"سعود الفیصل" وزیر امور خارجه عربستان سعودی در سفر خود به مسکو تلاش کرد که "ولادیمیر پوتین" رئیس جمهور روسیه را متقاعد کند که تلاش ایران می تواند منجر به بی ثباتی جدی اوضاع در خاور نزدیک شود. ..
...
در سفر به واشنگتن:
منابع اطلاع رسانی کاخ سفید با اعلام خبر دیدار جرج بوش و سعود الفیصل در پشت درهای بسته کاخ سفید به محور این مذاکرات هیچ اشاره ای نکردند." اسکات استانزل " سخنگوی کاخ سفید دراین باره گفت : بوش ساعت 10/10 صبح به وقت محلی(شب به وقت ایران) را برای دیدار با سعود الفیصل دردفترش در کاخ سفید برنامه ریزی کرد...
...
در سفر به لندن:
به گزارش روزنامه الشرق الاوسط، سعود الفیصل و گوردون براون دردیدار خود درباره روند صلح خاورمیانه و لبنان با یکدیگر بحث و تبادل نظر کردند. ایران نیزاز دیگر موضوعاتی بود که دو طرف درباره آن رایزنی کردند.
***
علت سکوت دولتمردان چیست؟ 
ادامه مطلب
سرگئي لاوروف از تهران خواست تا از اقداماتي که ميتوانند به سرپيچي ايران از خواستهاي جامعه جهاني تعبير شوند، خودداري کند.
وزير امورخارجه روسيه گفت: «غير ممکن است اين واقعيت را ناديده گرفت که در سالهاي اخير مشکلاتي با ايران بر سر برنامه هستهاي اين کشور وجود داشته است. در حالي که اين (مشکلات) حل نشده است، بهتر است از اقداماتي که تنش را افزايش ميدهند اجتناب شود، (چرا که) اين تصور ايجاد ميشود که ايران جامعه جهاني را ناديده ميگيرد.»
...
سخنان روزچهارشنبه وزیر امور خارجه روسیه در ارتباط با فعالیتهای موشکی و هسته ای ایران می تواند هشداری صریح به دولتمردان ایرانی قلمداد شود.

هشداری که بازنگری جدی را در روابط دیپلماتیک
با این همسایه همجوار ضروری می نماید.
روسیه که تاکنون نقش عمده ای را در شورای امنیت سازمان ملل در ارتباط با ایران بازی کرده است،
اخیرا با گذشت اندک زمانی از اقدامات موشکی ایران گفته هایی تاسف برانگیز را عنوان می کند
که این گفته ها می تواند نشان دهنده تغییر موضع این کشور نسبت به ایران باشد.
و یا اگر خوشبینانه تر به موضوع نگاه کنیم شاید هم روسیه قصد نوعی باج خواهی بین المللی را از ایران در سر دارد.
روسیه شاید تاکنون عامل مهمی در روند صدور قطعنامه علیه ایران و جلوگیری از این اقدام
به شمار می رفته، اما آیا این نقش می تواند بهانه ای باشد برای بیان گفته هایی خلاف منافع ایران؟
اینکه روسیه به صراحت اقدامات ایران را در نمایش موشکی اقدامی منفی عنوان می کند و ایران را ترغیب به قطع فعالیتهای مربوط به غنی سازی می کند می تواند نشان از عدم همراهی صادقانه این کشور با ایران باشد.
گرچه اقدامات اخیر روسیه در بازسازی نیروگاه بوشهر (البته با تاخیری چند ساله! ) نکته مثبتی در روابط دیپلماتیک ایران و روسیه به شمار می رود. اما مسوولین امر آگاه باشند که هیج کدام از مخالفین برنامه هسته ای ایران چه با عنوان آشکار دشمن و چه با لقب دوست، توجیه قابل قبولی برای مخالفتهای خود در اختیار ندارند.
و اگر روسیه هم قصد پیوستن به معترضین فعالیتهای ایران را دارد در نظر ملت ما تفاوتی با آمریکا و دیگر کج اندیشان نخواهد داشت...
...
آن روز هم که دستهای تو ویران شدند .. باد می آمد..
نازنین!
نمی توان در چند حرف و
چند واژه و
چند جمله.. وصف نگاه دردآلودت کرد...

خوبِ شعر!
برای از تو خواندن
از تو سرودن
از تو نگاشتن
چه بسیار واژه که باید
واژه هایی همه از جنس زخم..
زخم هایی همه از جنس عشق ..
عشقی همه از جنس تنهایی زن..
ماندگار ترین بانو!
می دانم توان از تو گفتن آنچنان که شایسته ی کلام بارانی توست، در من نیست...
پس تنها به همین چند جمله اکتفا می کنم و می گویم
هنوز
وقتی روزهای رفتنت که می شود.. در کوچه باد وزیدن می گیرد...
. . .
باراك اوباما، كانديداي سياهپوست انتخابات رياست جمهوري آمريكا از حزب دموكرات كه اين روزها به شدت در حال شتاب گرفتن است، موفق شد به راحتي در انتخابات مقدماتي در ايالتهاي ويرجينيا، مريلند و شهر واشنگتن دي سي (پايتخت) به پيروزي دست يافته و ضمن رساندن تعداد پيروزيهايش به عدد 8 در طي هفتهي جاري به لحاظ تعداد نمايندگان احراز شده در كنگرهي ملي حزب دموكرات نيز از رقيبش هيلاري كلينتون پيشي بگيرد. ..
...
"باراك حسين اوباما" : پسر چوپان کنيايي که از هاروارد فارغ التحصيل شد

باراك اوباما كه اين روزها به عنوان نمايندهي دموكرات انتخابات رياست جمهوري آمريكا در رقابت با هيلاري كلينتون، با اقبال مواجه شده، فردي است كه به دليل نداشتن سابقهي كاري سياسي طولاني مدت با اتهام از سوي رقيبانش مواجه شده و آنها وي را به بيتجربگي متهم ميكنند.
زندگينامهي اوباما نيز امري است كه اين روزها خيلي مورد توجه است و شرح حال اين بخت مسلم انتخابات رياست جمهوري آمريكا در بسياري از سايتها و مجلات چاپ ميشود.
باراک حسين اوباما در تاريخ چهار اوت سال 1961 در هاوايي متولد شد.
پدرش سنيور باراک اوباما که در روستاي کوچکي در کنيا ديده به جهان گشوده بود در همين روستا به همراه پدر خود که چوپاني مي کرد و بردهي انگليسيها بود روزگار گذراند...
ادامه مطلب
...
اين شما هستيد كه خيال ميكنيد من انساني ملحد و كافرم..
از نظر خدا من يك اپوزيسيون قانوني محسوب ميشوم..
"وودي آلن "
نتیجه تحقیقات دانشگر ايراني در دانشگاه نيوكاسل:
توليد اسپرم از مغز استخوان زنانه
پژوهشگر ايراني دانشگاه نيوكاسل انگلستان در دستاوردي بي سابقه موفق به توليد سلول جنسي نر (اسپرم) از سلولهاي بنيادي مغز استخوان زنانه شد.
دكتر كريم نيرنيا كه چندي پيش موفق شده بود از سلول هاي مغز استخوان مردانه، اسپرم هاي ابتدايي توليد كند در اين پروژه توانسته است از سلولهاي مغز استخوان زنانه اسپرم به دست آورد كه اين اسپرم هاي را در اصطلاح «اسپرم زنانه» ناميده اند.
به گفته دانشمندان اگر اين روش با موفقيت به انجام برسد بسيار عملي تر از توليد اسپرم از سلولهاي جنيني خواهد بود.
دانشمندان انگليسي ميگويند كه با كمك تكنيك جديد امكان دستيابي به روش هاي درماني نوين ناباروري فراهم خواهد شد و اين امر انتقاد گروهي را برانگيخته است چراكه آنها معتقدند با قابليت تبديل مغز استخوان زنانه به اسپرم نقش مردان در فرآيند خلق حيات عملا منتفي خواهد شد. !؟!؟
دكتر كريم نيرنيا، استاد بيولوژي سلولهاي بنيادي در دانشگاه نيوكسل هم اكنون موفق شده است در فرآيندي مشابه كه شرح آن هنوز منتشر نشده است از سلول هاي بنيادي بافت جنيني زنانه اسپرم توليد كند.
مرحله بعدي اين پژوهش وارد كردن اين اسپرم هاي ابتدايي به مرحله ميوز يا تقسيم سلولي است كه به اين ترتيب اين اسپرم ها به ميزان صحيح مواد ژنتيكي براي كسب توان بارور سازي دست پيدا كنند...
پ . ن :
چندی پیش بر سر یکی از کلاس ها در هنگام کنفرانسی در زمینه اکو فمنیسیم وقتی سخن از "بهشت فمنیسمت ها" ( جامعه مطلوب فمنیست های رادیکال ) یا همان جامعه ای که اکثریت آن را زنان تشکیل می دهند به میان آمد، استاد مربوطه با بیان اینکه پس دیگر چگونه می توان به نسل ها تداوم داد.. مخالفت و نگرانی خود را از تشکیل احتمالی این بهشت رویایی ! ابراز کرد ..
باشد که با به ثمر نشستن کشف جدید دکتر نیرنیا نگرانی استاد من هم مرتفع گردد.. !
...
من با غزلی قانعم و با غزلی شاد
تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد ..
ویرانه نشینم من و بیت غزلم را ..
هرگز نفروشم به دو صد خانه ی آباد
من حسرت پرواز ندارم به دل.. آری ..
در من قفسی هست
که می خواهدم آزاد ..
ای بال تخیل ببر آنجا غزلم را
کاش مردم آزاده بگویند مریزاد ..
من شاعرم .. و روز و شبم فرق ندارد ..
آرام چه می جویی از این زاده ی اضداد ؟
می خواهم از این پس همه از عشق بگویم
یک عمر عبث داد زدم بر سر بیداد
مگذار که دندانزده ی غم شود ای دوست ..
این سیب که ناچیده به دامان تو افتاد ..
" این سیب که ناچیده به دامان تو افتاد"
"محمد علی بهمنی"
...
...
بهمنی دیگر به 4 مین روزش رسید..
سالی دگر آمد..
روزگاری نو آغاز شد..
و زمان .. این اسب رم کرده که افسار دویدن را از هم گسیخته..
یال افشان و خروشان آنچنان می دود و می رمد..که گویی تازیانه ی خشمی به دنبالش روان است...
با پلک بر هم زدنی بهمنی از پی بهمنی دیگر می رسد..
و من حیران تر از بهمن پیش همچنان بی قرارم...!
هنوز بی قرار آن لحظه ای که "فرهاد" برایم می خواند..
این سلطان واژه و موسیقی هفته ی خاکستری ام را به یادم می آورد که
"من و تو حق داریم بدویم تا دم صبح..."
هنوز بی قرار ناله های یگانه فروغ شعرم..
چه بی طاقت می شوم هر بار که به یاد می آورم مدتها ست هفت سالگی ام گذشته..
همان هفت سالگی
که لحظه ی شگفت عزیمت بود
بعد ازآن هر چه رفت در انبوهی از جنون و جهالت رفت ...
هنوز به سارتر احترام می گذارم و اندیشه ی عریانش را با اشتیاق جستجو می کنم
و می دانم که او راست می گوید..
"که ما نقش آدمکش را بازی می کنیم ..چون در کشتن همنوعان خود بی تابیم.."
و هنوز متکبر تر از بهمن پیش در میان ایسم های رنگ وارنگ اطرافم سمیراایسم را به همه آن ها ترجیح می دهم...
امروز چه خرسندم که هنوز.. مانند بهمن پیش دغدغه دارم..
دغدغه خاک را..
دغدغه خاک پاک را..
دغدغه یگانه نگین درخشانی را که بر حلقه انگشتر عالم خاکی می درخشد..
امروز شروعی دیگر است.. هنوز آغاز را دوست دارم ..
و هنوز از پایان گریزانم..
همچنان که حضرتش می فرماید : " هر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام..."
می گویند بزرگ شده ام.. اما نیک می دانم هنوز همانم که بودم !
گرچه گذشت " آن روزهای سالم سرشار"..
اما هنوز دچار مانده ام.. دچار خاطرات دیروزم و بی قرار فردایم...
...
می گو یند دعای هر کسی در روزی که آمده، به یمن آغاز سرگردانی اش ! هر چه که باشد مستجاب می شود.. :
برای همه آنان که اندیشه سرفرازی این مرز پر گهر را در سر می پرورانند،
روزگاری پر از باران آرزو دارم...
...
هدیه ای از یک دوست به مناسبت امروزم...
امشب فقط باید دوید
طرحی برای تو کشید
طرحی همه ش از جنس آب
بی ادعا ، مخمور و ناب..
چشمی به پهنای شدن
لبریز از یکتا شدن
تا بی نهایت ها سفر
اینگونه خواهم تا حذر
از امشبی که حرف رفت..
چشمی به سویت راه رفت..
باز اینچنین خواهم دوید
چشمم به چشمانت رسید... ؟
...
* صمیمانه سپاسپگذارم از تبریکات ثانیه های نخستین 4 بهمن ماه در نیمه های شب ..
از یارانی که یا عطرهمدلی با آنان است .. یا بوی همزبانی .. یا رایحه ی دلنواز همراهی..
...
روزگارتان نارنجی...
...
کدام برنامه ؟ کدام مدیریت ؟
"... هنوز به یاد داریم که دولتیان در هنگام سخن از تحریم های احتمالی، با لبخندی، کارایی مسوولان و پیش بینی های مدبرانه آنان را عامل قدرتمند مقابله با تحریم ها می دانستند و تعهدات شبانه روزی مدیران دولت نهم را برای جلوگیری از هر گونه دل نگرانی کافی قلمداد می کردند..
در این بین نیز نگاه امیدوارانه ملت تنها به این کابینه 70 میلیونی دوخته شده بود که در شرایط بحرانی همچون تحریم، توانایی جلوگیری از هر گونه گزندی را خواهند داشت...
بحران برف، سهمگین تر از تحریم!
و برف این نعمت سپید الهی که در آغاز امر دستان بسیاری را به نشانه شکرگذاری به بالا برد و لبخند شادی را بر لب بسیاری نشاند..
اما با گذشت تنها اندک زمانی این برف سپید روی، در نگاه ملت مبدل به بحرانی گشت چاره ناپذیر..
بحرانی که حتی به نظر سهمگین تر از تحریم اقتصادی آمریکا به شمار می رفت..چرا که دولتمردان مهرورز که روزها و هفته ها سخن از برنامه های تدوین شده و طرح های تعیین شده برای مقابله با تحریم سخن می گفتند، در زمان بارش برف در دی ماه شهر های ایران عزیز، برف را بحرانی نامیدند و حل معضل حاصل شده را نیازمند مدیریت بحران! ...
نوبتی هم باشد نوبت ترکمنستان است!
...اما قطع گاز، در کشوری که دومین تولید کننده گاز به شمار می رود و دستی نیز در صادرات این بخش از انرژی به دیگر کشورها دارد، مهمترین معضل این روزهای سرد برفی بود.. گازی که تقریبا در تمام کشور در اوج سرمای بی سابقه قطع شد. و علت آن کشوری نبود جز همسایه و دوست همجوار ما ! ...
کار، کار ِ داخلی هاست
پس از اقدام اخیر ترکمنستان مسوولیت و علت انجام آن توسط برخی مجریان دولت و رسانه های حامی آن، به برخی" داخلی ها" انتساب داده شد. داخلی هایی که هنوز روشن نیست آیا از دسته اپوزوسیون های فعال کشور هستند یا مخالفان جمهوری اسلامی یا گروه های بی شناسنامه ؟ ... "
مطلبی دیگر در سایت "ایران پترونت" در لینک زیر با عنوان :
سرما سهمگین، باج خواهی ترکمن ها سنگین تر
...
فیلسوف انگلیسی آیزیابرلین می گوید:
تعارض اجتناب ناپذیری میان توانایی های آدمی وجود دارد..
دانشمند فرصت شاعر شدن را از دست می دهد.. و شاعر فرصت زندگی عملی را..
و تصور انسان کامل، تصوری نادرست است...
...
وقتی زمستان هم ، زمستان است... :
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کسی یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است ..
ای دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی .. در بگشای ..
میهمان هر شبت
لولی وش مغموم
نه از رومم ..
نه از زنگم ..
همان بیرنگ بیرنگم ..
دلتنگم ..
تگرگی نیست .. مرگی نیست
صدایی گر شنیدی ،
صحبت سرما و دندان است ..
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت ..
زمین دلمرده .. سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
... زمستان است ...
( زمستان: م.اخوان ثالث )
...
پ .ن :
* همین طور است که فیلسوف منتقد می گوید. اما نبود، بهتر بود..
**در شب های عزاداری صداوسیما مبادرت به پخش تصاویری در جهت نشان دادن و تاکید بر نذر دادن حسین رضا زاده در اخبار کرد ... حرکتی تعریف نشده و خلاف عرف اخلاق...
***علت فاصله زمانی میان مطلب و نوشتار پیشین، شخصی- رسانه ای بود!


