...
به مادرم گفتم
دیگر تمام شد..
همیشه پیش از آنکه فکر کنی
اتفاق می افتد...
باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم
...
من که نبودم آن روزها...
اما هر بار و هر سال ..
انگار که یک ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ دیگر است،برای بی قرارانت
ماندگارترین بانو !
هر سال این جمله را این روزها باید زمزمه کنم ..
و امسال نیز هم:
هنوز
وقتی روزهای رفتنت که می شود.. در کوچه باد وزیدن می گیرد...
...
نگاشته شده در پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت
23:45 توسط سمیرا فرخ منش| |


