تبليغاتX
... پارس بانو
چندی پیش خطیب نماز جمعه ی تهران در ارتباط با نامه ی رییس جمهور به بوش ، ان را الهامی الهی خواند و توفیق آن را یکی از برکات الهی برای ملت ایران برشمرد..

این سخن انعکاس فراوانی در میان نشریات به دنبال داشت..به طوریکه بسیاری به شیوه های متفاوت این کلام را در بوته ی نقد قرار دادند و ...                               

                                                                                      

امروز نیز مهدی کروبی در نامه ای با عنوان "از سخنان شما مبهوتم" این سخن را کلامی خطا دانسته  و خطاب با احمدی جنتی گفت:

"اميدوارم در آينده اگر آقاي احمدي‌نژاد قصد نگارش نامه‌اي ديگر براي سران جهان و دعوت آنان كردند دست كم اين نامه را به دست فردي چون شما بسپارد تا حضرت‌عالي بتوانيد اين «الهام الهي» را از نزديك دريابيد. "

متن کامل نامه را بخوانید:

‌شما از نامه‌ احمدي‌نژاد مبهـوت شديـد،من از سخـنان شـما!‌

 

 

 

نگاشته شده در چهارشنبه 27 اردیبهشت1385ساعت 1:5 توسط سمیرا فرخ منش| |
امروز در نمایشگاه مطبوعات نزدیک به ظهر صدایی همچون فرو ریختن یک آسمان خراش! همه را به خود اورد..

هراسان به سمت در دویدیم..جمعیتی قریب به صدها نفر در سالن مطبوعات شماره ی ۲ به طوری به روی هم افتاده بودند و به در فلزی بزرگ سالن فشار می آوردند که خطر فرو ریختن برخی غرفه ها نزدیک بود..

علت را جویا شدیم:

خاتمی آمده بود...

...

ملت غریبی هستیم..روزی لب به فریاد می گشاییم . انواع ناسزاها را نثار می کنیم.. و دقایقی بعد هجومی اینچنینی به سوی وی  ..(؟؟!)

کدام یک را باور کنیم؟

امروز جمعیت به حدی هیجان زده بود که رییس جمهور سابق موفق به دیدار از سالن ۲ نشد و به سرعت و فشاری غیر قابل تصور از آنجا خارج شد..چرا که اگر می ماند قطعا دچار تنگی نفس می شد..

 

و در این میان...

جوانان می گریستند..

پیر تر ها فحش می دادند!

نیروهای حراست می دویدند..

و خبرنگار ها هم که بیچاره تر از همیشه..!

...

عکسهای مربوطه:

خاتمی در نمایشگاه مطبوعات (1)

خاتمی در نمایشگاه مطبوعات(2)

خاتمی در نمایشگاه مطبوعات(3)

خاتمی در نمایشگاه مطبوعات(4)

خاتمی در نمایشگاه مطبوعات(5)

خاتمی در نمایشگاه مطبوعات(6)

خاتمی در نمایشگاه مطبوعات(7)

 

نگاشته شده در پنجشنبه 21 اردیبهشت1385ساعت 0:1 توسط سمیرا فرخ منش| |

می نویسیم..

چرا که تنها راه رهایی اندیشه از حصارسکون را درنگاشتن می دانیم..

می نویسیم چرا که زبان بی صدای قلم را می فهمیم..

 

فراموش نکینم ما همه زنده به آنیم که ببینیم..بخوانیم ..بگوییم..

 

..و آن زمان که دیدیم، به یاد داشته باشیم که ما ازنسل  نوگویانیم  و از تبار خوبان..

 

از خاطر نبریم به واسطه ی نگاه ما، قلم بر پیکر کاغذ می تازد و آنگاه "بودنمان" رنگی تازه به خود می گیرد.

 

پس سنگینی رسالتمان را به دوش می کشیم.. بی آنکه شکوه ای از آن بر لب برانیم..

 

هر آغازی ریشه در گذشته ای دارد..و" فردا "  بر باور " امروز" استوار است..

 

اندیشه ی امروز..نگاه امروز..قلم امروز..

 

پس: امروز را با " نگفتن"  و "نخواندن"  به شب نرسانیم..

باشد که حاصل بودنمان روزی روزگاری، آموزه ای باشد برای کودکی..نادانی..گمراهی..

 

...

با نام قلم..

آفریننده آنچه خوب است و کبود..

 

تا آن لحظه که "هستیم"

می آفرینیم..

 و...

 

...

نگاشته شده در دوشنبه 18 اردیبهشت1385ساعت 1:2 توسط سمیرا فرخ منش| |
...