناپذیر می دانند و وجود همین حق و حقوق نیز مبدل به دستاویزی محکم برای بهانه جویی های غیر قابل توجیه گشته است. این بهانه ها که کل فعالیت های اتمی ایران و به تازگی اقدامات موشکی کشور ما را نیز شامل می شود، به طرز ناخوشایندی سوژه محافل آمریکایی، عربی، روسی گشته ! که با توجه به ادامه این روند، نمی توان سرانجام زیبایی بسیار را برای این موضع گیری ها تصور کرد.

در ارتباط با مواضع روس ها شاید بتوان نقش پررنگ آنان را در شورای امنیت سازمان ملل دلیلی برای سکوت ایرانیان دانست. اما درباره اعراب و مواضع ضد ایرانی آنان، بی شک دیگر نمی توان به تاثیر رای این همسایگان چند چهره در شورای امنیت دل خوش کرد. .

 اینجاست که علت سکوت دولتمردان ایرانی در ارتباط با بیانات توجیه ناپذیر اعراب علامت سوال جدی را در اذهان ایجاد می کند که: ...


ادامه مطلب
نگاشته شده در دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 18:21 توسط سمیرا فرخ منش| |
وزير امور خارجه روسيه روز چهارشنبه از رويکرد ايران در توسعه برنامه موشکي و ادامه فعاليت‌هاي مربوط به غني سازي اورانيوم انتقاد کرد. سرگئي لاوروف،در اینباره گفت: «ما اقدامات ايران را در نمايش مداوم قصد خود در توسعه بخش موشکي اين کشور و همچنين ادامه غني سازي اورانيوم تاييد نمي‌کنيم.»

سرگئي لاوروف از تهران خواست تا از اقداماتي که مي‌توانند به سرپيچي ايران از خواست‌هاي جامعه جهاني تعبير شوند، خودداري کند.

وزير امورخارجه روسيه گفت: «غير ممکن است اين واقعيت را ناديده گرفت که در سال‌هاي اخير مشکلاتي با ايران بر سر برنامه هسته‌اي اين کشور وجود داشته است. در حالي که اين (مشکلات) حل نشده است، بهتر است از اقداماتي که تنش را افزايش مي‌دهند اجتناب شود، (چرا که) اين تصور ايجاد مي‌شود که ايران جامعه جهاني را ناديده مي‌گيرد.»

...

 

سخنان روزچهارشنبه وزیر امور خارجه روسیه در ارتباط با فعالیتهای موشکی و هسته ای ایران می تواند هشداری صریح به دولتمردان ایرانی قلمداد شود.

                                                                    

هشداری که بازنگری جدی را در روابط دیپلماتیک

با این همسایه همجوار ضروری می نماید.

روسیه که تاکنون نقش عمده ای را در شورای امنیت سازمان ملل در ارتباط با ایران بازی کرده است،

اخیرا با گذشت اندک زمانی از اقدامات موشکی ایران گفته هایی تاسف برانگیز را عنوان می کند

که این گفته ها می تواند نشان دهنده تغییر موضع این کشور نسبت به ایران باشد.

و یا اگر خوشبینانه تر به موضوع نگاه کنیم شاید هم روسیه قصد نوعی باج خواهی بین المللی را از ایران در سر دارد.

 

روسیه شاید تاکنون عامل مهمی در روند صدور قطعنامه علیه ایران و جلوگیری از این اقدام

به شمار می رفته، اما آیا این نقش می تواند بهانه ای باشد برای بیان گفته هایی خلاف منافع ایران؟

 اینکه روسیه به صراحت اقدامات ایران را در نمایش موشکی اقدامی منفی عنوان می کند و ایران را ترغیب به قطع فعالیتهای مربوط به غنی سازی می کند می تواند نشان از عدم همراهی صادقانه این کشور با ایران باشد.

گرچه اقدامات اخیر روسیه در بازسازی نیروگاه بوشهر (البته با تاخیری چند ساله! ) نکته مثبتی در روابط دیپلماتیک ایران و روسیه به شمار می رود. اما مسوولین امر آگاه باشند که هیج کدام از مخالفین برنامه هسته ای ایران چه با عنوان آشکار دشمن و چه با لقب دوست، توجیه قابل قبولی برای مخالفتهای خود در اختیار ندارند.

و اگر روسیه هم قصد پیوستن به معترضین فعالیتهای ایران را دارد در نظر ملت ما تفاوتی با آمریکا و دیگر کج اندیشان نخواهد داشت...

 

...

نگاشته شده در شنبه 27 بهمن1386ساعت 17:29 توسط سمیرا فرخ منش| |

  باراك اوباما، كانديداي سياه‌پوست انتخابات رياست جمهوري آمريكا از حزب دموكرات كه اين روزها به شدت در حال شتاب گرفتن است، موفق شد به راحتي در انتخابات مقدماتي در ايالت‌هاي ويرجينيا، مريلند و شهر واشنگتن دي سي (پايتخت) به پيروزي دست يافته و ضمن رساندن تعداد پيروزي‌هايش به عدد 8 در طي هفته‌ي جاري به لحاظ تعداد نمايندگان احراز شده در كنگره‌ي ملي حزب دموكرات نيز از رقيبش هيلاري كلينتون پيشي بگيرد. ..

...

 "باراك حسين اوباما" : پسر چوپان کنيايي که از هاروارد فارغ التحصيل شد

                                                                 

باراك اوباما كه اين روزها به عنوان نماينده‌ي دموكرات انتخابات رياست جمهوري آمريكا در رقابت با هيلاري كلينتون، با اقبال مواجه شده، فردي است كه به دليل نداشتن سابقه‌ي كاري سياسي طولاني مدت با اتهام از سوي رقيبانش مواجه شده و آنها وي را به بي‌تجربگي متهم مي‌كنند.

 

 زندگي‌نامه‌ي اوباما نيز امري است كه اين روزها خيلي مورد توجه است و شرح حال اين بخت مسلم انتخابات رياست جمهوري آمريكا در بسياري از سايت‌ها و مجلات چاپ مي‌شود.

 باراک حسين اوباما در تاريخ چهار اوت سال 1961 در هاوايي متولد شد.

 

پدرش سنيور باراک اوباما که در روستاي کوچکي در کنيا ديده به جهان گشوده بود در همين روستا به همراه پدر خود که چوپاني مي کرد و برده‌ي انگليسي‌ها بود روزگار گذراند...

 


ادامه مطلب
نگاشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 18:14 توسط سمیرا فرخ منش| |

کدام برنامه ؟ کدام مدیریت ؟

 

 

 

"... هنوز به یاد داریم که دولتیان در هنگام سخن از تحریم های احتمالی، با لبخندی، کارایی مسوولان و پیش بینی های مدبرانه آنان را عامل قدرتمند مقابله با تحریم ها می دانستند و تعهدات شبانه روزی مدیران دولت نهم را برای جلوگیری از هر گونه دل نگرانی کافی قلمداد می کردند..

در این بین نیز نگاه امیدوارانه ملت تنها به این کابینه 70 میلیونی دوخته شده بود که در شرایط بحرانی همچون تحریم، توانایی جلوگیری از هر گونه گزندی را خواهند داشت...

 

بحران برف، سهمگین تر از تحریم!

 

و برف این نعمت سپید الهی که در آغاز امر دستان بسیاری را به نشانه شکرگذاری به بالا برد و لبخند شادی را بر لب بسیاری نشاند..

اما با گذشت تنها اندک زمانی این برف سپید روی، در نگاه ملت مبدل به بحرانی گشت چاره ناپذیر..

بحرانی که حتی به نظر سهمگین تر از تحریم اقتصادی آمریکا به شمار می رفت..چرا که دولتمردان مهرورز که روزها و هفته ها سخن از برنامه های تدوین شده و طرح های تعیین شده برای مقابله با تحریم سخن می گفتند، در زمان بارش برف در دی ماه شهر های ایران عزیز، برف را بحرانی نامیدند و حل معضل حاصل شده را نیازمند مدیریت بحران!  ...

 

 

نوبتی هم باشد نوبت ترکمنستان است!

...اما قطع گاز، در کشوری که دومین تولید کننده گاز به شمار می رود و دستی نیز در صادرات این بخش از انرژی به دیگر کشورها دارد، مهمترین معضل این روزهای سرد برفی بود.. گازی که تقریبا در تمام کشور در اوج سرمای بی سابقه قطع شد. و علت آن کشوری نبود جز همسایه و دوست همجوار ما ! ...

 

 

کار، کار ِ داخلی هاست

پس از اقدام اخیر ترکمنستان مسوولیت و علت انجام آن توسط برخی مجریان دولت و رسانه های حامی آن، به برخی" داخلی ها" انتساب داده شد. داخلی هایی که هنوز روشن نیست آیا از دسته اپوزوسیون های فعال کشور هستند یا مخالفان جمهوری اسلامی یا گروه های بی شناسنامه ؟ ...  "

 

 

مطلبی دیگر در سایت "ایران پترونت" در لینک زیر با عنوان :

 

 

سرما سهمگین، باج خواهی ترکمن ها سنگین تر

 

 

 

...

 

 

 

فیلسوف انگلیسی آیزیابرلین می گوید:

 

تعارض اجتناب ناپذیری میان توانایی های آدمی وجود دارد..

دانشمند فرصت شاعر شدن را از دست می دهد.. و شاعر فرصت زندگی عملی را..

و تصور انسان کامل، تصوری نادرست است...

 

 

 

 

...

 

 

 

 

وقتی زمستان هم ، زمستان است... :

 

 

 

 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت       
سرها در گریبان است

 


نگاه جز پیش پا را دید ، نتواند
که ره تاریک و لغزان است

 


وگر دست محبت سوی کسی یازی
                                           به اکراه آورد دست از بغل بیرون


                      که سرما سخت سوزان است ..


 


هوا بس ناجوانمردانه سرد است ...                                 

 

ای دمت گرم و سرت خوش باد


سلامم را تو پاسخ گوی .. در بگشای ..

 


منم ، من ..

 

              میهمان هر شبت 

 

              لولی وش مغموم

 


نه از رومم ..

 

نه از زنگم ..

 

همان بیرنگ بیرنگم ..

 


                            بیا بگشای در ..بگشای ..

                                                                 دلتنگم ..

 

 


حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

 


 تگرگی نیست .. مرگی نیست
 

                                    صدایی گر شنیدی ،

                                    صحبت سرما و دندان است ..

 



سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت ..

زمین دلمرده .. سقف آسمان کوتاه

 
                                                  غبار آلوده مهر و ماه

 
                                                  ... زمستان است ...

 


 

                                           ( زمستان: م.اخوان ثالث )

 

 

...

 

 

پ .ن :

 

 

* همین طور است که فیلسوف منتقد می گوید. اما نبود، بهتر بود..

 

**در شب های عزاداری صداوسیما مبادرت به پخش تصاویری در جهت نشان دادن و تاکید بر نذر دادن حسین رضا زاده در اخبار کرد ... حرکتی تعریف نشده و خلاف عرف اخلاق... 

 

***علت فاصله زمانی میان مطلب و نوشتار پیشین، شخصی- رسانه ای بود!

 

نگاشته شده در دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 18:2 توسط سمیرا فرخ منش| |

 

اقتصاد نهم به کجا می رود؟

 

وعده های خوشرنگ ، سفره های خالی

 

 

 

"..اقتصاد نهم نیز مانند سیاست آن حرف و حدیث بسیار به دنبال آورد.

اقتصادی که برخی آن را تابع سیاستهای خاص دولت احمدی نژاد می دانند و برخی دیگر سیاست دولت نهم را پیرو اقتصاد نابسامان آن.

اما هر چه هست ، تردیدی نیست که اقتصاد کابینه ی عدالت پرور آنچنان که شایسته ی وعده های پیش از سوم تیر بود ، جلوه دوست داشتنی "عدالت" را به رخ  نکشید

 و بسیاری را هنوز در انتظار تحقق مهرورزی های ریالی دولت باقی گذاشته است.

بسیاری از توده مردم که آرزوی هم سطح شدن تمام طبقات جامعه را در انتخا ب محمود احمدی نژاد برآورده می دیدند ، با خیالی امیدوار در انتظارسود سرشار طلای سیاه ، انتخاب شهردار اسبق تهران را به نظاره نشستند. اما ..."

 

 

مطلب اخیر من در نگاهی کلی به روند اقتصادی دولت نهم با این محورها در " ایران پترونت " درج شد:

 

* وقتی تورم قابل لمس می شود  

                                   

 

* نقدینگی بی سابقه در کشور

 

 

* جای خالی نفت

 در سیاستهای کشور نفت خیز

 

 

* اقتصاد آمریکا فرو پاشیده می شود؟

 

 

 

* نخبگان در اقتصاد نهم جایی دارند؟

 

 

 

* پاس کاری معضلات اقتصادی به زمین سیاسیون

 

 

* تاثیر سیاست های ویژه دولت نهم بر اقتصاد کشور

 

..گرچه امروز برای حل معضلات  پیش آمده  دیرتر از دیروز است.. اما از خاطر نبریم  فردا نیز دیرتر از امروز است...

 

 

 

کل مطلب را اگر حالی باقی مانده بود در لینک زیر بخوانید:

 

 وعده های خوشرنگ ، سفره های خالی 

 

 

 

...

 

 

 

به سنگ ها کسی گفت:

انسان باشید !

 

 

سنگ ها گفتند:

 

ما هنوز به قدر کافی

سخت نیستیم...

 

 

از ریال و دلار که بگذریم ، خواندن این سروده های اریش فرید آلمانی زبان اتریشی تبار، هنوز احساسی به من می دهد که آدم خیال می کند خیلی حالش خوب است !

گرچه خیال است ..اما به هر حال حس دوست داشتنی ست..

 

 

واژه را در سینه زندان کرده ام

 

                                    واژه پر پر میز ند، بی تاب است

                                    واژه می کوبد به پهلو هایم

 

 

گفتنی ها بسیار است ولی

 

 

واژه را نان دادم

نان سیاه

 

                                     واژه را گوشت به خوردن دادم، گونه به گون

                                     واژه را از قفس سینه رها می سازم من اکنون

 

 

به زبان ناورده

 

 

سرزمینی که در آن سرخ چو خون

                                          جاری ست بر علف و سبزه و ساق

 

در دیاری که سیاهی چو شب ظلمانی

                                          روز روشن را پوشانده چو شب

 

 

 

                  کم سخن گفتن را آموخته ام...                                           

           

                                                                                          " اریش فرید: رهایی"

 

 

 

...

 

پ . ن : 

در این گیرودار تورم 18 درصدی و ترور بی نظیر بوتو ، این خلاصه کتاب "سلاح اقتصادی در روابط بین الملل " هم شده قوز بالا قوز !

براستی  که درس خواندن و امتحان دادن در روزهایی که اصلاح طلبان و اصولگرایان برای سرلیستی هنوز به نتیجه نرسیده اند کار دشواری ست !

 

...

نگاشته شده در چهارشنبه 12 دی1386ساعت 16:34 توسط سمیرا فرخ منش| |
 

جوانی بوتو:

 

بوتو در کنار همسر ( آصف علی زرداری ، رییس قبیله ی زرداری):

 

بوتو در کنار فرزندان:

 

بوتو در زمان دانشجویی :

 

بوتو در زمان سوقصد پیشین:

 

بوتو در زمان بازگشت به پاکستان:

 

استقبال مردمی از بازگشت بوتو:

 

مرتبط:

القاعده مسوولیت ترور بوتو را پذیرفت

عزاداری اپوزوسیون های ایرانی برای بوتو!

زندگینامه ی کامل بوتو

 

نگاشته شده در جمعه 7 دی1386ساعت 16:38 توسط سمیرا فرخ منش| |

اینبار : فرار مغز مغزها..

 

 

بشیریه هم رفت..

مدرس برجسته ی علم سیاست ایران به علت بی نظمی در حضور کلاس های دانشگاه به ایالت نیویورک آمریکا رفت تا دانشجویان آمریکایی بیش از پیش از آگاهان ایرانی بهره مند گردند و دانش تکامل یافته شان را اندکی بعد به قیمتی گزاف به ایرانیان بازفروشند..

 

تا کنون سخن از فرار مغزها و دانش آموختگان ایرانی بود که به واسطه ی دلایلی شناخته شده ( البته دلایلی غیر از حضور نامنظم در کلاس !) در آغوش بازغربیان دانش طلب پذیرفته می شدند و جام خالی بیگانگان را از دانش خود لبریز می ساختند..

 

در طی این سال ها گرچه همه  دولتها در هر شرایطی همیشه و هر زمان به راحتی از زیر بار مسوولیت "فرار مغزها" شانه خالی می کردند، اما این چشم فرو بستن ها در برابر واقعیت ، هیچ گاه آنقدر قدرتمند نبود که نفس این واقعیت تلخ را عوض کند.  

 

 

هر دم مسوولی و وزیری و وکیلی که داعیه رشد و تعالی کشور سرلوحه برنامه هایشان بود، با تکذیب این واقعیت عریان به سادگی هر چه تمامتر یا زورشان تنها به آمارهای مربوطه می رسید

 و یا اگر هم ناچار به پذیرش ارقام حقیقی "فرارها" بودند،

 با سر تکان دادنی، بار عظیم این گناه نابخشودنی را به گردن دولتمردان غربی می انداختند که :

دانشجویان ما فریب ظاهر دعوتنامه های رنگین آن ور مرزها را می خورند و این تنها تله ای بیش نیست برای به دام انداختن نخبگان ایرانی..

 اما حکایت همچنان بر یک روال باقی نمی ماند..

 

شاید در ارتباط با فرار و گریختن دانشجویان و نخبگان جوان ایرانی این بهانه ها می توانست رنگ لعابی از نوع واقعیت را به خود بچسباند، اما اینبار سخن از مرد سیاست آکادمیک ایران است..

 

اینبار دیگر حرف از دانشجویان کم سال آمریکا ندیده ای (!) نیست که ظاهر پر نقش و نگار غرب آنان را بفریبد..

 

 

 اینبار از طرد استادی سخن می گوییم که کلامش مرجع دانشجویان ایرانی ست. همان حسین بشیریه که با وجود دعوتنامه های متعدد از دانشگا ه های مطرح کشور ، خود را و اندیشه ی خود را متعلق به خاک خود میدانست..

اما ریاست دانشگاه تهران و مردان وزارت علوم ایران، به علت بی نظمی های استاد، وی را مناسب تدریس ندانسته و با خیالی آسوده  پرواز او بر فراز آسمان را به سوی دیاری دیگر به تماشا نشستند .. البته بی هیچ رنگ و بوی سیاسی!

 

الحق که بی نظمی های حضور در کلاس های درس دانشگاه چه تاوان سنگینی را در پی دارد..!

 

حسین بشیریه که مدت زمان زیادی از ورودش به سیاسی ترین دانشگاه دنیا نگذشته بود، دارای سوابق قابل توجه در عرصه ی آموزش علم سیاست به دانشجویان ایرانی بود.

 این استاد میانسال ایرانی که از برجسته ترین تحلیلگران تیوری های سیاسی در جامعه دانشگاهی و به ویژه شرایط سیاسی حاکم بر ایران بزرگ به شمار میرفت ، هیچ گاه تمایلی به ماندن در غرب از خود نشان نداد و با وجود سطح والای علمی و مورد توجه دیگر دانشگاه های خارج از ایران، به تالیفات خود در کشور مبادرت می ورزید..

 

این چهره ی شناخته شده ی علمی با بیش از پنجاه تالیف و ترجمه و مقالات ارزشمند که مرجع تمامی مقاطع تحصیلی دانش پژوهان قرار می گرفت ، اکنون در راه سیراکیوز نیویورک است تا دانشجویان غیر ایرانی را از اندیشه های آکادمیک خود بهره مند سازد..

 

" اندیشه هایی که بی تردید حق مسلم دانشجویان  ایرانی است و بس.."

 

اینبار دیگر مغزها نبودند که فرار کردند.. اینبار کسی که مغز های  جوان مملکت آگاهی شان را به آن مدیون بودند، به سختی خاک میهن را ترک کرد تا به حضور نامنظمش در کلاس های درس دانشگاه تهران پایان دهد..

گویا دراین مملکت اگر هم میلی به فرار نداشته باشی تو را به اجبار به رفتن وامیدارند..

 

گویا پدیده ی شوم فرار مغزها اگر هم در برهه ای از زمان توقفی داشته باشد، مسوولین وزارت علوم به تو یادآوری می کنند که دیگر وقت فرار است..!

 

به امید روزی که تمامی مدرسان مطرح ایرانی با حضور منظمشان در کلاس های درس، موجبات آسودگی خاطر مسوولین وزارت علوم و دانشگاه تهران را فراهم سازند...

...

 

نگاشته شده در چهارشنبه 28 آذر1386ساعت 14:33 توسط سمیرا فرخ منش| |

 

 

 

مدعيان تصاحب بزرگترين درياچه جهان امروز گردهم آمدند تا بر سر تقسيم ثروت نهفته در اين درياچه به توافق برسند. گرچه اين دومين گردهمايي همسايگان خزر است و در نشست هاي پيشين به نتيجه اي قابل قبول نرسيدند، اما گويا اينبار اميد به حصول توافقي چندجانبه و در عين حال عادلانه (؟!) بسيار است و مدعيان حاضر قرار را بر اين گذاشته اند كه دست خالي از تهران بازنگردند.

 

تا پيش از فروپاشي شوري سابق تعيين رژيم حقوقي درياي خزر تنها ميان ايران و شوروي عنوان مي شد. اما پس از فروپاشي اين كشور، مدعيان خزر به 5 كشور افزايش پيدا كردند و آذربايجان و قزاقستان و تركمنستان نيز به جمع طالبان آن اضافه شدند.

 

موضوع تعيين حقوق كشورهاي حاشيه خزر از سهم اين درياچه، از ديرباز مورد توجه كشورهاي مذكور بود و در مذاكرات متعدد پيگيري مي شد، اما گويا تنها حاصل اين مذاكرات بي نتيجه، كاهش سهم ايران از اين درياچه بود.

 

در گذشته هاي نه چندان نزديك سهم 50 درصدي ايران از خزر مطرح بود كه به مرور زمان و با تعيين چارچوب هاي حقوقي بين المللي (!) براي كشورهاي حاشيه نشين، اين سهم همچنان سير نزولي خود را طي مي كند.

امروز نيز براي دومين بار طالبان آب شور خزر گردهم مي آيند تا همديگر را راضي به پذيرش قوانين بين المللي كنند؛

قوانيني كه مبنايي براي آن تعيين نشده و سهم هاي تعيين شده با معيار موجهي قابل استناد نيست. هنوز روشن نيست تهران كه امروز ميزبان كشورهاي ساحلي و برگزار كننده اجلاس است، چه مواضعي را در برابر خواسته هاي مدعيان خزر اتخاذ مي كند و چه چاره اي را براي جلوگيري از پايمال شدن حق ملت ايران در اين مقوله انديشيده است.

 

اما اميد بسيار بر آن است كه متوليان امر توجه كافي را به اين مهم مبذول دارند كه در انعقاد معاهدات بين المللي عنايت به حقوق ملي هر كشور در اولويت قرار دارد و ملاحظه كاري هاي سياسي، اگر به تضعيف حيثيت ملي منجر شود به هر بهانه اي هيچ توجيهي ندارد.

 

 امروز زمانه ناصرالدين شاه گذشته است اما مسوولان توجه داشته باشند تكرار معاهداتي همچون تركمانچاي، آنچنان هم دور از ذهن نيست.

 

اجازه ندهيم در عصر تكنولوژي تاريخ شرم آور پيشينيان باز بر ما تكرار شود.

 ايران در شرايط كنوني به جهت فعاليت هاي هسته اي شايد در تقابل با دنياي غرب قرار گرفته باشد و روسيه نيز در اين ميان نقش قابل توجهي را بازي مي كند.

 اما اعطاي امتياز به كشوري كه سابقه تعاملات برابري را با ايران ندارد، به نظر اقدام درستي نمي آيد.

 در تاريخ به سر بردن مورد تاييد هيچ عقل سليمي نيست، اما فراموش نكنيم روسيه اي كه رويدادهاي ننگيني را در تاريخ ما برجاي گذاشته، امروز نيز در تعاملات اقتصادي و سياسي خود كارنامه موفقي را ارايه نداده است و تعلل هاي غير موجه در ارسال سوخت نيروگاه بوشهر نمونه اي عيان از اين ادعاست.

 

 بنابراين با توجه به مشاهدات زنده ميان ايران و مدعيان همسايه، بر مسوولان امر بيش از پيش واجب مي گردد، كه توجه به احقاق و حقوق ملت ايران كه پيشينه اي باشكوه در پشت سر خود دارند را سرلوحه كار خويش قرار دهند

 و خداي ناكرده به بهانه بهبود روابط با روسيه و نقش اين كشور در شوراي امنيت، از حق مسلم خود در خزر به هيچ بهانه اي كوتاه نيايند.

 

فراموش نكنيم حريصان آن ور مرزها از ديرباز به چهارگوشه اين مملكت چشم طمع دوخته اند؛ برخي در پوشش دوستان دلسوز و برخي ديگر با دشمني هاي آشكار.

 

زماني " خليج هميشه پارس" سوژه چپاولگري هاي اين كج انديشان بود و شايد امروز "خزر" بهانه انعقاد معاهدات بين المللي و عمل به تعهدات حقوقي!

 

"خزر" را دريابيم كه تكرار تاريخ در عصر رايانه امر محالي نيست ...

نگاشته شده در سه شنبه 24 مهر1386ساعت 19:14 توسط سمیرا فرخ منش| |

 

چراغي كه به خانه رواست...

 

 

پاسخگويي محمود احمدي نژاد به سوالات دانشجويان آمريكايي انعكاس فراواني در رسانه هاي داخلي و خارجي برجاي گذاشت و تاثير مثبت آن بر وجهه بين المللي ايران آشكار بود.

 اين اقدام نشانگر عدم اجتناب دولتمردان ايراني به پاسخگويي در برابر غربيان بود و ديدگاه بسياري را در جامعه بين المللي نسبت به فضاي حاكم بر ايران عوض كرد.

سوالات دانشجويان دانشگاه كلمبيا و متعاقب آن پاسخگويي رييس جمهور ايران در واقع نشان دهنده اين مهم بود كه ايران پرسش هاي جهان غرب را بي پاسخ نمي گذارد و در راه شفاف سازي مواضع خود اهمالي به خرج نخواهد داد.

 رييس جمهوري پس از سفر كوتاه خود به نيويورك در بياناتي ديگر آمادگي خود را براي مناظره با رييس جمهور آمريكا اعلام نمود كه اين خود نيز نشان از تمايل ايران به بيان تمام ديدگاه ها حتي در آن سوي مرزها دارد.                                               

 

 

 

در برابر چنين رويدادي است كه

هم ميهنان احمدي نژاد در كنار تحسين رييس جمهور كشورشان،

 پاسخگويي  وي را تنها براي دولتمردان و ملت غرب ندانسته و بي شك انتظار چنين آمادگي را در برابر سوالات خود نيز دارند.

 

در اين ميان اقشار متفاوتي از توده ملت مانند دانشجويان

و يا ديگر طبقات فرهيخته كشور كه سوالاتي و شايد برخي مواقع انتقاداتي را از مواضع دولت دارند،

پس از مشاهده صحنه هايي مانند پاسخگويي همه جانبه و كامل احمدي نژاد در دانشگاه كلمبيا، چنين امري را حق مسلم خود نيز پنداشته

 و حتي آن را مقدم بر پاسخگويي مقامات اجرايي در كشورهاي غربي مي دانند كه البته و صد البته انتظار ناروايي نيست.

 

 

نمونه اين امر اندكي پس از بازگشت رييس جمهور از نيويورك زماني اتفاق افتاد كه دانشجويان دانشگاه تهران در مراسم آغازسال تحصيلي دانشگاهي خواستار برپايي جلسه پرسش و پاسخ با احمدي نژاد در دانشگاه شدند

 كه اين امر گويا با مخالفت وي يا همراهان او رو به رو شد و به هر دليلي برگزار نگرديد.

 

در اين ميان با گذشتن از ناآرامي كه در دانشگاه پيش آمد، اين سوال مهم در ذهن شكل مي گيرد كه آيا پاسخگويي به چند دانشجوي بيگانه در كشوري كه مواضع خصمانه اش با ما پاياني ندارد ضرورت دارد يا گفت و گوهاي صميمانه و بدون ابهام رييس جمهور با دانشجويان و منتقدان ايراني؟

 

مگر غير از اين است كه آمريكا و دولتمردان وي  از برجسته ترين مخالفين سياست هاي جمهوري اسلامي ايران در دنيا به شمار مي روند.

پس چگونه است كه پاسخگويي به آنان اينچنين با رغبت انجام مي شود وليكن در ايران بسياري از ابهامات اقتصادي و سياسي همچنان بي پاسخ باقي مانده اند.

بسيار به جاست كه هر كشوري مواضع شفاف خود را در برابر كشور متخاصم به راحتي بيان كند

و بدين طريق از بروز التهابات بين المللي بكاهد.

 

اما در شرايطي كه هم ميهنان ما پرسشهاي بسياري از سياست هاي اجرايي كشور و چرايي برخي آشفتگي هاي اقتصادي و فرهنگي را در ذهن دارند، آيا پسنديده نيست كه در ابتداي امر اين ابهامات در افكار دانشجويان و منتقدان ايراني برطرف گردد و پس از آن به پاسخگويي در برابر جهان غرب بپردازيم؟؟؟

 

...

 

 

 

 

 

..تصادف، کلمه‌ای است بی‌معنی..

 

هیچ چیز بدون دلیل به وجود نمی‌آید..

 

 

                                             "فرانسواولتر"

 

 

 

نگاشته شده در سه شنبه 17 مهر1386ساعت 18:47 توسط سمیرا فرخ منش| |

 

..فوتبالي از جنس دولت نهم..

 

اشتياق قابل توجه دولتمردان اصولگرا به تصاحب جايگاه رياست فدراسيون فوتبال مدتهاست تبديل به سوژه اي جالب براي دوستداران فوتبال و همراهان سياست ايران گشته است.

 

صندلي رياست فوتبال ايران كه مدتهاست خاك مي خورد و جنجال هاي فراوان بر سر آن در گذشته ديده ايم ، امروز سيل مشتاقان را به سوي خود روانه مي بيند.

 

مشتاقاني همه از جنس دولت نهم و اصولگرايان مهرورز.

 

ناكامي هاي بسيار در فوتبال ايران  و عدم توجه كافي به پيشرفت اين رشته  همه گير مدتهاست توده ملت را نسبت به عملكرد مسوولان در اين زمينه آزرده خاطر كرده است و به همين خاطر تعيين رياست فدراسيون فوتبال ايران كه مي تواند نقش ارزنده اي را در پيشبرد اهداف يا ادامه ي ناكامي هاي گذشته داشته باشد، انتخاب مهمي به حساب مي آيد.

 

و گويا مسوولان دولت نهم هم اين مهم را به خوبي دريافته اند. چراكه ورود و ثبت نام بسياري از چهره هاي شاخص اصولگرايان به منظور تصاحب جايگاه  رياست فوتبال از مدتي پيش، اين نكته را يادآوري مي كند كه نه تنها جايگاه رياست فدراسيون  از امتيازات  متعددي  برخوردار است، بلكه اصولگرايان مايل نيستند حتي يك جايگاه قدرت را حتي اگر ورزشي باشد از دست بدهند.

                                                                     

در اين ميان شنيدن نام تعدادي از اصولگرايان فعال در وادي سياست نيز بر حيرت ماجرا مي افزايد كه چگونه اين دولتمردان قادر به فعاليتي دوجانبه هم در در حوزه سياست وفرهنگ و اقتصاد و هم در جريان مستطيل سبز و اوت و آفسايدهايش قرار مي گيرند.

 

 اما فراموش نكنيم عرصه فوتبال ايران  مخاطباني را از جنس توده ي ملت به همراه دارد و حضور چهره هاي دولتي نبايد باعث انتقال التهابات سياسي در اين عرصه گردد..

 

فوتبال ايران تلخكامي هايي را در گذشته به خود ديده است كه تنها تصاحب جايگاه رياست آن نميتواند مرهمي بر اين شكستها باشد و در اين جايگاه عملكرد درست  مسوولين سياسي و فرهنگي مشتاق به فوتبال تنها مي تواند دريچه اميدي را براي بهبود اين رشته ملي فراهم آورد .

 

 

چه نيك است دولتمردان دولت نهم كه قصد دارند فوتبال را هم عرصه ورود سياستمداران كنند، از خاطر نبرند عالم خشك سياست با دنياي فوتبال كه ارتباط مستقيم با احساسات  اين ملت دارد را تفاوت بسيار است .

 

و در اين ميان  فقط و فقط عملكرد درست و دلسوزانه آنان است كه مي تواند گره اي از مشكلات فوتبال ايران بكاهد

 و نه شوق تصاحب صندلي رياست..

 

...

 

 

 

به شادی نخستین روز نارنجی سال:

 

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر ، با آن پوستین سرد نمناکش..


 باغ بی برگی
 روز و شب تنهاست
با سکوت پاک غمناکش
                           "   ساز او باران ... سرودش باد ..."



باغبان او را رهگذاری نیست 
                              باغ نومیدان
                                    چشم در راه بهاری نیست

 
گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید


باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟

خنده اش خونی ست اشک آمیز
                             جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن

                                                پادشاه فصلها ، پاییز ...


  "باغ من : م.اخوان ثالث"

 

نگاشته شده در یکشنبه 1 مهر1386ساعت 19:29 توسط سمیرا فرخ منش| |

دغدغه سلامت انتخابات را جدي بگيريم...

 

موضوع سلامت انتخابات اسفند ماه و صيانت حقيقي از آراي ملت مدتهاست مبدل به مقوله اي قابل بحث در محافل سياسي و غيرسياسي شده است.

 

اين مساله به حدي از اهميت بالايي برخوردار است كه احزاب و گروه هاي مختلف سياسي دست به اقدامات متفاوتي در اين زمينه زده اند كه تشكيل كميته هاي سلامت انتخابات، برگزاري نشست هاي مرتبط با اين موضوع، سازماندهي گروه هاي مشخص به منظور صيانت از آراي عمومي و تذكرات پي در پي مسوولان و مقامات نظام در ارتباط با اين مساله، همه نشانگر حساسيت بالاي موضوع مي باشد.

 

 اين جريان تا جايي ذهن برخي دولتمردان را به خود مشغول كرده كه تبديل به دغدغه اي جدي شده و در همين راستا بسياري از چهره هاي مطرح نظام تصميم به مذاكره با مقام رهبري را نيز گرفته اند.

 

                                       

 

اين در حالي است كه در كشور ما تا بدين روز همه پرسي هاي گوناگوني در سال هاي پيشين برگزار مي شد

 و اين قضيه سابقه اي طولاني دارد و به واسطه قدمت اين جريان مي بايست چنين دغدغه اي در كشور ما تاكنون مرتفع مي شد.

 

البته در انتخابات رياست جمهوري گذشته برخي از دولتمردان برجسته نظام نيز

اعتراضاتي را مبني بر عدم صيانت و نگهداري از آراي عمومي بيان كردند

 

وليكن با اين حال بسياري از صاحبنظران علت عمده اين دغدغه جدي را رقابت سخت و فعاليت قابل توجه طيف اصلاح طلب مي دانند.

 

چرا كه برخلاف دوره پيشين اصلاح طلبان با اقدام به ائتلاف و برنامه ريزي هاي مدون، احتمال پيروزي خود را در انتخابات پيش رو افزايش داده اند و به همين خاطر بسياري بر اين باورند كه در اين شرايط محافظت از آراي ملت از ضرورت بيشتري برخوردار است.

 

در همين حال بسياري از مسوولان در سخنان و تذكرات خود خواهان ارايه تضمين و راهكارهاي قابل اجرا و دقيق براي اين جريان هستند و معتقدند كه ضمانتي كه از جانب دولت به ملت ارايه شود ميزان مشاركت عمومي را تا ميزان قابل توجهي بالا مي برد كه متاسفانه خلاف آن نيز صادق است.

 

به اين معنا كه اگر توده ملت درباره عدم رضايت از آرايشان در انتخابات پيش رو، اطمينان نداشته باشند، بي شك شاهد انتخابات پرشوري در اسفند ماه نخواهيم بود.

 پس بر مسوولان امر واجب می گردد که با هر شیوه عملی و یا شفاهی تمامی تلاش خود را در جهت این امر مهم به کار گیرند و اعتماد لازم را که از حقوق اولیه مردم برای شرکت در انتخابات به شمار می رود،تامین سازند...

 

...

 

نگاشته شده در چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 12:55 توسط سمیرا فرخ منش| |

صدا و سيما.. رسانه ملی یا جناحي ؟؟؟

 

رسانه صدا و سيما به عنوان همه گيرترين وسيله ارتباط جمعي، در ميان ديگر ابزار رسانه  اي به شمار مي رود كه جايگاه چشمگيري را در خانواده هاي ايراني بازي كرده است.

 صدا و سيما رسانه اي در اختيار دولت است كه هزينه هاي خود را توسط بیت المال تامين مي كند و همين امر خود دليل قاطعي براي برآوردن نيازهاي مخاطبان ايراني به شمار مي رود.

 

اما به گفته بسياري از صاحبنظران متاسفانه در ماه هاي اخير جهت گيري اين وسيله ارتباط جمعي مسيري سياسي به خود گرفته و از حالت ملي بودن به قالبي جناحي بودن درآمده است.

                                                          

 

شكي نيست كه موضوع هسته اي جمهوري اسلامي ايران از جمله خبرسازترين سوژه هاي داخلي و خارجي رسانه ها به شمار مي رود

 و همين امر به اهميت اين موضوع مي افزايد.

 

در اين ميان صدا و سيما نيز به عنوان رسانه اي ملي

كه در تمامي دولت ها و خط مشي هاي سياسي بايد خطوط يكساني را دنبال كند،

متاسفانه در ارتباط با اين مقوله مهم، جانب اعتدال را رعايت نكرده

و جهت گيري آشكاري را به برنامه هاي خود اختصاص داده است.

 

 در اين جهت گيري كه به شكل روشني زحمات دولت هاي پيشين در به بار نشستن فعاليت هاي هسته اي ايران ناديده گرفته مي شود، خاطر درصد عظيمي از مخاطبين را چه از توده ملت و چه از دولتمردان كشور آزرده ساخته است.

 

در حاليكه رسالت اصلي صدا و سيما در اين ميان بي طرفي انكارناپذيري بايد باشد كه طي آن حقوق هيچيك از مقامات و مسوولان چه پيشين و چه كنوني، ناديده گرفته نشود.

 

اما متاسفانه اين رسانه دولتي تا درصد قابل توجهي مبدل به رسانه اي جناحي شده كه با نگاهي يك طرفه سعي در برجسته كردن فعاليت هاي دولت كنوني و متعاقب آن پوشش گذاشتن بر زحمات دولت هاي پيشين دارد.

 

وگرنه كدام مخاطب آگاهي است كه بپذيرد چنين دستاوردهاي عظيمي تنها در طول دو سال فعاليت دولت نهم به بار نشسته است و دولت هاي گذشته در اين روند ملي نقشي نداشته اند؟

 

...

 

 

نگاشته شده در یکشنبه 11 شهریور1386ساعت 12:26 توسط سمیرا فرخ منش| |
با مخالفت آبادگران با انتشار منشور اصولگرايي اوج گرفت:

كلاف سردرگم اختلافات در اردوي اصولگرايان..

درحاليكه اختلافات اجرايي در طيف هاي اصولگرا روز به روز در حال افزايش است، اما با اين حال برخي از چهره هاي سنتي اين طيف اصرار بر پوشاندن اين اختلافات و بازگو نكردن آنها در رسانه ها دارند و همين خود نشان از ريشه اي بودن تضادهاي فكري جريانات گوناگون اصولگرا دارد.

 اصولگرايان كه خود دو گروه فكري اصلي شامل طيف سنتي و گروه اصولگرايان جوان را دربر مي گيرند، تا به امروز به توافقي قطعي بر سر مشي عملي خود در انتخابات دست پيدا نكرده اند و همين امر خود مي تواند باعث عدم پيروزي آنان در ماراتن سياسي اسفندماه گردد.

نكته قابل توجه در اين جا تاثير همه طيف هاي اصولگرايي در شكل گيري جريان نامبرده مي باشد. از طرفي جريانات قديمي كه از ديرباز به جريان راست سنتي شهرت داشتند، خود را تصميم گيرنده اصلي مشي انتخابات حاضر مي دانند و از جهتي ديگر، گروه هاي راست جوان شامل آبادگران و رايحه خوش خدمت و ... كه در انتخابات رياست جمهوري نقش عمده اي را در پيروزي محمود احمدي نژاد بازي كردند، حاضر به كناره گيري از محدوده اختيارات اجرايي خود نيستند.

نكته قابل بحث نيز در اين ميان تفاوت هاي بارز فكري اين گروه ها با يكديگر است و..........

 

 


ادامه مطلب
نگاشته شده در دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 11:6 توسط سمیرا فرخ منش| |
در هجدهمين همايش فصلي احزاب مطرح شد:


انتقاد از نحوه بررسي صلاحيت داوطلبان انتخابات


هجدهمين همايش فصلي احزاب با حضور وزراي كشور و اطلاعات و برخي نمايندگان احزاب پنج شنبه با محوريت " احزاب و انتخابات " در وزارت كشور برگزار شد..

وزیر کشور،دادستان تهران،مخبر کمسیون امنیت ملی،رییس خانه ی احزاب ایران،ورییس ستاد نظارت بر انتخابات کشور در این همایش به ایران سخنرانی پرداختند..

رييس شوراي مركزي خانه احزاب در اين همايش خاط نشان كرد: احزاب بايد منصفانه و بر اساس علم و دانش آگاهانه و عادلانه به نقد حكومت بپردازند.
وي درباره نقش صدا و سيما در اين زمينه ادامه داد: متاسفانه بعضا در صدا و سيما و تعدادي از رسانه‌هاي ديگر مخالفت‌هايي با حزب مي‌شود.

اين‌ها به جامعه خدمت نمي‌كنند. نمي‌دانم چرا عده‌اي خود را رقيب احزاب مي‌دانند.

موسوي تبريزي ادامه داد: امروزه شاهد جرياني هستيم كه تمام گروه‌هاي مرجع در داخل جامعه را تضعيف كند. از مرجعيت شيعه و رهبري گرفته تا احزاب، دانشگاه‌ها و حوزه‌هاي علميه.موسوي تبريزي در پايان تاكيد كرد: دو سال است به خانه احزاب يارانه‌اي تعلق نگرفته است.

دادستان كل كشورنيز در اين همايش با تاكيد بر اينكه شوراي نگهبان بايد قانون را رعايت كند اظهارات عضو حقوقدان شوراي نگهبان را مبني بر رد صلاحيت مجدد رد صلاحيت شدگان را رد كرد و گفت: ملاك و ميزان در بررسي صلاحيت داوطلبان انتخابات حال آنهاست.
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه سخنانش با انتقاد از اينكه قانون انتخابات بيش از ساير قوانين دستخوش تغيير و تحول شده است، گفت كه بايد با الحاق مواد جديد قانون انتخابات قانوني مادر در كشور وجود داشته باشد كه هر روزه توسط گروه ها و جريانات دستخوش تغيير و تحول نشود. 

 وزير كشور نیز در این همایش گفت: انتخابات روز 24 اسفند ماه برگزار و با شمارش مكانيزه نتايج آن با فاصله يك روز اعلام مي‌شود. اگر 25 اسفند نتايج اعلام شود و چنانچه فردي اعتراضي داشته باشد تا تعطيلات نوروزي پنج روز براي اين كار وقت خواهد داشت..


ادامه مطلب
نگاشته شده در شنبه 27 مرداد1386ساعت 0:52 توسط سمیرا فرخ منش| |
 

سید علی حسینی امروز در کنفرانس خبری خود با خبرنگاران  کاهش فعالیت نطنز و پایین آمدن سرعت سانترفوژها را  که دیروز توسط رویترز بیان شده بود تکذیب کرد و گفت فعالیتهای هسته ای جمهوری اسلامی بر طبق همان برنامه مدون از پیش تعیین شده عمل میکند..

سخنگوی وزارت امور خارجه امروز همچنین کلام علی لاریجانی در مصاحبه با فوکوس(نشریه ی آلمانی ) را  برداشتی ناصحیح از مصاحبه خواند و گفت : من شخصن با لاریجانی صحبت کردم و وی این خبر را تکذیب کرد..                                          

فوکوس روز گذشته مصاحبه ای را از دبیر شورای امنیت ملی نقل کرده بود که در آن لاریجانی بحث تعلیق را منتفی نداسته و آن را امری قابل بررسی عنوان کرده بود و گفته بود : تعلیق یعنی فعالیتهای کنونی هسته ای ایران در شرایط کنونی رها شود..

حسینی همچنین زمان گفتگوی ایران آمریکا را که توسط کاظمی قمی ( سفیر ایران در عراق) فردا دوشنبه اعلام شده بود تکذیب کرد و گفت که زمان این نشست هنوز معلوم نیست .. 

همچنین مالکی نیز چهارشنبه هفته جاری به ایران سفرخواهد کرد .  

(این در حالیست که اوضاع کابینه عراق دچار *بحران سیاسی قابل توجهی  شده و سفر مالکی در این شرایط اظطراری کمی غیر عادی به نظر میرسد)

حسيني در ادامه با استقبال از مخالفت اتحاديه اروپا با تشديد تحريم‌ها عليه ايران ادامه داد: اقدام اتحاديه اروپا بر مبناي واقع گرايي صورت گرفته است و اظهار اميدواري كرد كه روند منطق‌گرايي اتحاديه اروپا تداوم يابد.

حسینی صحبت اخیر هاشمی رفسنجانی مبنی بر وجود شرایط ویژه در کشور را تحلیلی شخصی دانست و اوضاع هسته ای کشور را به هیچ وجه ویژه ندانست ..

 ...

چند واژه ی زیبا:

...وقتی پا در رکاب اسب می نهی، بر بال تاریخ سوار شده ای..

 شمشیر و عمل تو ماندگار می شود ..

چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند .

پس با عمل خود می آموزانیم که

پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند ..

و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند ...

 

 

                                                                           "نادر شاه افشار"


ادامه مطلب
نگاشته شده در دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 0:14 توسط سمیرا فرخ منش| |

 
سکوت مشکوک اصولگریان بر سر کمیته ۵ نفره
 
 
مدتي پيش تركيب كميته 5 نفره اصولگرايان بنا بر گفته سخنگوهاي اين طيف مشخص شد.
اما اعلام اسامي آنان به آينده موكول گرديد.
در همين راستا برخي رسانه‌ها اخباري را مبني بر گمانه‌زني‌هاي صورت گرفته منتشر كردند كه در آن نام برخي افراد به عنوان اعضاي كميته مرضي‌الطرفين اعلام شده بود.
 اما اين اخبار تاكنون مورد تاييد منابع رسمي دسته‌هاي اصولگرا قرار نگرفته .. و این طیف هم تا کنون حاضر به اعلام اسامی افراد خود نشده است..
 
به همین خاطر کنجکاو شدم بدانم  کمیته مذکور که از مدتی پیش اعلام موجودیت کرده چرا اقدام به اعلام نام افراد  خود نمی کند  ..
 
 
در همين راستا آقايان رضا آشتياني نماينده مردم قم و ابوترابي فرد عضو هيات رييسه مجلس كه از جمله نامبردگان كميته 5 نفره مذكور بودند، هرگونه مذاكره‌اي را در اين زمينه منكر شدند.
 
آشتياني در اين باره گفت: هنوز در اين باره با بنده مذاكره‌اي صورت نگرفته و من هم از طريق رسانه‌ها متوجه اين اسامي شدم.
وي افزود: از گروهي نزديك به 30 نفر چند تن را انتخاب كردند كه هنوز درباره ماهيت و نوع كار با من صحبتي نشده و متعاقبا هنوز از چگونگي اقدامات لازم اطلاعي ندارم.

محسن كوهكن عضو شوراي مركزي اصولگرايان مجلس نيز درباره عدم اعلام رسمي اسامي كميته اصولگرايان گفت: تنها دليل عدم اعلام اسامي قطعي نشدن افراد است....
 
شرح كامل در ادامه...
 
 
 ...
 
چند واژه ی زیبا:
 

ما نقش قهرمان را بازی می کنیم ..چون ترسوییم..

 

نقش قدیس را بازی می کنیم.. چون شریریم..

 

نقش آدمکش را بازی می کنیم ..چون در کشتن همنوعان خود بی تابیم..

 

و اصولا از آن رو نقش بازی می کنیم.. که از لحظه تولد دروغگوییم...

 

( فیلسوف محبوبم:  ژان پل سارتر)

...

 

ادامه مطلب
نگاشته شده در دوشنبه 25 تیر1386ساعت 1:9 توسط سمیرا فرخ منش| |

 

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد...

 

مطلب دیروز من در ارتباط با تلاش همه جانبه برخی حامیان سنتی اصولگرایان و تخریب چهره های مطرح طیف اصلاح طلب امروز واکنش کیهان را در پی داشت..

این مطلب با عنوان " چه کسی پاسخگوست ؟ " تنها خطاب به کسانی نوشته شده بود که جنجال سازی  تقریبن بی ثمری را درباره موضوعی  به راه انداختند که در آغاز کار  به اثبات نرسیده بود و درپایان کارهم نادرست بودن آن تایید شد ..!

اما من در تعجبم چرا" کیهان" از  این مقوله ابراز ناراحتی کرد؟!

...

 

چه کسی پاسخگوست؟

 

شايد اغلب سيستم هاي اجتماعي در روزهايي كه انتخابات سوژه اصلي آن است، شاهد رقابت‌ها و تب و تاب‌هاي فكري باشند.

 اكثر جوامع در شرايطي كه ملت را براي يك «انتخاب» پرشور بسيج مي‌كنند، بايد خود را براي پذيرش ماراتن‌هاي سياسي نيز آماده كنند.

 كشور ما نيز از اين قاعده كلي مستثني نبوده و همگان در اين ايام شاهد تاكتيك‌هاي تبليغاتي متنوعي بوده‌اند.

 

 اما شرط اين مسابقه‌هاي انتخاباتي بي‌شك رعايت اخلاق و خطوط قرمزي است كه قراري نانوشته، اما ضروري مي‌باشد.

قانوني كه محدوده ارزش‌هاي هر سيستم اجتماعي آن را تاييد كرده و همگان انتظار رعايت بي‌قيد و شرط آن را دارند.

 اما اين‌بار در صحنه سياست كشورمان متاسفانه شاهد شكستن خطوط قرمزي بوديم كه توجه به ابعاد آن عرق شرم بر پيشاني مي‌نشاند.

 اين بار برچسبي نازيبا تبديل به تكنيك تبليغاتي جناحي خاص در صحنه سياسي انتخابات شد

و واهمه از بروز دوم خردادي ديگر آنان را بر آن داشت كه تمام تلاش خود را در تخريب وي به كار گيرند.

 

 اما گذشته از اينكه اين تلاش‌ها حاصلي به دنبال نداشت، جلوه زننده‌‌اي را از عدم رعايت ارزش‌هاي اخلاقي در ميان برخي فعالان عرصه سياست كشور به نمايش گذاشت.

 

نمايشي كه دود آن بي‌شك هم به چشم طراحان اين برنامه مي‌رود

 و هم آسيب ارزشي حاصل از آن بر پيكره انقلاب اسلامي نيز فرود خواهد آمد.

 

در جريان جنجال‌سازي سفر سيدمحمد خاتمي به ايتاليا و گفت‌وگوي وي با خبرنگاران خانم، فرصت را مغتنم شمرده و با طرح جرياني كودكانه، سعي در كاهش ميزان محبوبيت طرفداران رييس جمهور سابق ايران داشتند.

 

غافل از اينكه ...

 

"کل مطلب در ادامه"

 

 

و اما کیهان... که امروز در ستونی با ۱۱ خط  و ۸  علامت تعجب ! از شاکی بودن نگارنده مطلب شاکی شده بود و  و این مطلب را لایحه دفاعیه به سبک اصلاح طلبان ! عنوان کرده بود که "چه کسی پاسخگوست؟ " پرسش مهمی در این زمینه نیست..

اما ای کاش کیهان به جای علامت تعجب های متعددش به همین پرسش ساده و بی اهمیت پاسخ داده بود ...

...

 


ادامه مطلب
نگاشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 20:21 توسط سمیرا فرخ منش| |

 الهام 4 شغله شد !

 

 

چندی پیش در همین صفحه مجازی در تاریخ اول اسپند ۸۵  پُستی در ارتباط با مشاغل متعدد ! غلام حسین الهام زدم که در آن از سه شغل همزمان وی و چگونگی پرداختن به تمامی امور محول به او از زبان خود الهام نوشتم: دوش ما برای بار کشیدن ملس است ! 

 

 اما گویا براستی ظرفیت غلام حسین الهام از حد طبیعی چیزی  فراتر است و وی اشتیاق فراوانی به تصدی پستهای دولتی دارد..

                                                               

 

 

طی خبری نه چندان حیرت انگیز امروز دریافتیم که الهام چهار شغله شد و علاوه بر وزرات دادگستری ، عضویت شورای نگهبان ،سخنگویی قوه قضاییه ، امروز به ریاست مبارزه با قاچاق کالا و ارز هم منصوب شد !!!

 

متعاقب آن بسیاری پس از تحسین توانایی های فرا زمینی ایشان مایلند  بدانند غلام حسین الهام ساعات شبانه روز خود را چگونه تقسیم خواهد کرد...!

البته همه این اتفاقات در حالی رخ می دهد که آقای الهام همچنان ماندن در خانه  را به کار کردن ترجیح میدهد !!!

 

براستی که مقوله ی قحطی رجال شورش را به طرز خنده آوری در آورده ..

 

مرتبط:

 

آیا الهام به همه ی مشاغل می رسد؟!

 

الهام اینجا، الهام آنجا، الهام همه جا !

 

با ابلاغ احمدی نژاد: الهام رييس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز شد

 

...

 

چاوز:مسافر همیشگی تهران!

 

جای تعجب است هوگو چاوز محبوب که اکنون در ایران عزیز مشغول همراهی رییس جمهوردر افتتاح پروژه های عمرانی و صنعتی ماست، چرا تدبیری برای حل بحرانهای کشورش و مخالفت روزافزون مردم ونزویلا با تصمیمات وی نمی اندیشد؟

 

و به جای  سفر به دور دنیا ابتدا به آرام کردن اوضاع کشور خود نمی پردازد..؟

و در عوض اندیشه ی ساختن ساختن دنیایی جدید  به یاری ایران ، سعی در بهبود  اوضاع سیاست داخلی کشورخود ندارد..

 

دنیای جدید پیشکش برادر چاوز..                      

                                               

 

چرا که بهتر است فعلن برای آرام ساختن تظاهرات ملت ونزویلا و مخالفتهای صریح آنان با دولت این کشور  و شخص هوگو چاوز چاره ای بیاندیشد...

 

 

مرتبط:

 

مخالفت مردم ونزوئلا‌‏ با رئيس‌‏جمهوري مادام‌‏العمر هوگو چاوس

 

ادامه تظاهرات مردم ونزویلا درباره تصمیم چاوز

 

حرکت اعتراض امیز دانشجويان ونزوئلايي به سمت دادگاه‌هاي اين كشور

 

چاوز : تظاهر کنندگان آلت دست آمریکا هستند

 

دومين شبكه تلويزيوني ونزوئلا بسته شد

 

...

 

نگاشته شده در سه شنبه 12 تیر1386ساعت 1:11 توسط سمیرا فرخ منش| |

 

و سرانجام گزارش اقتصادی دو لت به جای گزارش عملکرد برنامه چهام منتشر شد.

البته به قول رجانیوز گزارش اقتصادی نه..گزارش مقایسه ای اقتصادی !

 

بخوانید و از توهم خارج شوید:

 

* نخستین خريد نقدي محصولات استراتژيك در دولت

 

* افزایش ارزش افزوده بخش كشاورزي به 1/ 7

 

* برای نخستین بار ايران صادركننده گندم مي شود

 

* بازسازی سالانه 500 هزار واحد مسكوني روستايي

 

* رشد5/32 درصدي سرمايه گذاري بخش خصوصي

 

* ركورد بي سابقه جذب 3 ميليارد دلار سرمايه در پارس جنوبي در سال 85

                                                                                                                                    

                                                      

* امضاي تفاهم نامه 5 ميليارد دلاري صادرات گاز به اروپا              

 

* جذب 38 ميليارد دلار سرمايه‌گذاري خارجي در بخش نفت

 

* کشف 5/6 ميليارد بشكه نفت درجا طي سال گذشته

 

 

* تولید خودرو دوگانه سوز ( 4 برابر 16 سال دولتهاي قبلي)

 

* کاهش 10 درصدی سهم نفت از (بودجه برای نخستین بار)

 

* سود 17 هزار ميليارد توماني بانكها با وجود كاهش نرخ سود

 

* رشد 100درصدي تسهيلات دهي بانكها به بنگاههاي كوچك

 

* کاهش 6/12 درصدی تورم 25 درصدي دولت هاشمي و 8/15درصدي دولت خاتمي !

 

* طرح سهام عدالت (اولين گام جدي يك دولت براي اعطاي گسترده سهام دولتي به بدنه جامعه )

 

* واگذاری سهام به ميزان 80درصد دولتهاي گذشته

 

* کاهش بی سابقه نرخ رشد در واردات در  دولت نهم

 

* جهش بی سابقع صادرات غير نفتي با رشد 47درصدي

 

* افزايش 8 ميليارد دلاري سرمايه گذاري طي دو سال گذشته

 

* کاهش نرخ بيكاري در سال 85 به 2/11 درصد

 

* کاهش نرخ بيكاري جوانان 15 تا 29 سال تا يك درصد

 

( لطفن تاکیداتی همچون : برای اولین بار .. بیش از دولتهای گذشته..کمتر از دولتهای گذشته ..نخستین بار..رشد بی سابقه..جهش بی سابقه..رشد چشمگیر و ... بیش از کل فهرست مورد توجه قرار گیرد)

 

 

 معلوم  نیست چرا خواندن این گزارش به طور ناگهانی آدمی را یاد گزارشات حزب کشور اوشنیا

در " ۱۹۸۴" جورج اورول می اندازد...تولید بند کفش..میزان سهمیه شکلات..و...  !

 

...

 

بگذریم ... !

 

...

نگاشته شده در سه شنبه 5 تیر1386ساعت 0:36 توسط سمیرا فرخ منش| |

 

 ...اگر هدف در یاست٫ باید به رود پیوست...

 

                                                       "دکتر شریعتی"

 

گر چه این روزها به نام علی شریعتی ست..

اما داریوش آشوری در وصف این روشنگر دینی جمله ای آسان دارد که سخت بر دل می نشیند..

 

  آشوری می گوید:

 

"آل احمد ؛ شريعتى و فرديد و همه اصحاب مفهوم غربزدگى ؛

مردمانى هيجان زده و شوريده بودند.

 آنها بيشتر سخنور و زبان آور و منبرى بودند تا به معناى دقيق كلمه متفكر يا فيلسوف.. "   

 

..با ادای احترام به تمامی شیفتگان وی.. 

 

...

 

            

نگاشته شده در سه شنبه 29 خرداد1386ساعت 23:48 توسط سمیرا فرخ منش| |

 

 

"تخريب مذهبي با هدف كاهش احتمال پيروزي اصلاح‌طلبان دنبال مي‌شود"

 

 سير عملكرد رو به ضعف اقتدارگرايان و كاهش محبوبيت آنان نزد عامه مردم هر روزه چاره جديدي را براي رفع اين دغدغه توسط اين طيف مي‌طلبد.

شايد اين چاره‌جويي‌ها در دوره‌هاي پيشين با ردصلاحيت‌هاي گسترده اصلاح‌طلبان كارساز بود.

 اما امروز با توجه به شرايط هماهنگ و احتمال بالاي ائتلاف گسترده گروه اخير سناريوي جديدي در حال ساماندهي است.

 

اين سناريو که با هدف تخريب اصلاح طلبان در حال بازنويسي است، اينبار در قالب برچسب‌هاي ايديولوژيک* نمايان گشته و آن طور که از شواهد امر پيداست اعتقادات مذهبي ملت را نشانه رفته است.

 

اندک زماني است که

طرح تقسيم بندي احزاب  و تشخيص حقانيت آنها بر اساس معيارهاي ديني** از سوي چهره هاي شاخص طيف اصولگرا دنبال مي‌شود

 که البته اين اقدام  با توجه به پيشينه سياسي اقتدار گرايان ،امري قابل پيش بيني است.

اما اينبار دامنه تخريب آشکارتر شده و با توجه به کاهش احتمال پيروزي در انتخابات پيش رو تمام توان اقتدارگرايان  را به کار گرفته است.                              

 

 

در اين ميان زمزمه ائتلاف چهره هاي مطرح طيف اصلاح طلب نيز بي تاثير نبوده  و دوستان را بيش از پيش به فکر راهکاري براي رفع نگراني هاي موجود انداخته است.

 

اما سير صعودي محبوبيت اصلاح طلبان  و رويدادهاي اخير در عرصه هاي اقتصادي،سياسي کشور مبني بر حضور فعالانه اين طيف، به نوعي فضا را براي اصولگرايان تنگ تر کرده و دامنه تخريب گروه رقيب را به مراتب افزايش داده است.

 

اغلب صاحبنظران نيز بر اين باورند تمامي کوشش  اقتدار گرايان در اين مسير و تاکيد آنان بر عدم مطابقت فرهنگ احزاب کنوني با اصول مذهي ما، بي شک به نيت تغيير فضاي سياسي حاکم صورت مي گيرد و نشان از ناکار آمدي ادبيات پيشين سياسي براي طيف محافظه کار دارد.

 

در راستای همین جریان امروز گفتگویی با دو نماینده مجلس و یک فعال سیاسی داشتم..که در این گفتگو همگان بر بی ثمر بودن این سناریوی جدید اذعان داشتند..

 

 

محمدرضا تابش(دبیر فراکسیون اقلیت مجلس):

اين مباحث به منظور تنگ تر کردن دامنه فعاليت رقيبان در آستانه انتخابات آغاز شده تا بدينوسيله گروه هاي مذهبي و غير مذهبي را جايگزين خودي و غيرخودي قرار دهند و در راستاي اين جريان گروه هاي اسلامي را غير اسلامي جلوه دهند..

 

 

هادی قابل( عضو کمیته سیاسی جبهه مشارکت):

طيف اصولگرايان از هم اکنون به اين واقعيت رسيده اندکه احتمال پيروزي  بالايي در انتخابات آينده ندارند . به همين دليل سعي دارند ذهن جامعه را از بحث اصلي خارج کنند.

 

 

نورالدین پیرموذن(سخنگوی فراکسیون اقلیت):

تجربه نشان داده است که  جريان خاصي از اقتدار گرايان زماني که در اداره امور کشور احساس ضعف مي کنند به منظور حذف رقباي سياسي خود به روشهاي مختلف سعي در کنار گذاشتن رقيبان از صحنه سياسي کشور را دارند..

 

...

 

* گروه های سیاسی باید بر اساس ملاکهای مذهبی دسته بندی شوند

 

** احزاب باید بر حسب معیارهای دینی تقسیم بندی شوند

 

...

 

 

 

"گفتگو:سمیرا فرخ منش"

 

 

شرح مطلب در ادامه...

 

 


ادامه مطلب
نگاشته شده در شنبه 26 خرداد1386ساعت 22:38 توسط سمیرا فرخ منش| |

 

 

راهکار از نوع موقت!

 

باز هم كلامي تامل‌برانگيز از دست‌اندركاران دولت نهم.

 

گرچه مدت‌هاست كه به شنيدن برخي سخنان عادت كرده‌ايم،

اما اينبار صحبت از راهكار پيشنهادي دولت براي حل مشكلات اجتماعي نسل جوان مملكت است

و ناخودآگاه ذهن هر شنونده‌اي را به سوي خود جلب مي‌كند.

 

كلام مصطفي پورمحمدي، بالاترين مقام اجرايي وزارت كشور،

در زمينه ارايه پيشنهاد ازدواج موقت به عنوان راه رفع مشكلات جوانان كشور،

كلام تعريف نشده‌اي بود كه اذهان بسياري را به خود مشغول كرد.

 

گرچه اين پيشنهاد مدت‌ها به صورت رسمي و غيررسمي از جانب برخي شنيده مي‌شد،

اما تاكنون به عنوان روشي براي حل مشكلات روزافزون نسل سوم مملكت به كار نمي‌رفت!

 

اما سوال اينجاست كه وزير كشور با كدامين استناد چنين پيشنهادي را مطرح كرد؟

آيا اين نظريه نمي‌تواند پاك‌ كننده

صورت مساله‌اي با مجهولات فراوان باشد؟

 

مجهولاتی همچون نرخ تورم بالا

افزایش چشمگیر بیکاری،

معضلات فرهنگی،

نا بسامانی های اقتصادی و

آشفتگی های هویتی که

بی شک بیشترین زیان این این پدیده ها نصیب قشر جوان مملکت می گردد..

 

 

آيا وزير محترم كشور از آمارهاي موجود مبني بر كاهش چشمگير تمايل جوانان به ازدواج آگاه است؟

و براي رفع ريشه اين بي‌ميلي‌ها تلاشي صورت داده است؟  

 

آيا پورمحمدي به تبعات پس از امر ازدواج موقت به ويژه ميان دختران جوان كشور فكري كرده است؟

 

آيا مسوولان كه از ديرباز در فكر مواردي مشابه همچون تاسيس خانه عفاف بودند

كه نوعي «خود گول زني اخلاقي» به شمار مي‌رفت..

و امروز نيز ازدواج‌هاي چند روزه و چند ماهه ميان جوانان را توصيه مي‌كنند،

در فكر متزلزل شدن بنيان خانواده‌ها نیستند؟

 

پديده ازدواج موقت گرچه امري پذيرفته شده در محتواي شرع اسلام است

اما بي‌ترديد هر نكته مكاني و هر توصيه‌اي جايگاه خود را دارد

 

و علماي اسلامي نيز به اين نكته اذعان دارند كه ازدواج موقت

برطرف‌ كننده تمام مشكلات اجتماعي جوانان امروز نيست.

 

توصيه اين اقدام به عنوان راهكاري سازنده براي حل معضلات فراوان پيش روي جوانان ايران زمين،

بي‌شك اقدامي بد سرانجام است

كه هيچ‌گاه نمي‌تواند تبعات حقوقي  و رواني مثبتي به دنبال داشته باشد.

 

آيا از ديدگاه پورمحمدي، اقداماتي همچون تسهيل در ارايه وام به جوانان، ايجاد مراكز كارآفريني،

فراهم آوردن امكانات اقتصادي،‌بسترسازي‌هاي فرهنگي و يا كنترل قيمت مسكن

و جلوگيري از فرار مغزهاي جوان، به مراتب سازنده‌تر از چنين اقدامي نيست؟

 

آيا وزير كشور به آينده فرزنداني كه حاصل ازدواج‌هاي موقت گاه و بيگاه است فكري كرده است؟

 

آیا پور محمدی در هنگام بیان این پیشنهاد تضمینی برای ازدواج دایم

و تشکیل زندگی خانوادگی سالم دختران پس از پایان ازدواج موقتشان ارایه می دهد؟

آيا ايشان از تفكرات شرقي و اعتقادات خاص ايرانيان

در زمينه پيوندهاي خانوادگي در امر مقدس ازدواج آگاه است؟

پس چگونه است كه چنين امري را رافع مشكلات جدي جوانان مي‌داند؟ !

 

در حاليكه ازدواج موقت تنها مي‌تواند برطرف‌ كننده برخي ناهنجاري‌هاي فيزيكي و احساسي

در بين دختران و پسران جوان باشد.

 

اي كاش مسوولان مهرورز دولت، به جاي ناديده گرفتن ريشه اصلي مشكلات موجود،

بيش از اين در فكر ارايه راهكارهايي منطقي براي اوضاع آشفته جوانان اين مرز و بوم بودند.

 

چرا که بی شک دولتمردان نظام مایل نیستند

آينده‌سازان اين مملكت از چاله‌هاي مشكلات به درون چاه‌هاي معضلات عظيم‌تر سقوط كنند...

 

...

 

نگاشته شده در سه شنبه 15 خرداد1386ساعت 23:9 توسط سمیرا فرخ منش| |

به کدامین سو ؟ با کدامین آرمان ؟

به انگیزه کدام آینده ؟ و به اتکا کدامین ارزش انسانی ؟

...

وزیر کشور:

ازدواج موقت راه حل مشكلات اجتماعي جوانان ...

...

    در کوچه باد می آید ..

 این

         ابتدای ویرانیست ...          

...

 

نگاشته شده در شنبه 12 خرداد1386ساعت 0:1 توسط سمیرا فرخ منش| |


 مذاكرات ميان مقامات ايراني و آمريكايي كه 7 خرداد در بغداد انجام شد با هدف تامين امنيت ملت عراق  صورت گرفت و به  گفته مقامات دو كشور در فضايي صميمانه به پايان رسيد و نتايج مثبتي را به همراه داشت.

اين نشست به اعتقاد بسياري  ميتواند زمينه ساز گفتگوهاي آتي ميان دو كشور حول ديگر محورها و رفع تنش در منطقه باشد.

 و برخي ديگر نيز ادامه اين گفتگوها را به سود مصالح عمومي كشور نمي دانند. ‏

در حین گفتگویی که با تعدادی از نمایندگان مجلس در اینباره داشتم پیش خود فکر میکردم که اگر این گفتگو در سالهای پیش صورت میگرفت.......

" وای بر مصاحبه کنند ه و مصاحبه شونده "

اما امروز...

 

             

...

 نکاتی که برخی نمایندگان درباره این مقوله بر روی آن تاکید داشتند :

* گذاشتن پیش شرط با ذات مذاکره در تضاد است


* گذشت زمان، حسن نيت آمريكا را نشان مي‌دهد


* اعتماد به آمريكا در مقوله هسته‌اي اشتباه است


* هرگونه مذاكره و نشست در راستاي منافع ملي ميهني ما ، به نفع مصالح عمومي است.

 *  در صورتي كه حسن نيت آمريكاييها در نتايج مذاكرات عراق ثابت شود احتمال باز شدن راه براي ديدارهاي بعدي نيز هست.

 * به دليل نپذرفتن پيش شرط ها هنوز با آمريكايي ها به توافق نرسيده ايم.

 * در صورتي كه آمريكا رهايي خود را  از چالشي كه خود آن را ايجاد كرده در گفتگوي باماببيند و بر اين گفتگو اصرار بورزد ، جاي درنگ و تامل براي مذاكرات بعدي وجود دارد .

* مذاكرات ميان دو كشور تنها در صورتي مي تواند نتايج مطلوب به دنبال داشته باشد كه به تامين منافع دو طرف منتهي شود و در فضاي سياسي برابر صورت پذيرد.‏

...

 

"گفتگو:سمیرا فرخ منش"

 

 کل گفتگو در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نگاشته شده در پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 0:44 توسط سمیرا فرخ منش| |

بیش از این سكوت جايز نيست ...

شايد پس از وقايع تيرماه 78، يك سال اخير براي دانشجويان كشور جزو روزهاي پرتنش دانشجويي به شمار رود.
روزگاري كه فشار برخي عوامل در جامعه دانشگاهي كشور عرصه را براي برخي از جوانان مملكت تنگ كرده است.

قريب به يك سال است كه فشارهاي همه جانبه بر دانشجويان كشور به بهانه‌هاي مختلف سير صعودي گرفته و به دور از عاقبت انديشي موجب آسيب رساندن بر پيكره معنوي اين نسل آتيه‌ساز ممكلت شده..
 
 آن‌چنان كه حركت‌هاي اخير دانشجويي در مقابله با اين درگيري‌هاي تعريف نشده مبدل به سوژه‌اي داغ براي تنور محافل خبري خارجي گشته است.

مدتهاست از گوشه و كنار مملكت نواهايي از برخورد با پيشگامان عرصه دانايي به گوش مي‌رسد كه اين اخبار موضوعاتي جز اعتراض و انتقاد را در خود جاي نداده است.

سوژه درگيري‌هاي فيزيكي ميان افراد ناشناس در محيط دانشگاه‌ها با دانشجويان و تعليق بسياري از آنها باعث مشوش شدن اذهان دلسوزان حقيقي نظام شده است.
اما سوال اينجاست اين وضع در محيطي كه بسترساز فرداي اين مملكت است تا به كي ادامه دارد؟

شايد دوستان مهرورز ما از خاطر برده‌اند كه سكوت در برابر تحولات اخير سرانجام خوشايندي را به دنبال ندارد و تنها ارمغان كبود اين جريان افزايش بي‌اعتمادي نسل جوان به مسوولان است.
 
 اين جريانات در حالي اتفاق مي‌افتد كه نگاه تمامي محافل خبري آن سوي مرزها به تحولات داخلي ايران خيره مانده و كج‌انديشان خارجي در انتظار بهانه‌اي براي تضعيف وجهه بين‌المللي ايران، لحظه شماري مي‌كنند.

در همين حال بسياري از مسوولان نيز در صدد يافتن عوامل اصلي اين تنش‌ها هستند و به گفته بسياري رفتارهاي اخير در محيط دانشجويي كشور نه مي‌تواند از جانب دانشجويان باشد و نه مسوولان دانشگاهي.

پس چه نيك بود كه به جاي سهل‌انگاري در يافتن گره كور ماجرا كه باعث نارضايتي دانشجويان و برخي مسوولان نظام است، دلسوزان مملكت به دنبال چاره‌اي قابل قبول براي رفع تشنجات اخير دانشگاه‌ها باشند تا همراهي هميشگي نسل سوم مملکت را در كنار خود داشته باشند...
...
 
                         
 
مرتبط:
 
 
 
 
دبیر انجمن اسلامی دانشگاه گرگان:
 
 
 
 
 
 
در نامه‌‏اي به فرمانده بازرسي کل نيروي انتظامي:
 
 
 
 
نايب دبير انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه اميركبير:
 
 
 
...
 
  
  سرانجام میلان نیز در نیمه های شب امشب
 با کم کردن روی انگلیسی های مکار
اسباب خرسندی ما را فراهم کرد...                                                                                                                                                  
                                                                    
           
 
 
...
 
 
نگاشته شده در پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 2:32 توسط سمیرا فرخ منش| |

 

 

مدتهاست پس از نمایش فیلم بر روی پرده سخن از نخستین کار سینمایی مسعود ده نمکی است..

 

البته نخستین کار رسمی سینمایی وی..چرا که فقر  و فحشا را به دلایل گوناگون تکنیکی – اخلاقی ! نمی توان جزو کارهای سینمایی ده نمکی دانست..

 

زمانی که در مراسم اهدای جوایز سینماگران ایرانی در جشنواره فیلم فجر ، شاهد حرکات ده نمکی بر روی سن بودیم، شاید کسی تصور نمی کرد که صاحب آن اعتراضات  که ید  طولانی در فریاد دارد شاهد به قول خودش صف های چند کیلومتری ! برای فیلم باشد..

                                                                               

 

مسعود ده نمکی را همه نه..اما بسیاری می شناسند..

این شناخت در طول زمان با تصاویر بسیاری در آمیخته  و نمای تقریبن درستی را به مخاطبین از وی ارایه کرده است..

تصویری بدون ابهام از کارکتر مسعود ده نمکی ..

 

زمانی که در مراسم جشنواره ده نمکی را آن چنان معترض بر روی سن در حال انتقاد از داوران  دیدم حدس زدم که ده نمکی زحمت بسیاری را برای فیلم متحمل شده.. 

و مانند بسیاری دیگر آرزو کردم این زحمات  که به بهای توهین به داوران تمام شده  لااقل  نتیجه ای نیز در بر داشته است..

 

 

حال این نتیجه به قول عده ای میتوانست نوعی عقب نشینی از تفکرات جالب توجه ! پیشین ده نمکی باشد و به قول عده ای دیگر نیز می توانست گونه ای از ترقی فکری را در مدلی  هنرمندانه ارایه دهد.

 

 

.در هر حال با دیدن استقبال تماشاگران مردمی از فیلم هر کسی مشتاق دیدن میشد..

 

"ده نمکی"مرد ی که نامش با " فریاد" در آمیخته..

 

و اما اخراجی ها..

 

پست مایگانی در قشر اجتماع که از دیاری نیک به نام جبهه رانده می شدند .

 و ...ادامه ی ماجرا..

 

از اخراجی ها برداشتهای متفاوتی میشد.

 

.اما جالب اینجا بود که هر کس قصد بیان نظر خود را درباره اخراجی ها داشت این تلقی سینمایی را به شکلی به کارگردان فیلم مرتبط می ساخت..! شاید اگر کارگردان فیلم مسعود ده نمکی - مردی که نامش با اعتراض های فریاد گونه و غیر قابل قبول برای قشر روشنفکران جامعه- در آمیخته  نبود ، تماشاگران بیشتر به محتوای فیلم توجه می کردند. تا کارگردان آن!

 

مگر وقتی پای ناموس خا ک به میان می اید لات و لوتی را تفاوتی ست ؟؟؟

 

فیلم در اصطلاح ژانری  جنگی داشت .. که البته عده ای نیز نام آن را حاشیه جنگ نامیدند.. جنگی که به اعتقاد من  حاشیه ای نداشت و تمام آن اصل بود و نه حاشیه..جنگی که تفاوتی میان سوزوکی ها و حاج کاظم ها قایل نمیشد..

 

 

 مگر وقتی پای ناموس خا ک به میان می اید لات و لوتی را تفاوتی ست ؟؟؟

 

ده نمکی هم  قصد داشت همین را بگوید..اما ای کاش اینها را ده نمکی نمی گفت !

گرچه با توجه به مصاحبه ها و مطالبی که از او شنیده شد برداشت کردم که آنچنان هم توان پذیرش انتقاد را ندارد و خشم مخلوط شده با آرامش ! را در پاسخ هایش به وضوح می توان لمس کرد..

 

حس آسمانی بودن مردانی که 8 سال خود را در خاک، سینه خیز به زیر گامهای تعدی گران کشاندند ، بر هیچ بنی بشری پوشیده نیست..

آنان که در هنگام سخن از وجودشان باید مراقب بود واژه ای خلاق طینت پاکشان بر زبان نیاوری و قداست اندیشه شان را خدایناکرده به زیر سوال های بی پاسخ نبری..

 

آیا تمامی هدف ده نمکی شناساندن هم سنگران بود؟  

      

 

 

 

ده نمکی خواست ازآنان بگوید..

از همه آنان که هم سنگرشان بود و میخواست تصویشان را به روی پرده بیاورد..اما آیا تمامی هدف ده نمکی همین بود؟

 

 

کمتر کسی است بپذیرد که ده نمکی  فقط و فقط به نیت نشان دادن تصویر رفیق خود یا همان مجید سوزوکی  و دیگر وقایع اخراجی را ساخت..

 

اگر تنها هدف ده نمکی این بود پس آن کنایه های زننده در تخریب شخصیتهای اسطوره ای ملی ایران زمین  چه بود؟

 

به تمسخرگرفتن ترانه ای که روزی روزگاری به خاطر خواندنش تو را باتوم میزدند و امروز آن را در میان کلیپهای صدا و سیما میبینیم از کجا ناشی میشد؟( یار تخریب چی من !)

 

 

 به زیر سوال بردن نام کیکاووس و دیگر بزرگان میهنی که یادشان  برای هر ایرانی ایران شناسی  جزو نامهای برتر است  با چه هدفی دنبال میشد؟

 

 

 

قسم حضرت عباس را باید باور کنیم یا دم خروس را؟

 

 

آقای ده نمکی به ما بگوید ما قسم حضرت عباس را باید باور کنیم یا دم خروس را؟

 

ما دهنمکی زمان فیلم آدم برفی را باید بشناسیم یا حاج کاظم  اخراجی ها را ؟

 

 

 همان او که فروش جالب توجه آدم برفی را نشانه کیفیت بالای فیلم نمی داسنت یا او که اکنون به صف های پای گیشه ی اخراجی ها می نازد؟ !!

 

کاش اخراجی ها تمام و کمال حکایت بزرگ  مردان ما بود بی هیچ لودگی..

 

 

کاش به منظور کشاندن ملت پای گیشه ها ده نمکی کمتر از لطیفه های هجو قدیمی در دیالوگ فیلنامه اش استفاده میکرد..

 

ای کاش ده نمکی فیلمی میساخت تا بیشتر با ماهیت وجودی اش - همان که ملت آن را به نام ده نمکی میشناسند - هماهنگی داشته باشد..

تا ملت درهنگام خروج از سینما تا این اندازه درباره تغییرات فکری  و مثبت ده نمکی سخن نگویند..!

 

در این شکی نیست که پیشرفت فکری برای هیچ موجود دوپایی عیب به شمار نمی آیدکه هیچ..

در بسیاری از مواقع آن را نوعی امتیاز نیز به حساب می آورند..

اما نه دیگر تا این حد .. !  

آیا آقای ده نمکی تا کنون موضع روشنی از تفکرات خود ارایه داده است یا  ملت را در گفتگوهای خود میان ابهامی بی معنا باقی گذاشته.. ؟

 

آیا او حاضر به پاسخگویی ست که  "موضع پیشین منفی وی " بر سر جایش باقی مانده یا ...  ؟

 

ای کاش آقای ده نمکی باور میکرد که نیمی و شاید بیش از نیمی از مخاطبین اخراجی ها به چه منظور در صف های چند کیلومتری! می ایستند..

 

بی شک مسعود ده نمکی فراموش نکرده که این ملت همان ملت زجر کشیده ی روزگار حلبچه و قصر شیرین اند..همانانی که آنقدر خون دیدند و و جنازه که هرمکانی را میجویند تا دمی بیاسایند و بخندند..

حال این گوشه میخواهد گوشه سالن سینمای فیلم اخراجی ها باشد یا طنز مهران مدیری یا هر چیزی دیگر..

 

کاش آقای ده نمکی می پذیرفت که پیش از ساختن فیلم باید توضیحات قابل قبولی را- درباره تحول آشکاری که به عنوان کارگردان اخراجی ها در باره او حدس زده میشد - به ملت ارایه میداد..

 

مسعود ده نمکی کدام است؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

البته و صد البته که اگر ده نمکی اخراجی ها ار نمیساخت و به عنوان تهیه کننده  فقر و فحشا باقی  میماند کسی از او توضیحی نمیخواست..چرا که فقر و فحشا کاملن مطابق با کرکتر شخصیتی ده نمکی بود !

 

ای کاش د ه نمکی به جای کار در ژانر جنگ حکایتی  دیگر را روایت میکرد تا انقدر مجبور نباشد به تناقضات موجود پاسخ دهد!

 

یا لااقل ای کاش حال که پا در سینمای جنگ گذاشته آنقدر شهامت داشت که مانند محمد رضا شریفی نیای اخراجی ها کمی با خدای خود خلوت  کند و کمی درد و دل.  و اندکی اقرار !

 

شاید بهانه ده نمکی برای ساختن  اخراجی ها حضور او در جبهه بوده که البته و صد البته  این نمیتواند توجیه مناسبی برای کارگردانی و نویسندگی فیلمی در سینمای ایران با ژانر جنگ باشد..

 

چرا که تا زمانی که ما قدرتمندانی  چون حاتمی کیا و زنده یاد ملا قلی پور را در صحنه داشتیم و داریم شاید دیگر جایی برای عرض اندام دیگر کسان باقی نماند...

 

مسعود ده نمکی آنقدر ها هم تغییر نکرده !

 

و اما سرانجام کلام .. 

شاید ده نمکی با دیدن گیشه های شلوغ سینماها کمی به فکر فرو رفته و در دل آروز کرده کاش پیش از این به فیلمسازی روی می آورد و کمی از بار سهمگین خشونتها  و انتقاداتش از روشنفکران و هنرمندان عرصه سینمای ایران می کاهید...

 

اما در هر حال ده نمکی طبق معمول فریاد خودرا زد

و مانند روزگاری که جلوی سینما فلسطین اعتراض خود را  با مشتهای گره کرده بالا برده بود، امروز هم چندین سال بعد ..جلوی دوربین و چشمان داورانی که به فیلمش رای نداده بودند باز هم مشتها را بالا برد.. پس مسعود ده نمکی آنقدر ها هم تغییر نکرده !

 

اما سرانجام من نفهمیدم که چرا داوران باید به اخراجی ها رای میدادند !

 

اما پس ازدیدن فیلم جدا از بازی قابل توجه همیشگی بازیگر قدرتمند ژانر طنز ایران اکبر عبدی و دیگر عزیزان که با حضورشان به فیلم محتوا بخشیده بودند ،

 در دل آروز کردم که ای کاش  ده نمکی اخراجی ها را نساخته بود !

 

اعلام مرتب نرخ فروش اخراجی ها در وبلاگ ده نمکی !

 

از قرار معلوم ده نمکی در راه خودش دست به تبلیغاتی گسترده هم زده..!

 

و به قول خودش از اکران انفجاری اخراجی ها خیلی خشنود و خوشحال است !! و در وبلاگ شخصی  خود دایمن از افزایش نرخ فروش فیلم !!! مینویسد..

 البته این عکس العملها با توجه به شرایط موجود انچنان هم غریب نیست.. .. 

 

و از طرفی هم  مرتب در این اندیشه است که دیگران به ویژه منتقدین در حال ترتیب توطیه ای علیه فیلم اخراجی ها هستند !!!!!!

 

 

 مطالب عنوان شده توسط ده نمکی :

 

اخراجی‌ها باعث افتخار سینمای ایران است  (در اولین اثر این جملات کمی اغراق آمیز به نظر می آید!)

 

من تغییر کرده ام !

 

درك خباثت قلمی خبرنگار روزنامه همشهري برايم سخت نيست

 

چرا کفن‌پوشان در خیابان نیستند؟

 

تشبیه جوایز جشنواره به مرغ  ( آیا اگر یکی از این مرغها به وی میرسید نیز ...؟! )

 

براي ساخت اين فيلم از كمدي الهي دانته كمك گرفتم  احتمالن ده نمکی واژه "کمدی" اثر جاودانه دانته را به "اخراجی ها" تعمیم داده است..چرا که محتوای پر از حرف کمدی الهی کجا و....

 

خدایا این حسادت را از ما نگیر   (اعتراض‌ ده‌نمكي به يادداشتي در سايت سينماي ما)

 

:«خدايا اين سعه صدر را از ما نگير»  (توضيح سايت سينماي ما درباره‌ي نوشته‌ي مسعود ده‌نمكي)

 

 ...

 

 

اما از این سخنان گذرا که بگذریم

 به آنچه بیش از هر مقوله ای اهمیت دارد نگاه میکنیم..

 

هر چه هست و نیست می گذرد و آنچه میماند هویت دیرین ماست که با آن نام من  و تو و فرزندان ما  زنده می ماند.. تا پایان تاریخ...

 

و این گنجینه اکنون در معرض نابودیست..  

 

پاسارگاد را در یابیم...

 

 ...

 

نگاشته شده در سه شنبه 28 فروردین1386ساعت 1:30 توسط سمیرا فرخ منش| |