هنگامه ي سفر بود...
هامون بي قرار سينماي ايران، آرام گرفت.. خبر بدي بود..
در هامون آشفته بود ،
در كاغذ بي خط خوش فكر ..
در سالاد فصل دل شكسته ..
و در اتوبوس شب خوش مرام...
"... دلم می گیره از رنگ آبی که سرده .. از قرمز که تنش میاره..از زرد که جدایی میاره.
و به نظر من رنگ روح زندگی سبزه .. سبز... "
شكيبايي مدتی در بيمارستان بستري بود ..اما كسي نمي دانست...
و امروز سرانجام از ميان هنرمندان و هنردوستان ايراني رفت...
با پيشينه اي پر از بازي و شعر بر صحنه ي خاكي سينما و تاتر ايران...
...
هنگام 
هنگامه ي سفر بود...
من مي گريختم چون باد ها
از پيش بيدهاي معلق
از پيش آن حقيقت مطلق
حقيقت مطرود ..
بدرود!
اين آخرين سفر بود..
...
* بيوگرافي،آثار و جوايز خسرو شكيبايي
...
باز قهری ؟ حرف که می زنی ...
امروز در صبح داغ تابستانی ۳۱ تیرماه ، خسرو ،
ناشکیباتر ازهمیشه
از آغوش ملت به آغوش سرد خاک رفت...


...
خنده ی ناشی از صدور حکم اعدام ؟!؟!؟!



اقدامی که اخیرن هر آنجه درباره اش به گوش می رسد
انتهای کلافش به مدیری و مسوولی منتهی می گردد..!
مسوولین محترم!
شایسته تر است که چشم انداز ۲۰ ساله را بی خیال شوید .. که با این حال و روز چشم انداز ۲۰ روز دیگرمان هم در هاله ای کبود از نامردمی ها احاطه گردیده ..
ایران .. این جانپناه جاودانه به کجا می رود؟
...
[ ... دانشجویان دانشگاه زنجان نقشه معاونت دانشجویی این دانشگاه برای تجاوز به یکی از دختران دانشجو را فاش ساختند. دکتر !!! حسن مددی که از اساتید گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زنجان و معاون دانشجویی دانشگاه زنجان می باشد قصد داشت با تهدید یکی از دانشجویان دختر وی را مجبور به ارتباط جنسی نماید.
پس از آنکه یکی از دانشجویان دختر دانشگاه زنجان به کمیته انضباطی احضار شده بود، دکتر مددی این دختر دانشجو را تحت فشار قرار داده بود تا به خواسته های بی شرمانه وی تن دهد. مددی تنها راه این دختر دانشجو برای جلوگیری از اخراج شدن از دانشگاه را پذیرش خواسته های شوم وی دانسته بود. پس از ادامه تهدیدهای معاونت دانشجویی، دانشجویان دانشگاه تصمیم گرفتند نقشه شوم دکتر مددی را فاش سازند.
ساعت هفت بعد از ظهر روز گذشته این دانشجوی دختر در حالیکه یک ضبط صوت نیز با خود به همراه داشت، با معاون دانشجویی در دفتر وی قرار گذاشت و هنگامیکه معاون دانشگاه برای انجام این عمل ننگ آور در حال درآوردن پیراهنش بود دانشجویان به دفتر وی یورش برده و ضمن جلوگیری از این عمل شرم آور از این اقدام فیلمبردای نمودند و پس از آن اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی نمودند.
به دنبال افشای این مساله و تهدیدات معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، بیش از ۳۰۰۰ نفر از دانشجویان شب گذشته تجمع کرده و خواستار استعفای دکتر مددی معاونت دانشجویی، و دکتر نداف، رئیس دانشگاه زنجان شدند. در این تجمع که تا پاسی از شب نیز ادادمه داشت دانشجویان دختر و پسر دانشگاه زنجان به محض حاضر شدن ریاست دانشگاه در جمع دانشجویان یکصدا استعفای کادر ریاست دانشگاه را خواستار شدند. عده ای زیادی از دانشجویان دانشگاه زنجان شب را در سالن ورزش دانشگاه سپری کردند تا صبح با اضافه شدن باقی دانشجویان به جمع متحصنین، تحصن تا رسیدن به خواسته های دانشجویان که توسط شورای متحصنین اعلام خواهد شد ادامه پیدا کند. ضمناً امتحانات یکشنبه و دوشنبه دانشگاه زنجان لغو شد.
نکته قابل توجه این است که دکتر مددی کسی است که چند روز پیش به عنوان دبیر هیات نظارت دانشگاه، حکم انحلال انجمن اسلامی دانشگاه زنجان را امضا کرد. !!!
لازم به ذکر است این هتک حرمت در دانشگاه زنجان در حالی اتفاق می افتد که مشابه همین اتفاق در اردیبهشت ماه در دانشگاه سهند اتفاق افتاد و نسبت به دانشجویان دختر دانشگاه سهند، توسط مسئولین حراست هتک حرمت هایی انجام گرفت. سال گذشته نیز تجاوز مسئول حراست دانشگاه کرمانشاه نسبت به یک دختر دانشجو اعتراضات دانشجویان این دانشگاه و تشکل های دانشجویی را در پی داشت....]
فیلم دانلود این اقدام بی شرمانه

کاش این وطن و مردمانش همان میهنی نبود که نادر ابراهیمی تازه سفر کرده ،درباره اش می گفت:
ای سلامم ، ای سرودم
ای نگهبان وجودم
ای غمم تو، شادی ام تو
مایه آزادی ام تو ... ای وطن!
ای دلیل زنده بودن
ای سرودی صادقانه
ای دلیل زنده ماندن
جانپناهی جاودانه ... ای وطن!
همچو رویش در بهاران
همچو جان در هر بدن
مثل بوی عطر گلها
مثل سبزی چمن ... ای وطن!
مثل راز شعر حافظ
مثل آواز قناری
همچو یاد خوشترینها
همچو باران بهاری ... ای وطن!
مثل غم در مرگ مادر
مثل كوهٍ غُصه هايی
مثل سربازان عاشق
قهرمان قصه هايی ... ای وطن!
همچو آواز بلندی
از بلندیهای پاك
باغروری، با گذشتی
با وفایی همچو خاك ... ای وطن!
ای وطن!
ای وطن!
...
مرتبط:
دانشجويان متحصن خواستار برکناري رييس دانشگاه زنجان شدند
ضمناً امتحانات یکشنبه و دوشنبه دانشگاه زنجان لغو شد.
تعطيلي دانشگاه زنجان و تحصن دانشجویان
دانشجویان زنجانی خواهان برکنار رییس و معاون دانشگاه
رييس دانشگاه: هر فسادي در نطفه خفه ميشود!!
...
در این میان ناموس تاریخ ایران را هم دریباید که به یاری سازمان میراث فرهنگی کشور !
رطوبت بی سابقه در منطقه ی پاسارگادش طرح ها و سنگ ها و خاک ارزشمندش را رگه رگه کرده است و نمناک و در آستانه ی نابودی... !!!
...
وی اینگونه می نویسد:
"بی اعتمدای در میان اعراب از همان کودکی در نظام ارزشی شان عجین شده است.. همبستگی و انسجام در کشورهای عربی ضعیف است و روح تعلق همگانی میان اعراب پرورش پیدا نمی کند و وجدان اجتماعی شان سست است..بیعت اعراب شکننده است و بی اعتمادی به حکوت کنندگان عمومیت دارد.."
...
"در امریکای لاتین سنت فرد گرایی خودمحورانه و بی اعتمادی به گروهای اجتماعی امری شایع است .. سیمون بولیوار نیز در این زمینه می گوید: در اینجا چه انسان ها و چه ملت ها ایمان درستی به آمریکا ندارند.. و پیمان ها جز کاغذ پاره هایی بیش نیست.."
...
"یک روزنامه ی اکوادری یک سده بعد نوشت: ما جز سیاست بی اعتمادی و کمین علیه یکدیگر کار دیگری نمی توانیم انجام دهیم.."
...
"در اتیوپی بی اعتمادی متقابل و فقدان روحیه ی همکاری فضای کشور را پر کرده است و این فکر که روزی اعتماد به همدیگر نگرانی میان مردم را از بین ببرد امکانپذیر نیست! "
...
"در برمه کودکان را به گونه ای آموزش می دهند که تنها در میان خانواده اش احساس امنیت کند و بیگانگان را کانون خطر بداند.."
...
"سیاست ایرانیان با برچسب بی اعتمادی شناخته می شود .. و برای ایرانیان بسیار دشوار است مدت زمان طولانی با همدیگر کارکنند.."
و ...
...

کتاب مذکور" سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی" در 1968به رشته تحریر درآمد..
فکر میکردم اگرامروز جناب سامویل هانتیگتون قصد نوشتن کتابی را در زمینه بی اعتمادی انسان ها در ۲۰۰۸ داشت،
چه بر روی کاغذ می آورد... ؟!
.......
اکتاویو پاز را شاعر "عشق و دوستی" هم لقب داده اند .. به همین خاطر وقتی جایزه نوبل سال 1990 به این شاعر مکزیکی تعلق گرفت کسی متعجب نشد...
دو قطعه شعربسیار خواندنی ازگلچینی که در مجموعه ای به نام آزادی گرد آمده ... (لطفن با دقت هر چه تمامتر خوانده شود):
* خیابان... :
خیابانی ساکت و دراز
در تاریکی گام بر میدارم..
میلغزم و به زمین در می غلتم
برمی خیزم و کورمال کورمال قدم بر میدارم
پاهایم را روی سنگ های خاموش و برگ های خشک می گذارم
کسی از پشت سرم نیز
روی سنگها و برگها گام بر میدارد...
اگر آهسته گام بردارم..
او نیز قدم آهسته می کند
اگر به دویدن پردازم
او نیز می دود
روی باز میگردانم:
هیچ کس
همه چیز تاریک است و مسدود
میان این پیچ هایی که پیوسته به خیابان
منتهی می شود
می چرخم و می پیچم
در خیابانی که نه کسی انتظارم را می کشد
نه کسی دنبالم می کند
آنجا که من عابری را دنبال می کنم
او نیز به زمین میخورد
بر میخیزد و چون مرا می بیند ، می گوید : هیچ کس!
**نوشتن... :
کیست آنکه به پیش می راند
قلمی را که بر کاغذ می گذارم
در لحظه ی تنهایی؟
برای که می نویسد
آنکه به جای من قلم بر کاغذ می گذارد؟
...
کسی که در اندرونم می نویسد..
دستم را به حرکت در می آورد..
سخنی می شنود درنگ می کند..
ایستاده میان کوهستان سرسبز و در دریای فیروزه گون
با اشتیاقی سرد
به آنچه من بر کاغذ می آورم .. می اندیشد
در این آتش داد
همه چیز می سوزد
اما با این همه این داور
خود قربانی ست
و با محکوم کردن من
خود را محکوم می کند
به همه کس می نویسد
هیچ کس را فرا نمی خواند
برای خود می نویسد
خود را به فراموشی می سپارد
و چون از نوشتن رهایی می یابد..
دیگر باره به هیبت من در می آید...!
......
پ . ن بی ربط:
بازداشت نماینده مجلس به اتهام روابط نامشروع؟
پايينترين سرعت اينترنت خاورميانه،در ايران
استدلال جالب علی آبادی برای عدم استفاده از نام پرسپولیس!
کويت تحريمهاي عليه ايران را به اجرا گذاشت
سرپرست وزارت کشور:مسئول تبصره 13 میمانم!
تصاویر آتش سوزی در کارخانه مینو
مارادونا: پله فساد اخلاقی دارد!
روزنامه بذرپاش اول مهر بر روي دكه ميآيد(تبریک به جامعه رسانه ای کشور!)
حاشیه های مصاحبه های مطبوعاتی رییس جمهور همیشه برای من جالب تر بوده تا اصل جریان..
چون مطالب عنوان شده توسط رییس جمهور در بسیاری از سخنرانی ها و همایش ها و گفتگوها شنیده میشه..
امروز هم مثل همیشه کنفرانس محمود احمدی نژاد نکات جالبی داشت:
* در ابتدای کار برخلاف دوره های پیشین توسط حراست مطرح شده بود که هر خبرنگار باید با یک نیروی همراه و محافظ وارد سالن بشه تا نیروی مورد نظر خبرنگار مذکور رو به مسوولین معرفی کنه و بی خطر بودنش رو تضمین کنه ! اما هرچه گشتند برای من نیروی همراهی نیافتند( به علت دیرکردن همیشگی)
* با وجود اینکه از ابتدای راه تا انتها تمام تاکیدات بر این است که کسی موبایل با خودش نباشه و ما به همین خاطر از ده مدل گیت رد میشیم و از 3 مرحله بازرسی بدنی عبور می کنیم باز در میان کنفرانس تقریبن 5 درصد حاضرین مشغول مکالمه با تلفن نیستند!
* همیشه در چنین کنفرانس های خبری که از سوی مقام های بالای اجرایی برگزار میشه حرکات کوچک و ذره بینی فیزیکی مقام مورد نظر سوژه ی نابی برای دوستان عکاس به حساب میاد..
معروف ترین این حرکات لیوان آب برداشتن وزیر کشور ست ( که در آستانه ی خداحافظی ست)..
اما در کنفرانس های دیگران مانند احمدی نژاد که از لیوان آبی استفاده نشد هر حرکت کوچکی مثل خاراندن یک صدم ثانیه ای گونه ی راست رییس جمهور باعث میشد فضا از نور فلاش ها روشن بشه..
* شکایتی نیست که چرا عین آمار در هر 8 کنفرانس رییس جمهور خبرنگاران خارجی ( چین . العالم . واشنگتن پست.. رویترز..نیویورک تایمز.. ایتارتاس و ...) در ارجحیت پرسش قرار دارند.. چراکه ما داخلی ها شاید پس از این هم رییس جمهور را یافتیم..اما آنها نه .. ولیکن اگر مدت زمان برنامه بیشتر بود بی شک این مشکل هم حل میشد ...
* جمله ی آغازین خبرنگار ایتارتاس( خبرگزاری رسمی روسیه) به دلمان نشست..خیلی..
وی در ابتدای صحبتش از رییس جمهور عذرخواهی کرد که قادر نیست به زبان پارسی سوالش رو مطرح کنه.
اما تاکید کرد که به واسطه ی آشنایی با زبان شیرین پارسی آن را در حد ستایش کردن می دونه..
* احمدی نژاد در طول سخنان خود به ذکر موردی پرداخت که شنیدنش برای حاضرین جالب بود. وی در پاسخ به خبرنگاری که از موضع ایران در برابر سخنان ضد ایرانی فیصل پرسید گفت:
امیدواریم این حرف ها اشتباه باشد؛ حرف های سعوالفیصل لابد از روی عصبانیت است و ما صبر می کنیم که عصبانیت ایشان بخوابد؛ ما به احترام ملک عبدالله پاسخ ایشان را نخواهیم داد.
وی ادامه داد مدتی پیش
* نکات مهمی که محمود احمدی نژاد در هشتمین کنفرانس خبری خود به آنها اشاره کرد:
انتقاد از مواضع سعود الفیصل

دو قطعه شعر از پابلو نرودا که مجموعه ی زیبای"هوا را از من بگیر.. خنده ات را نه" کار اوست...
نرودا در این مجموعه آنقدر از عشق گفت که هر کس جای او بود خسته میشد...
(این دو قطعه شعر جملاتی از مجموعه ی نا آرام در آرامش است..)
"کلمه" :
خواهم مچاله کنم این کلمه را
پیچ و تاب دهم آن را
آری
چنان لیز است
انگر سگ بزرگ یا رودخانه
با زبانش لیسیده آن را
یا آب، در گذر سالیان ساییده آن را
خواهم ریگی نشان دهد در کلمه
نمک آهنی را
قدرت دندانی شکاف خاک را
آن جا باید خون
برای با حرف و بی حرف یکسان باشد
خواهم تشنگی را در هجاها ببینم
آتش را
در صداها لمس کنم
فریاد را
میان تاریکی حس کنم
بگذار کلماتم تند باشد
چون سنگ باکره
...
چیزی جز... :
با حقیقت پیمان بستم:
نور را به زمین باز گردانم
آرزو کردم چون نان باشم:
هرگز از مبارزه گریزان نبودم
اکنون اینجا منم با آنچه دوست داشتم
با انزوایی که از دست دادم
در سایه ی آن سنگ نمی آسایم
دریا نا آرام است .. نا آرام درآرامش من
پ . ن :
طالبان تماشای تلویزیون را ممنوع اعلام کرد!
رفتار غیرعرفی دولتی ها باامضا کنندگان استیضاح
سفير عربستان از راه دريا فرار کرد!
نمایشگاه نقاشی های همسر کره ای افشین قطبی
اوباما: تردیدی در حمایت از اسراییل ندارم
۳ قطعه شعر دیگر از " بانو شهرزاد خشایار " به بهانه ی روز تولد ایشان:
*
...با تو در بهاران
بی تو در خزانم
خدای من .. کاش همیشه تابستان بود ...
**
کاش روزگارم
مانند کارتونی بود
که در آن همه چیز و همه کس
در ژرفای قلب عروسکیشان
نازنین و محجوب است
سیندرلا عاشق است
سفید برفی زیباست
پیترپن مهربان است
و پینوکیو ...
چوبی و بی جان .. اما معصوم و قهرمان است
پدر ژپتو پدر پیر قصه های کهن
در حسرت پسری نقره ای
سالها در دل ماهی ماند
ماندو گریست
پدر چوب حکاکی می کرد
در کنارش زنجره خوب قصه ی ما
ضجه میزد بی صدا
اما عاقبت
پینوکیو زنده شد به مهر
باقی ماند با عشق
و قصه، موجی صورتی گرفت
و ماندگار شد در اقیانوس خیال
...
و کودکان خسته از خواب
آرمیدند با رویای آن ...
منصفانه قضاوت کردم
مشفقانه حکم دادم:
عشق اعدام شد...
...
پی نوشت بی ربط:
مواجهه احمدی نژاد با کاریکاتور خود
ماجرای صف طولانی دستشویی در کنکور کارشناسی ارشد!
پسر بن لادن و همسر انگلیسی ایشان!!!
وزارت جهاد کشاورزی: جلسه کیش چیز مهمی نبود!
تصویر احمدی نژاد و هاشمی ثمره (در جوانی البته)
قانونگذاران متحد!
۷۰میلیون ایرانی در انتظارند...
سرانجام درخت انتخابات در هوای دلپذیر اردیبهشت ماه به بار نشست و جدا از سالم بودن و نبودن میوه های این درخت نه چندان پیر، تنی چند از هم میهمانمان به عنوان نمایندگان هشتمین مجلس شورای اسلامی تا چندی دیگر بر روی صندلی های بهارستان، دوره 4 ساله قانونگذاری خود را آغاز می کنند...
دوره ای که جدا از مزایا و جایگاه و آتیه ای قدرتمند برای این عزیزان، رسالت خطیری را نیز با خود به همراه دارد..
شور و شوق انتخابات هشتمین پارلمان ایران نیز با خاتمه دور دوم آن، به اتمام رسید و پس از حرف و حدیث های فراوان و گمانه زنی های راست و دروغ، منتخبین تعیین شده برای تحقق وعده های شیرین خود لباس مقدس قانونگذاری را برای نظام جمهوری اسلامی بر تن کرده و در انتظار آغاز فعالیت خود باقی مانده اند.
نتیجه انتخابات نیز که طبق پیش بینی بسیاری، به سود گروهی ازفعالین سیاسی تحت عنوان « جبهه متحد اصولگرایان » به پایان رسید و اصلاح طلبان، جدا از چرایی و چگونگی آن، آنچنان که باید و شاید موفق به کسب کرسی های سبز رنگ بهارستان نگردیدند.
و اینچنین وظیفه سنگین قانونگذاری تا 4 سال آینده بر دوش متحدان اصولگرا نشست. گرچه بار، بار سنگینی است و به سر منزل مقصود رساندنش، نیازمند تدبیر و تلاش و اخلاص در عمل..
اما با توجه به گفته ها و شعارهای عزیزان منتخب، به راحتی می توان این انتظار شیرین را به نظاره نشست. چرا که دامنه شعارهای منتخبین آنچنان گسترده بود که به سختی می توان به تو خالی بودن آن تردید کرد.
اعضای جبهه متحد اصولگرایان که در دور اول با توجه به تبلیغات همه جانبه هم اصلاح طلبان و هم اصولگراها حایز اکثریت آرا شدند و در دور دوم نیز به همچنین، راس برنامه های خود را در گستره ی مقابله با تورم و بهبود معیشت و رسیدگی به شرایط ناگوار زندگی مردم قرار داده اند و به همین خاطر با پیروزی به دست آمده تمامی نگاههای مشتاق و منتظر را به سوی خود برگرداندند.
هنوز از خاطر نبرده ایم شعار انتخاباتی متحدین اصولگرا را که
« پروا ممکن بشتاب. همت چاره ساز است»
که خود نشانگر نگاه این دوستان به اوضاع مملکت است.
منتخبین اصولگرا نیز از خاطر نبرند که اهمال و فرصت سوزی در به جا آوردن وظایف، بی توجهی به محتوای شعار انتخابی است، و پروا و محافظه کاری نشانگر عدم اعتقاد این عزیزان به شعارهای پیش از انتخاب شدن.
شکی نیست که همت در اجرای امور چاره بسیاری از معضلات است. اما منتخبین اصولگرا توجه داشته باشند در طول مجالس متفاوت در کشور ما بسیاری دیگر نیز به دفعات سخن از همت و تلاش و تعهد به میان راندند.
اما پس از گذر اندک زمانی، نه تنها شعارها و گفته ها به باد فراموشی سپرده شد، بلکه در برخی مواقع ملت شاهد اجرای خلاف آن شعارها نیز بودند!
بنابراین رسالت نمایندگان انتخاب شده بسی سنگین تر از دوره های قبل است. چرا که میزان معضلات، درصد تورم، رشد بیکاری، نرخ مسکن، آشفتگی های فرهنگی، نابسامانی های اجتماعی و... ملموس تر است تا مجالس پیشین..
پس همت چاره سازتان را بدرقه راه کرده و به انتظار 70 میلیون ایرانی بزرگوار، 70 میلیون ایرانی همراه، 70 میلیون ایرانی دلسوز، پاسخی دلپذیر هدیه کنید.
چرا که از خرداد به بعد است که مفهوم «پروا نکن، بشتاب، همت چاره ساز است» از محدوده کلام خارج شده و نیاز به اجرایی شدن دارد.
قانونگذاران متحد اصولگرا ! فراموش نکنید 70 میلیون ایرانی در انتظارند...
۱ - کمک احمدی نژاد به زنی که پس از دیدن او غش کرد
۲- اخراج ایران از نمایشگاه بین المللی مالزی
۳-آیت الله صانعی:دیه زن و مرد در اسلام مساوی ست
۴- مخاطبین گرامی لطف کرده برای بیان تهدیدات خود از جملات رساتری استفاده کنند .
متاسفانه پیام ها زیاد مفهوم نیست!
...
عبد الله النجدی یکی از مفتیان وهابی در عربستان سعودی در پاسخ به سوالی در باره فوتبال ، حلال بودن آن را مشروط به 14 شرط کرد!
سوال: جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و.. نیفتیم.
جواب: به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیر را رعایت کنید:

اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است!
دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل و اوت و پنالتی و کرنر و …، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای…
سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست…
چهارم: نباید در تعداد بازیکنان با کفار و یهود و نصارا و خصوصاً آمریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید.
پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید، زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است.
ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ.
هفتم: نباید زمان بازی را ۴۵ دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید.
هشتم: نباید در دو نیمه ۴۵ دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک یا سه نیمه! بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود.
نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است!
دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و… وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است.
یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!!
دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!
سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود.
چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و … است.
اینها بعضی از شروط و ضوابطی است که مانع تشبّه به کفّار و مشرکین در بازی فوتبال می گردد… من به اجرای این شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمی کنم، بلکه اینها در واقع برای کسی است که توان انجام ورزش های شرعی را ندارد و برای مؤمن صادق، ادلّه نقلی و عقلی مبنی بر تشبّه فوتبال به کفّار کافی است، زیرا انجام بازی فوتبال بغض انسان را نسبت به کفّار متزلزل می سازد، ولی جوانان این امر را شادی و بازی می پندارند (و تحسبونه هیناً و هو عند الله عظیم…).
در پایان امیدوارم که این پیام برای جوانان و دیگران مؤثر و مفید باشد. اللّهم آمین...
به قلم عبدالله النجدی
اض-ربیع الاول۱۴۲۳ه
...
پ . ن:
به همین سادگی را ببینید
...
اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم
کسی که حرف دلش را نگفت من بودم
دل
